فردوسی
»
شاهنامه
»
پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود
»
بخش ۲۶ - زخم خوردن نوشزاد و وصیت او به مادر
بگرد اندرون خسته شد نوشزاد
بسی کرد از پند پیروز یاد
بیامد به قلب سپه پر ز درد
تن از تیر خسته رخ از درد زرد
چنین گفت پیش دلیران روم
که جنگ پدر زار و خوارست و شوم
بنالید و گریان سقف را بخواند
سخن هرچ بودش به دل در براند
بدو گفت کین روزگارم دژم
ز من بر من آورد چندین ستم
کنون چون به خاک اندر آید سرم
سواری برافگن بر مادرم
بگویش که شد زین جهان نوشزاد
سرآمدبدو روز بیداد و داد
تو از من مگر دل نداری به رنج
که اینست رسم سرای سپنج
مرا بهره اینست زین تیره روز
دلم چون بدی شاد و گیتیفروز
نزاید جز از مرگ را جانور
اگر مرگ دانی غم من مخور
سر من ز کشتن پر از دود نیست
پدر بتر از من که خشنود نیست
مکن دخمه و تخت و رنج دراز
به رسم مسیحا یکی گور ساز
نه کافور باید نه مشک و عبیر
که من زین جهان کشته گشتم بتیر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیروز (اشاره) مسیحا (اشاره)
هوش مصنوعی: نوشزاد از درد جراحتی که در جنگ دیده، نالان و غمگین به جمع دلیران روم میپیوندد. او از ستمهای روزگار و رنجهایش سخن میگوید و به مادرش وصیت میکند که وقتی او از دنیا رفت، سواری بر سر مزارش بفرستد تا بگوید از دنیا رفته است. او از زندگی و زخمهایش شکایت میکند و میگوید که مرگ تنها راه رهایی از رنجهاست. در نهایت، او درخواست میکند که مراسم تشییع مانند مسیحیت ساده باشد و از زیورآلات و عطرها بینیاز باشد، چرا که او به خاطر جنگ از این دنیا رفته است.
هوش مصنوعی: نوشزاد در دل خود غمگین و رنجور شد و به یاد پندهای پیروز (یکی از شخصیتهای حکیم و خردمند) بسیار فکر کرد.
هوش مصنوعی: نوشزاد، که در سپاه حضور دارد، به شدت از درد و زخم تیر رنج میبرد و رنگش از شدت درد، زرد شده است.
هوش مصنوعی: او به دلیران رومی میگوید که حال پدرش، در جنگ، بسیار بد و رنجور است و وضعیت او ناگوار و تلخ است.
هوش مصنوعی: نوشزاد با ناراحتی و اشکریزان به سقف ناله کرد و هر آنچه در دل داشت را بیان کرد.
هوش مصنوعی: او به مادرش گفت که این روزگار بر او سخت و تیره شده و بسیاری از ظلمها و بیعدالتیها را بر او روا داشته است.
هوش مصنوعی: بنابراین، وقتی که سر من به خاک بیفتد، سوارانی را به سوی مادرم بفرستید.
هوش مصنوعی: نوشزاد از این دنیا رفت و دوران ظلم و ستم و عدالتش پایان یافت.
هوش مصنوعی: نوشزاد از مادرش میپرسد که آیا او نسبت به رنج و درد او دلسوزی ندارد، زیرا این وضعیت و دنیای پر از درد و رنج این چنین است.
هوش مصنوعی: من تنها بهرهام از این روزگار تلخ و غمانگیز، شادمانی دل است، در حالی که روح و روان من در زحمت و درد به سر میبرد.
هوش مصنوعی: تنها از مرگ جانوران به دنیا میآید و اگر به حقیقت مرگ آگاه باشی، نگران غم من نباش.
هوش مصنوعی: نوشزاد میگوید که برعکس او که از کشتن دیگران عذاب نمیکشد و در آرامش است، پدرش از او بدتر است چون از محنت و آزار دیگران راضی نیست و این وضعیت برایش آزاردهنده است.
هوش مصنوعی: نوشزاد به مادرش میگوید که برای او گور و مقبرهای بسازند که به جای کافور و مشک و عطر، از رنج و زحمت و زینتهای دنیا خبری نباشد. او نمیخواهد که برایش دغدغههای دنیوی و تشریفات غیرضروری ایجاد شود.
هوش مصنوعی: من به هیچ چیز مانند کافور، مشک و عطر احتیاج ندارم، زیرا من از این دنیا با تیر (و زخم) کشته شدم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.