بخش ۵ - اندیشهٔ شاه درباره سپاه و فراخوان جوانان
به موبد چنین گفت نوشینروان
که با داد ما پیر گردد جوان
به گیتی نباید که از شهریار
بماند جز از راستی یادگار
چرا باید این گنج و این روز رنج
روان بستن اندر سرای سپنج
چو ایدر نخواهی همیآرمید
بباید چرید و بباید چمید
پراندیشه بودم ز کار جهان
سخن را همیداشتم در نهان
که تا تاج شاهی مرا دشمنست
همه گرد بر گرد آهرمنست
به دل گفتم آرم ز هر سو سپاه
بخواهم ز هر کشوری رزمخواه
نگردد سپاه انجمن جز به گنج
به بی مردی آید هم از گنج رنج
اگر بد به درویش خواهد رسید
ازین آرزو دل بباید برید
همیراندم با دل خویش راز
چو اندیشه پیش خرد شد فراز
سوی پهلوانان و سوی ردان
هم از پند بیداردل بخردان
نبشتم به هر کشوری نامهای
به هر نامداری و خودکامهای
که هر کس که دارید هوش و خرد
همی کهتری را پسر پرورد
به میدان فرستید با ساز جنگ
بجویند نزدیک ما نام و ننگ
نباید که اندر فراز و نشیب
ندانند چنگ و عنان و رکیب
به گُرز و به شمشیر و تیر و کمان
بدانند پیچید با بدگمان
جوان بیهنر سخت ناخوش بود
اگر چند فرزند آرش بود
عرض شد ز در سوی هر کشوری
درم برد نزدیک هر مهتری
چهل روز بودی درم را درنگ
برفتند از شهر با ساز جنگ
ز دیوان چو دینار برداشتند
بدان خرمی روز بگذاشتند
کنون لاجرم روی گیتی بمرد
بیاراستم تا کی آید نبرد
مرا ساز و لشکر ز شاهان پیش
فزونست و هم دولت و رای بیش
سخنها چو بشنید موبد ز شاه
بسی آفرین خواند بر تاج و گاه
چو خورشید بنمود تابنده چهر
در باغ بگشاد گردان سپهر
پدید آمد آن تودهٔ شنبلید
دو زلف شب تیره شد ناپدید
نشست از بر تخت نوشین روان
خجسته دلفروز شاه جوان
جهانی به درگاه بنهاد روی
هر آنکس که بد بر زمین راهجوی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
انوشیروان اهریمن (اشاره)
هوش مصنوعی: نوشین روان، شاه خردمند، با موبد درباره اهمیت جوانان و سپاه گفتگو میکند و بر این باور است که یادگار واقعی یک پادشاه، راستی و عدالت است. او تصمیم میگیرد که سپاه بسازد و جوانان از هر نقطه را فراخواند تا با هنرهای جنگی آشنا شوند و آماده نبرد گردند. نوشین روان نامههایی به نامداران و خردمندان مینویسد تا فرزندانشان را به میدان بفرستند. در این میان، زمان برای آمادهسازی سپاه به سرعت میگذرد و تا چهل روز به تدارک جنگ میپردازند. در نهایت، او با یقین به پیروزی و فرارسیدن نبرد، آماده است تا جهانی را با چهرهای دلفروز و جوان ببیند.
هوش مصنوعی: نوشینروان به موبد گفت که اگر بهراستی و درستی عمل کنیم، جوانان ما هم با انصاف و خیرخواهی بزرگ خواهند شد.
هوش مصنوعی: در جهان، نباید از شاه یاد کرد جز به یادگاری راست و نیک.
هوش مصنوعی: چرا باید این ثروت و این سختی را در کاخ سپنج (خانهٔ بزرگ) با خود حمل کرد؟
هوش مصنوعی: اگر در اینجا نخواهی خواب بمانی، باید به زندگی و حرکت ادامه دهی و نباید بیخبر باشی یا بیتحرک بمانی.
هوش مصنوعی: به شدت در مورد وقایع و اوضاع دنیا فکر میکردم و دربارهٔ آنچه در دل داشتم، به هیچ کس چیزی نمیگفتم.
