به حرف و صوت مگو کار دل تباه نگردد
کجاست آینهای کز نفس سیاه نگردد
ز ما و من به ندامت مده عنان فضولی
تأملی که نفس رفته رفته آه نگردد
گر انفعال خطا نگذرد ز جادهٔ عبرت
بسر درآمده را پا کفیل راه نگردد
بقا کجاست که نازد کسی به هستی باطل
به دعویای که تو داری نفس گواه نگردد
هزار لغزش مستیست پیش پای تعین
سر بریده مگر از خم کلاه نگردد
به فکر هستی موهوم احتمال ندارد
که سر به جیب فرو بردن تو چاه نگردد
تلاش دیگر و آزادگیست جوهر دیگر
مژه اگر به تپش خون شود نگاه نگردد
دگر به سایهٔ دست حمایت که گریزم
چو شمع بستن مژگان اگر پناه نگردد
ز فوت فرصت دامنفشان به پیش که نالم
که عمر رفته به فریادکس ز راه نگردد
دل از غبار حوادث میفشرید به تنگی
که هاله یکدو نفس بیش گرد ماه نگردد
به کر و فر مفریبید طبع بیدل ما را
دماغ فقر حریف صداع جاه نگردد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تأمل در عمق وجود انسان و حقیقت زندگی میپردازد. او بر این نکته تأکید میکند که حرف و صدا نمیتوانند مشکلات دل را حل کنند و انسان باید به جستجوی آینهای بپردازد که در آن حقیقت خود را ببیند. همچنین، بر ندامت از فضولی و یادآوری اشتباهات و عبرتها تأکید شده و اشاره میکند که بقا و جاودانگی تنها در حقیقت و آزادگی نهفته است. شاعر به دل و روح اشاره میکند که باید از غبار حوادث دورمان کند و به خاطر اشتباهات و فوت فرصتها به خود نالیده نشود. در نهایت، او به فقر و جاهطلبی نیز به عنوان چیزهایی پرداخته است که نمیتوانند او را به آسایش برسانند.
هوش مصنوعی: به زبان و کلام نگو که دل دچار مشکل نمیشود؛ بایدبه دنبال آینهای بگردی که از نفسهای تیره و ناپاک تاثیر نگیرد.
هوش مصنوعی: به خود مشغول نشو و از فکر کردن به دیگران و کار آنها دوری کن، زیرا نفس انسان به تدریج دچار حسرت و پشیمانی میشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی از اشتباهات خود عبرت نگیرد و همچنان در راه خطا پیش برود، نمیتواند در مسیر درست قرار بگیرد و به هدف برسد.
هوش مصنوعی: بقا کجاست که کسی به وجود ناپایدار مغرور باشد، در حالی که این ادعای تو را نفس خودت هم تأیید نمیکند.
هوش مصنوعی: در هزاران خطا و لغزش ناشی از مستی، سر بریدهای وجود دارد که نمیتواند از خم کلاه خود بگذرد. این نشاندهنده محدودیتها و موانع موجود در مسیر درک حقیقت یا واقعیت است.
هوش مصنوعی: اگر در اندیشههای غیرواقعی و بیپایه هستی، نباید انتظار داشته باشی که با فرو بردن خود به درون جیب، به نتیجهای مثبت یا مفید دست یابی.
هوش مصنوعی: تلاش و آرزوی آزادی، تنها چیزی است که ارزشمند است. اگر اشک چشم به خاطر احساسات، مانند تپش قلب باشد، دیگر به جلوههای ظاهری توجه نمیشود.
هوش مصنوعی: به دنبال جایی برای پناهبردن هستم، چون اگر از سایهٔ حمایت دور شوم، مانند شمعی که در باد خاموش میشود، میخواهم مطمئن شوم که در امان هستم.
هوش مصنوعی: به خاطر از دست رفتن فرصتها، بهتر است که جلوتر برویم و از آنها استفاده کنیم، وگرنه باید فریاد بزنیم که عمر ما به هدر رفته است و دیگر نمیتوان به عقب برگشت.
هوش مصنوعی: دل از مشکلات و سختیهای زندگی پریشان و نگران است، اما در زمانی که به آرامشی دست یابد، مانند هالهای که دور ماه دیده میشود، فقط چند نفس بیشتر نخواهد بود و خیلی زود از بین میرود.
هوش مصنوعی: به ناتوانی و بیمقداری خود فریب نخورید. طبیعت بیدلی من نمیتواند با بیپولی و فقر سازگار شود و جاهطلبی مرا آزار نمیدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سیاه چون دل رنگین سخن ز آه نگردد
حنا نرفته به هندوستان سیاه نگردد
حدیث عشق مگو چون دل دونیم نداری
که هیچ دعوی ثابت به یک گواه نگردد
بجز شکست ندارد بهار عالم امکان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.