ای هستی از قصر غنا افکنده در ویرانهات
گلکرده از هر موی تو ادبار چینی خانهات
میباید از دست نفس جمعیت دل باختن
تا ریشه باشد میتند آوارگی بر دانهات
در عالمعشق و هوس رنجیندارد هیچکس
چونشمعزافسوننفسخودآتشیدر خانهات
تمهید عیش ای بیخبر فرصت ندارد آنقدر
تا شیشه قلقلکرده سر میرفته از پیمانهات
سیر خرابات دلست آنجاکه میسایی قدم
غلتیده هستی تا عدم در لغزش مستانهات
میتاز چندیپیش وپس تا آنکهگردی بینفس
چوناره باید ریختندرکشمکش دندانهات
ای خلوتآرای عدم تاکی به فهم خود ستم
افکند شغل عیش و غم بیرون در افسانهات
فالگشادی میزدند از طرهات صبح ازل
زنهار میبوسد هنوز انگشت دست شانهات
بیدستگاهیداشت امناز آفتعشق و هوس
پروز از راه سوختن واکرد بر پروانهات
حیفاست تحقیق آشنا جوشد به وهم ماسوا
تا چند باید داشتن خود را ز خود بیگانهات
بیدل چهوحشتداشتیکز خود اثر نگذاشتی
شور سر زنجیر هم رفت از پی دیوانهات



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی وضعیت انسان و وجودش در دنیای عشق و هوس میپردازد و از احساسات متناقضی چون غم و شادی سخن میگوید. او بر این باور است که انسان برای رسیدن به آرامش واقعی باید وابستگیهای دنیوی را رها کند و از نفس خود دل بکَند. عشق و هوس در این عالم رنجی برای کسی به همراه ندارد و زندگی باید در لذت و خوشی گذر کند. شاعر به صورت استعاری، وجود انسان را در چالش و کشمکش میان بودن و نبودن تصویر میکند و هشدار میدهد که باید به عمق وجود خود توجه کند تا از غفلت و بیتوجهی به خود نجات یابد. در پایان، بیدل به خودآگاهی و حقیقت وجودی اشاره میکند و میگوید که ترس از شناخته شدن و از دست دادن خود، تنها رنجی است که میتواند انسان را به زنجیر بکشد.
هوش مصنوعی: ای هستی، تو با شکوهی مانند یک قصر باشکوه، اما در حال حاضر از آن قصر، فقط ویرانهای باقی مانده است. از هر مو و جزئی از وجود تو، بیحالی و ناامیدی ریشه دوانده است.
هوش مصنوعی: برای رهایی از فشار و تزاحم جمعیت، باید از وابستگیهای دنیوی دل بکنی تا بتوانی ریشهدار شوی و از آوارگی و بیسرنوشتی دوری کنی.
هوش مصنوعی: در دنیای عشق و تمایلات، هیچ کس به اندازه شمع که به خاطر خود در آتش میسوزد، رنج نمیکشد.
هوش مصنوعی: زندگی را بخور و استفاده کن، ای کسی که بیخبر هستی. زمان برای لذت بردن خیلی کم است و به زودی فرصتها از دست میروند، نظیر شیشهای که سرش در حال خالی شدن است.
هوش مصنوعی: در مکانی که دل به سمت خرابات (محل فساد و خوشگذرانی) میرود، تو با هر قدمی که برمیداری، وجودت در حال غلتیدن به سوی نیستی است و این نتیجهی حالت مستی و سرخوشی توست.
هوش مصنوعی: مدتی بجنگ و تلاش کن تا بعد از آن به آرامش برسی. مانند اره که برای برش چیزی، باید در کشمکش با دندانهاش باشد.
هوش مصنوعی: ای کسی که در جستجوی تنهایی و آرامش هستی، تا چه زمانی قرار است تحت فشار و محدودیتهای خود به سر ببری؟ لذتی را از زندگی به دست نخواهی آورد و درد و غمهایت را در داستان وجودت پنهان کردهای.
هوش مصنوعی: در آغاز روزگار، فالگیران به زیباییهای تو اشاره میکردند و از آن زمان تاکنون، هنوز هم یاد تو در دلها باقی مانده و به نوعی تو را همچون یک یادگار گرانبها میبوسند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در نبود نظم و سامان، عشق و تمایلات نمیتوانند آسیبرسان باشند. فقط از طریق سوزاندن و رنج، میتوان به زیبایی و نورانی بودن پروانه دست یافت. به عبارتی دیگر، در سختیها و چالشهاست که تجربههای ارزشمندی به دست میآید و رشد صورت میگیرد.
هوش مصنوعی: تحقیقات و جستجوهای آشنا باید از خیال و توهم دیگران جدا باشد. چرا اینقدر باید خود را از واقعیتهای خود بیگانه کنیم؟
هوش مصنوعی: بیدل، تو چه ترسی از خودت داشتی که هیچ نشانی از خودت باقی نگذاشتی؟ حتی دیوانگیات هم به دنبال تو رفته و زنجیرش را گسسته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.