بخش ۱۳ - سخن دقیقی: نبردهای گرامی و بستور و نیوزار و افتادن درفش کاویان
بیامد سر سروران سپاه
پسر تهم جاماسپ دستور شاه
نبرده سواری گرامیش نام
به مانندهٔ پور دستان سام
یکی چرمهای برنشسته سمند
یکی گام زن بارهٔ بیگزند
چمانندهٔ چرمهٔ نونده جوان
یکی کوه پاره ست گوی روان
به پیش صف چینیان ایستاد
خداوند بهزاد را کرد یاد
کدامست گفت از شما شیردل
که آید سوی نیزهٔ جان گسل
کجا باشد آن جادوی خویش کام
کجا خواست نام و هزارانش نام
برفت آن زمان پیش او نامخواست
تو گفتی که همچو ستونست راست
بگشتند هر دو سوار هژیر
به گرز و به نیزه به شمشیر و تیر
گرامی گوی بود با زور شیر
نتابید با او سوار دلیر
گرفت از گرامی نبرده گریغ
گرامی کفش بود برنده تیغ
گرامی خرامید با خشم تیز
دل از کینهٔ کشتگان پر ستیز
میان صف دشمن اندر فتاد
پس از دامن کوه برخاست باد
سپاه از دو رو بر هم آویختند
و گرد از دو لشکر برانگیختند
بدان شورش اندر میان سپاه
ازان زخم گردان و گرد سیاه
بیفتاد از دست ایرانیان
درفش فروزندهٔ کاویان
گرامی بدید آن درفش چو نیل
که افگنده بودند از پشت پیل
فرود آمد و بر گرفت آن ز خاک
بیفشاند از خاک و بسترد پاک
چو او را بدیدند گردان چین
که آن نیزهٔ نامدار گزین
ازان خاک برداشت ، بسترد و برد
به گردش گرفتند مردان گرد
ز هر سو به گردش همی تاختند
به شمشیر دستش بینداختند
درفش فریدون به دندان گرفت
همی زد به یک دست گرز ای شگفت
سرانجام کارش بکشتند زار
بران گرم خاکش فگندند خوار
دریغ آن نبرده سوار هژبر
که بازش ندید آن خردمند پیر
بیامد هم آنگاه بستور شیر
نبرده کیان زاده پور زریر
بکشت او ازان دشمنان بیشمار
که آویخت اندر بد روزگار
سرانجام برگشت پیروز و شاد
به پیش پدر باز شد و ایستاد
بیامد پس آن برگزیده سوار
پس شهریار جهان نیوزار
به زیر اندرون تیزرو شولکی
که نبود چنان از هزاران یکی
بیامد بران تیره آوردگاه
به آواز گفت ای گزیده سپاه
کدامست مرد از شما نامدار
جهاندیده و گرد و نیزهگزار
که پیش من آیند نیزه به دست
که امروز در پیش مرد آمدست
سواران چین پیش او تاختند
برافگندنش را همی ساختند
سوار جهانجوی مرد دلیر
چو پیل دژآگاه و چون نره شیر
همی گشت بر گرد مردان چین
تو گفتی همی بر نوردد زمین
بکشت از گوان جهان شست مرد
دران تاختنها به گرز نبرد
سرانجامش آمد یکی تیر چرخ
چنان آمده بودش از چرخ برخ
بیفتاد زان شولک خوب رنگ
بمرد و نرست اینت فرجام جنگ
دریغ آن سوار گرانمایه نیز
که افگنده شد رایگان بر نه چیز
که همچون پدر بود و همتای اوی
دریغ آن نکو روی و بالای اوی
چو کشته شد آن نامبرده سوار
ز گردان به گردش هزاران هزار
بهر گوشهای بر هم آویختند
ز روی زمین گرد انگیختند
برآمد برین رزم کردن دو هفت
کزیشان سواری زمانی نخفت
زمینها پر از کشته و خسته شد
سراپردهها نیز بربسته شد
در و دشتها شد همه لالهگون
به دشت و بیابان همی رفت خون
چنان بد ز بس کشته آن رزمگاه
که بد میتوانست رفتن به راه


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
گرامی رستم (اشاره) فریدون (اشاره) زریر (اشاره) نیوزار جاماسپ نامخواست بستور
هوش مصنوعی: در این بخش از شاهنامه، در نبردی میان ایرانیان و چینیان، دو جنگجوی دلیر به نامهای گرامی و بستور در میدان حاضر میشوند. گرامی که سوار بر اسبی چابک است، با شجاعت به جنگ دشمنان میرسد و در این میان، درفش کاویان را از خاک برمیدارد. نبرد به شدت ادامه دارد و گرامی در نهایت کشته میشود، در حالی که بستور نیز خود را به نبرد میزند و پس از قهرمانیهایش، به پدرش بازمیگردد. نبرد به شدت خونین است و میدان پر از کشته و زخمی میشود و دشتها به رنگ خون درمیآید.
