فردوسی
»
شاهنامه
»
پادشاهی اشکانیان
»
بخش ۹ - نامهٔ نهانی نزد پسر: گریختن اردشیر چون تیر از کمان و جستوجوی پنهان او در پارس
چو شب روز شد بامداد پگاه
بفرمود تا بازگردد سپاه
بیامد دو رخساره همرنگ نی
چو شب تیره گشت اندر آمد بری
یکی نامه بنوشت نزد پسر
که کژی به باغ اندر آورد بر
چنان شد ز بالین ما اردشیر
کزان سان نجست از کمان ایچ تیر
سوی پارس آمد بجویش نهان
مگوی این سخن با کسی در جهان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
اردشیر
هوش مصنوعی: در این بخش از شعر، پادشاه اردشیر پس از شب و روزی طولانی فرمان میدهد که سپاهش به موطن خود بازگردد. او نامهای برای پسرش مینویسد و به او میگوید که به باغ برود. اردشیر در حالی که با نگرانی از بالین خود برخاسته، قصد دارد تا به دنبال فرزندش در پارس برود، اما از دیگران میخواهد که این موضوع را به کسی نگویند تا از خطرات احتمالی در امان بمانند.
هوش مصنوعی: وقتی که شب به روز تبدیل شد، در صبحگاه، اردشیر دستور داد تا سپاه به عقب برگردد.
هوش مصنوعی: او (اردشیر) دختر را با دو چهرهای که رنگشان مانند نی (رنگی متمایل به زرد) است، به طرز تیرهای به صورت پنهانی به درون ورود کرد؛ در شب تاریک، به صورت مخفی به درون آمد.
هوش مصنوعی: اردشیر نامهای نوشت و آن را نزد پسرش فرستاد تا او را به باغ بیاورد و به کمک او به وضع نابسامان خود رسیدگی کند.
هوش مصنوعی: اردشیر، به گونهای ناگهانی و سریع، مانند تیری که از کمان رها میشود، از بالین ما (کنار ما) رفت.
هوش مصنوعی: اردشیر به سمت پارس رفت تا او را مخفیانه جستوجو کند، اما هیچکس در دنیا نباید در مورد این موضوع چیزی بگوید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.