ای جمال تو مرا شمع شب افروز امشب
شمع گو مشعله داری ز تو آموز امشب
شمع را تاب تو چون نیست از آن میسوزد
گو چو پروانه درین سوز همیسوز امشب
امشب از شمع رخت مجلس ما روشن شد
شمع گو چهر دلافروز میفروز امشب
شبم از طلعت زیبای تو امشب روزست
کاش تا روز قیامت نشود روز امشب
پارهای بر دل صد پاره ما دوخت ز وصل
سوزن ناوک آن غمزه دلدوز امشب
لب لعل تو به کام دل من داد بداد
بر مراد دل از اینم شده پیروز امشب
شب اگر حادثه زاید چه عجب ابن حسام
به علی رغم جهان عیش بیندوز امشب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و شب را بهانهای برای بروز احساسات عمیق خود میداند. او خود را نسبت به شمعی میبیند که تحت تأثیر نور و زیبایی معشوق قرار دارد و این جذبه باعث میشود تا فضای شب برایش روشن و دلانگیز شود. شاعر آرزو میکند که این شب زیبا و سرشار از عشق تا قیامت ادامه یابد و به تلخیها بیاعتنا باشد. از طرفی، او به دردها و غمهای ناشی از عشق نیز اشاره میکند که به همراه زیبایی معشوق، در دلش نقش بسته است. این غزل در نهایت، به توصیف حالتی از خوشی و شگفتی نسبت به معشوق و زیباییهای شب میپردازد.
هوش مصنوعی: ای زیبایی تو، مانند شمعی هستی که در شب میدرخشد. امشب به شمع بگو که به یاد تو شعلهور باشد و از تو یاد بگیرد.
هوش مصنوعی: شمع به خاطر تو نمیتواند دوام بیاورد و در حال سوختن است. من هم مانند پروانه، در این آتش عاشقانه سوخته و در انتظار تو هستم.
هوش مصنوعی: امشب زیبایی چهرهات مانند شمعی است که مجلس ما را روشن کرده است. ای شمع، نگذار که زیباییات کمرنگ شود.
هوش مصنوعی: امشب به خاطر چهره زیبایت، شب من به روز تبدیل شده است و ای کاش این شب تا روز قیامت ادامه پیدا کند و هرگز به روز نرسد.
هوش مصنوعی: کسی دل ما را که زخمهای زیادی دارد، با وصل خود مانند پارهای از پارچه دوخت. این کار را با سوزن زیبایی و نازک خود انجام داد و امشب باعث شد که دوباره دلمان بسوزد.
هوش مصنوعی: لب زیبای تو، دل مرا شاد کرده و آرزوی من را برآورده است. از این رو، امشب احساس پیروزی میکنم.
هوش مصنوعی: اگر شب حادثهای اتفاق بیفتد، تعجبی ندارد که ابن حسام امشب با وجود تمام مشکلات، به شادکامی و لذت بپردازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب
یا درآید ز در آن شمع شب افروز امشب
گر بمیرم بجز از شمع کسی نیست که او
بر من خسته بگرید ز سر سوز امشب
مرغ شب خوان که دم از پرده ی عشّاق زند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.