هوش مصنوعی: فرماندهی از گروه سروران به نزد پسر تهم جاماسپ، که دستور شاه بود، آمد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نام نبردهای سواری، که بسیار باارزش و مهم هستند، به اندازهٔ نام پور دستان سام ارزشمند است. پور دستان سام، یکی از قهرمانان بزرگ و مشهور در ادبیات حماسی ایران است.
هوش مصنوعی: یک جوان سوار بر اسبی زیبا و نیرومند نشسته و حرکت میکند در حالی که بدون آسیب و خطر پیش میرود.
هوش مصنوعی: جوانی که بر اسب چرمهای نشسته و به جلو میرود، مانند سنگی بزرگ و سفت است که به سرعت حرکت میکند.
هوش مصنوعی: خداوند بهزاد، یعنی پادشاه بیگانهای به نام چین، در مقابل صف ایرانیان ایستاد و به یاد بهزاد، یکی از پهلوانان ایرانی، افتاد.
هوش مصنوعی: کدام یک از شما دلیران هست که جرئت کند به سمت نیزهای برود که جان را میبرد؟
هوش مصنوعی: کجا است آن جادوگری که خواستههای خود را برآورده کند و کجا است نام و یادهای بسیاری که از او باقی مانده است؟
هوش مصنوعی: در آن زمان، نامخواست (یک شخصیت دیگر) از پیش او (گشتاسپ) رفت و تو اشاره کردی که او همچون ستونی راست و قائم است.
هوش مصنوعی: هر دو سوار جوانمرد، با گرز و نیزه و شمشیر و تیر به نبرد پرداختند و چرخش کردند.
هوش مصنوعی: گرامی (شخصیتی در داستان) به مانند یک شیر قوی و نیرومند است، اما نتوانست با آن سوار شجاع و دلیر مقابله کند و از او ترسید.
هوش مصنوعی: از شخص محترم چیزی نگرفت و به دنبال او نرفت. در حالی که او از کفشاش به عنوان سلاحی برای دفاع استفاده کرد.
هوش مصنوعی: گرامی با حالت خرامان و با دل پرخاشگری به میدان آمد، از روی کینهای که از کشتهشدگان در جنگ داشت.
هوش مصنوعی: باد از دامن کوه برخاست و به صف دشمن حمله کرد.
هوش مصنوعی: سپاه از دو طرف به هم حمله کردند و گرد و غباری از برخورد دو لشکر بلند شد.
هوش مصنوعی: در میان لشکر، شور و آشفتگی بهوجود آمد و این بهخاطر زخمهای ایجاد شده و غبار سیاه ناشی از نبرد بود.
هوش مصنوعی: درفش فروزندهٔ کاویان، که نماد ایران و قدرت ایرانیان است، از دست سپاهیان ایرانی افتاد.
هوش مصنوعی: گرامیداشت و بزرگداشتن درفش کاویان، آن را مانند نیل که از پشت فیلها (پیلها) در فشردگی به پایین ریخته شده، مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: فرود (پسر گشتاسپ) از روی خاک به طرف درفش کاویان پایین آمد و آن را از خاک برداشت و به طرفی پرتاب کرد تا پاک و خالص شود.
هوش مصنوعی: وقتی گردان چین او را دیدند که آن نیزهٔ مشهور و معروف را انتخاب کرده است، متوجهٔ او شدند.
هوش مصنوعی: مردان جنگی با پرچم و نشان، از آن خاک به خاطر پیروزی و افتخارات خود، آن را برداشتند و برای گرامیداشت و یادآوری تلاشها و دلاوریهایشان به گردش درآوردند.
هوش مصنوعی: مردان از هر طرف به سمت او حملهور شدند و با شمشیر به او ضربه زدند.
