ما وصال تو به زاری و دعا میطلبیم
دردمندیم و ز لعل تو دوا میطلبیم
همچو حجّاج به احرام درت بسته میان
کعبهٔ کوی تو از راه صفا میطلبیم
هرکسی از پی مقصود خود اندر طلبی است
حاصل آنست که ما از تو ترا میطلبیم
دیده هرسو نگران و تو به خلوتگه دل
تو کجایی و ترا ما به کجا میطلبیم
در نسیمی که ز زلف تو دمد موجودست
آنچه از رایحهٔ باد صبا میطلبیم
نفحهٔ مشک خطا در شکن طرّهٔ تست
ما ز چین سر زلفت به خطا میطلبیم
غرض ابن حسام از رخ زیبای تو چیست
غالب آنست که ما صنع خدا میطلبیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و longing خود نسبت به معشوق میپردازد. او از دردی سخن میگوید که ناشی از دوری و عدم وصال است و از خداوند دعا میکند تا به وصال معشوق دست یابد. شاعر معشوق را به کعبه تشبیه میکند و در جستجوی اوست، در حالی که دیگران مقصود خود را میجویند، او فقط خواهان حضور معشوق است. همچنین، او به زیباییهای معشوق و بوی زلفهایش اشاره میکند و هدفش از توصیف زیبایی معشوق فقط جلب توجه به خالق آن زیبایی است. در نهایت، احساس ناامیدی و دل تنگیاش در جستجوی معشوق به وضوح بیان میشود.
هوش مصنوعی: ما با اشتیاق و دعا به دنبال رسیدن به تو هستیم، زیرا دردی داریم و تنها از زیبایی تو به عنوان درمان خود درخواست میکنیم.
هوش مصنوعی: مانند حجاج که با احرام به سوی کعبه میروند، ما نیز در وسط کوی تو از طریق پاکی و صفا درخواست میکنیم.
هوش مصنوعی: هر کسی به دنبال هدف و خواستهاش میگردد، اما آنچه واقعاً به دست میآوریم این است که ما در جستجوی تو هستیم.
هوش مصنوعی: چشمها همه نگران و پر از سوال هستند، اما تو در دل خودت کجایی؟ ما هم به دنبالت هستیم و نمیدانیم کجا باید تو را پیدا کنیم.
هوش مصنوعی: در نسیمی که از موی تو باد میوزد، هر آنچه که از بوی خوش باد صبا انتظار داریم، وجود دارد.
هوش مصنوعی: بو و عطر مشک به اشتباه در گیسوی تو پیچیده است و ما از چین و شکن زلفت به اشتباه خواهان آن هستیم.
هوش مصنوعی: ابن حسام به زیبایی تو اشاره میکند و میپرسد هدفش از این زیبایی چیست. او میگوید که ما فقط به دنبال آثار و نشانههای خداوند هستیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیده دیدن رویت ز خدا می طلبیم
در رخ نور وشت نور و صفا می طلبیم
مدّتی تا ز غمت دل به جفا بنهادیم
لیکن از کوی صفا بوی وفا می طلبیم
ما نداریم گناهی، چو تو می گویی نیست
[...]
خستهحالیم و ز زلف تو شفا میطلبیم
دردمندیم و ز وصل تو دوا میطلبیم
هرکسی را ز تو گر هست به نوعی طلبی
ما به هر وجه که هست از تو تو را میطلبیم
از خدا نعمت جنت طلبد زاهد و ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.