هوش مصنوعی: برای من که تاج شاهی به خطر افتاده، دشمنان بسیاری وجود دارند و همهجا تنها شیطان و بدیها را میبینم.
هوش مصنوعی: به دل خود گفتم که از هر سو سپاه جمع کنم و اگر بخواهم، از هر کشوری سربازان جنگجو بیاورم.
هوش مصنوعی: سپاه (حضور رزمندگان) هیچگاه جز با دارایی و ثروت (گنج) جمع نمیشود و اگر مردانگی و شجاعت نباشد، حتی با وجود ثروت هم مشکلات و دردها (رنج) به سراغ انسان میآید.
هوش مصنوعی: اگر آرزوی بدی به درویش برسد، باید دل را از آن آرزو جدا کند.
هوش مصنوعی: دل خود را به راز و نیاز درونی مشغول میکردم و زمانی که فکر و اندیشهام به اوج میرسید، به حل و فصل مسائل میپرداختم.
هوش مصنوعی: به سوی پهلوانان و افراد نیکوکار نیز از نصیحت و اندرز دلآگاه خردمندان توجه شد.
هوش مصنوعی: فی البداهه برای هر کشور نامهای نوشتم و آن را به نام شخصیتهای بزرگ و فرمانروایان تسلیم کردم.
هوش مصنوعی: هر کسی که دارای هوش و خرد است باید برای پرورش و تربیت فرزندان خود تلاش کند تا آنها را به مقام خردمندی و دانایی برساند.
هوش مصنوعی: شاه فرمان میدهد که جوانان را به میدان جنگ بفرستند تا به دنبال افتخار و شهرت بروند و نام و ننگ خود را در میدان نبرد بیابند.
هوش مصنوعی: در فراز و نشیبهای زندگی، نباید کسی به چنگ و عنان (تسلط بر ابزار جنگی و اسب) بیخبر باشد؛ یعنی هرگز نباید از مهارتهای جنگی و سوارهنظام غافل بمانند.
هوش مصنوعی: جوانان باید در هنرهای جنگی همچون ضربه با گرز، شمشیر زنی و تیراندازی با کمان مهارت پیدا کنند، زیرا این جنگاوری با سوءظن و بدگمانی همراه است.
هوش مصنوعی: جوان بیهنر، حتی اگر فرزندی از آرش (اسطورهای ایرانی و تیرانداز ماهر) باشد، به شدت ناپسند و ناخوشایند است.
هوش مصنوعی: گزارشهایی از هر سرزمین به دربار فرستاده شد و من دارایی خود را به نزد هر سرکشی (رئیس محلی) بردم.
هوش مصنوعی: چهل روز در انتظار بودند تا پول (درم) به دست آید و از شهر خارج شدند و به سمت جنگ با ساز و آلات جنگی رفتند.
هوش مصنوعی: وقتی دیوان (مقامات رسمی) دینارها (پولها) را برداشتند و جمع کردند، با آن خوشی و شادی روز را گذراندند.
هوش مصنوعی: اکنون حتمی است که در این دنیا، جنگ و درگیری برپاست و من باید خود را آماده کنم تا ببینم تا چه زمانی این نبرد ادامه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: من از دیگر پادشاهان، سپاه و قدرت بیشتری دارم و همچنین تدبیر و عقل بالاتری نیز دارم.
هوش مصنوعی: موبد، وقتی سخنان شاه را شنید، بسیار به تاج و جایگاه او نیکی گفت و ستایش کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید چهرهٔ درخشان خود را نشان داد، گردونهٔ آسمان در باغ (دنیا) گشوده شد.
هوش مصنوعی: آن لشکر (توده) از گرد و غبار (شنبلید) به وجود آمد و دو زلف او (شب تیره) در ظلمت (ناپدید) شد.
هوش مصنوعی: شاه جوان، دلفروز و خوشبخت، از تخت نوشین روان سلطنتی خود نشسته است.
هوش مصنوعی: هر کسی که بدی کرده و در زمین به دنبال نیکیها میگردد، روی خود را به درگاه شاه کسری میآورد و به او مراجعه میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.