هوش مصنوعی: فریدون درفش (پرچم) را در دندان گرفت و با یک دست به دشمنان ضربه میزد، این واقعیت شگفتانگیز است.
هوش مصنوعی: سرانجام او را به قتل رساندند و جنازهاش را به خاک افکندند و در این کار به او بیاحترامی کردند و او را خوار شمردند.
هوش مصنوعی: افسوس بر سوار هژبر (که شکست خورده) که خردمند پیر (که احتمالاً به او درس و پند داده بود) او را دوباره ندید.
هوش مصنوعی: بستور، دلاوری از خاندان کیانی و فرزند زریر، به میدان نبرد آمد.
هوش مصنوعی: بستور، از دشمنان بسیار زیاد و خطرناک را در روزهای بد و دشوار کشت.
هوش مصنوعی: پیروز و خوشحال به نزد پدرش برگشت و در برابر او ایستاد.
هوش مصنوعی: پس از آن، آن سوار برگزیده به نزد شهریار جهان، نیوزار، آمد.
هوش مصنوعی: زیر شلوک تیزرو (که نوعی اسب تندرو است) قرار داشت، و به تأکید گفته میشود که چنین اسبی از میان هزاران، یکی هم نمیتوان پیدا کرد.
هوش مصنوعی: در اینجا فردی به میدان نبرد آمد و با صدای بلند گفت: ای بهترین و برگزیده سپاه!
هوش مصنوعی: چه کسی از شما، که نامش معروف است و در دنیا تجربه و دیدهور بوده، در اینجا ایستاده و آماده نبرد است؟
هوش مصنوعی: هر کسی که میخواهد به نزد من بیاید، باید نیزه به دست باشد چون امروز با مردی مواجه شدهایم.
هوش مصنوعی: سواران چین به سمت او حمله کردند و در تلاش بودند تا او را به زمین بیندازند.
هوش مصنوعی: سواران دلیر و شجاع که از هر طرف به میدان جنگ میآیند، مانند فیلهای قوی و درشت و مانند شیرهای نر قدرتمند هستند.
هوش مصنوعی: شخصی همچون مردان چینی، به دور آن دلیر میچرخید و به نظر میرسید که میخواهد زمین را زیر پا بگذارند.
هوش مصنوعی: مردی از گروه گوان در میدان نبرد کشته شد و این اتفاق در حین زد و خورد با گرز (سلاحی سنگین) رخ داد.
هوش مصنوعی: در آخرین نتیجه، تیر آسمانی به او اصابت کرد، به شکلی که گویی از چرخ گردان آسمان به سویش آمده بود.
هوش مصنوعی: از تیر چرخ، سوار زیبای جنگ، به خاطر رنگ زیبای لباسش زمین افتاد و این نشانگر پایان جنگ است.
هوش مصنوعی: افسوس به آن سوار با ارزش که به خاطر چیزی بیمقدار و بی دلیل به مرگ افتاد.
هوش مصنوعی: این بیت به تازگی از فقدان کسی ناله میکند که شایستگیهایی چون پدرش داشته و به او شباهت داشته است. در واقع، زبان حال کسی است که از دست دادن این فرد زیبا و بزرگمرد بسیار ناراحت و متاثر است.
هوش مصنوعی: زمانی که آن سوار مشهور کشته شد، هزاران و هزاران گردان به دور او جمع شدند.
هوش مصنوعی: در هر گوشهای از زمین، به خاطر مرگ آن سوار، گرد و غباری بهپا شد و همه از درد و اندوه به هم پیوستند.
هوش مصنوعی: در این نبرد، دو گروه بزرگ با عنوان «دو هفت» به مبارزه پرداختند که از زمان آغاز جنگ تا کنون هیچ یک از آنها حتی یک لحظه نیز استراحت نکردهاند.
هوش مصنوعی: زمینها پر از کشتهها و زخمیها شد و همچنین چادرها (سراپردهها) نیز بسته و آمادهٔ رفتن گشت.
هوش مصنوعی: این بیت توصیف میکند که درختان و دشتها بهخاطر جنگ و کشته شدن سربازان پر از گلهای قرمز (لاله) شده است و در بیابانها نیز خون پراکنده است. به این معنا که جنگ و خیانت باعث شده تمام زمینها به رنگ قرمز خون درآید.
هوش مصنوعی: در آن نبرد، به قدری کشته شده بودند که راه رفتن در آنجا بسیار دشوار شده بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.