ندهم دل به دست تو ندهم
گربه تو دل دهم ز تو نرهم
کوی تو جایگاه فتنه شده ست
بر سر کوی تو قدم ننهم
دوستان از فراق تو شکهند
من همی از وصال تو شکهم
گرمن لابه ساز چرب سخن
چه بسی لابه ها به دل ندهم
سخت بسیار حیله باید کرد
تا زدست تو سنگدل بجهم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ندهم دل به دست تو ندهم
گربه تو دل دهم ز تو نرهم
کوی تو جایگاه فتنه شده ست
بر سر کوی تو قدم ننهم
دوستان از فراق تو شکهند
من همی از وصال تو شکهم
گرمن لابه ساز چرب سخن
چه بسی لابه ها به دل ندهم
سخت بسیار حیله باید کرد
تا زدست تو سنگدل بجهم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دلبستگی و فراق خود سخن میگوید و تأکید میکند که هرگز دلش را در دست معشوق نخواهد گذاشت، چرا که او را سنگدل میداند. او به فتنهانگیزیهای عشق و دشواریهای وصال اشاره میکند و میگوید که دوستانش نیز از دوری معشوق نگران هستند. شاعر میداند که برای دوری از معشوق باید تدابیری بیندیشد، اما در عین حال نمیتواند از دلش بگذرد و فراق را تحمل کند.
هوش مصنوعی: من دل خود را به تو نمیسپارم، اما اگر تو دل من را بگیری، از تو دور نخواهم شد.
هوش مصنوعی: کوچهی تو به محل وقوع دردسر و جنجال تبدیل شده است، به همین خاطر دیگر به آنجا پا نمیگذارم.
هوش مصنوعی: دوستان من به خاطر دوری تو ناراحت و غمگین هستند، اما من از نزدیکی و وصالت هم در درون خودم دچار درد و نگرانیام.
هوش مصنوعی: اگر من با سخنان نرم و شیرین خود تو را ترغیب کنم، چه فرقی میکند؟ چون هرگز به دل خودم نمیسپارم که از لابهکشیهای دیگران تاثیر بگیرم.
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانم از دست توی سنگدل خلاص شوم، باید خیلی زیرکانه و با تدبیر عمل کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که اگر سیم ها به سود دهم
نعمتی زین طریق زود نهم
سست جولان ز عزّ ذاتش وهم
تنگ میدان ز کُنه وصفش فهم
گوئی از دست عشق کی برهم
تا روم سر به تخت باز نهم
چه کنم زلف یار چون زره است
زره او همی برد ز رهم
ای دل از من به شاه خوبان شو
[...]
من که مشکلگشای صد گرهم
دهخدای ده و برون دهم
کی کنی سر عاشقان را فهم؟
تا نیابی فراز قلهٔ وهم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.