بخش ۲۶ - ستایش محمود غزنوی و سخن فردوسی دربارهٔ نظم شاهنامه
چو این نامه افتاد در دست من
به ماهی گراینده شد شست من
نگه کردم این نظم سست آمدم
بسی بیت ناتندرست آمدم
من این زان بگفتم که تا شهریار
بداند سخن گفتن نابکار
دو گوهر بد این با دو گوهر فروش
کنون شاه دارد به گفتار گوش
سخن چون بدین گونه بایدت گفت
مگو و مکن طبع با رنج جفت
چو بند روان بینی و رنج تن
به کانی که گوهر نیابی مکن
چو طبعی نباشد چو آب روان
مبر سوی این نامهٔ خسروان
دهن گر بماند ز خوردن تهی
ازان به که ناساز خوانی نهی
یکی نامه بود از گه باستان
سخنهای آن برمنش راستان
چو جامی گهر بود و منثور بود
طبایع ز پیوند او دور بود
گذشته برو سالیان شش هزار
گر ایدونک پرسش نماید شمار
نبردی به پیوند او کس گمان
پر اندیشه گشت این دل شادمان
گرفتم به گوینده بر آفرین
که پیوند را راه داد اندرین
اگرچه نپیوست جز اندکی
ز رزم و ز بزم از هزاران یکی
همو بود گوینده را راه بر
که بنشاند شاهی ابر گاهبر
همی یافت از مهتران ارج و گنج
ز خوی بد خویش بودی به رنج
ستایندهٔ شهریاران بدی
به کاخ افسر نامداران بدی
به شهر اندرون گشته گشتی سخن
ازو نو شدی روزگار کهن
من این نامه فرخ گرفتم به فال
بسی رنج بردم به بسیار سال
ندیدم سرافراز بخشندهای
به گاه کیانبر درخشندهای
مرا این سخن بر دل آسان نبود
بجز خامشی هیچ درمان نبود
نشستنگه مردم نیکبخت
یکی باغ دیدم سراسر درخت
به جایی نبد هیچ پیدا درش
بجز نام شاهی نبد افسرش
که گر در خور باغ بایستمی
اگر نیک بودی بشایستمی
سخن را چو بگذاشتم سال بیست
بدان تا سزاوار این رنج کیست
ابوالقاسم آن شهریار جهان
کزو تازه شد تاج شاهنشاهان
جهاندار محمود با فر و جود
که او را کند ماه و کیوان سجود
سر نامه را نام او تاج گشت
به فرش دل تیره چون عاج گشت
به بخش و به داد و به رای و هنر
نبد تاج را زو سزاوارتر
بیامد نشست از بر تخت داد
جهاندار چون او ندارد به یاد
ز شاهان پیشی همی بگذرد
کسی داستان را همی نشمرد
چه دینار بر چشم او بر چه خاک
به رزم و به بزم اندرش نیست باک
گه بزم زر و گه رزم تیغ
ز خواهنده هرگز ندارد دریغ


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
محمود
هوش مصنوعی: فردوسی در این شعر به ستایش محمود غزنوی پرداخته و از رنجها و دشواریهایی که برای نظم شاهنامه متحمل شده، سخن میگوید. او به قصههای پیشینیان و ارزش سخنوری اشاره کرده و بیان میکند که نظم او باید درخور شهریار باشد. نویسنده به عظمت محمود تأکید کرده و او را از دیگر شاهان برتر میداند، زیرا او همواره در همایشهای رزم و بزم به فضایل و هنر آراسته است. فردوسی به این نتیجه میرسد که هیچکس چون محمود سزاوار تاج و تخت نیست و کارهایش شایسته ستایش و یادآوری است.
هوش مصنوعی: وقتی این کتاب (شاهنامه) به دست من رسید، انگار که شست من در آب ماهیها قرار گرفت و به سمت آنها جذب شد.
هوش مصنوعی: من به این نظم نگاه کردم و متوجه شدم که نسبتا ضعیف است و بسیاری از ابیات آن ناپایدار و نادرست هستند.
هوش مصنوعی: من این را گفتم تا پادشاه (گشتاسپ) بداند که سخن گفتن نادرست و ناپسند است.
هوش مصنوعی: دو چیز باارزش را به دو فروشندهٔ باهوش بفروش، زیرا اکنون شاه، به سخن آنان گوش میدهد.
هوش مصنوعی: اگر سخن را به این شکل باید بگویی، پس دیگر چیزی نگو و طبع خود را با زحمت تطبیق نده.
هوش مصنوعی: اگر در حالتی، اندیشه و احساسات تو مانند آب روان باشد، و بدنت در رنج و زحمت باشد، به جایی که نمیتوانی آنچه را میخواهی به دست آوری نرو.
هوش مصنوعی: اگر ذاتی نیکو و روان نداشته باشی، به نوشتن این داستانهای پادشاهان نپرداز.
هوش مصنوعی: اگر دهان از خوردن خالی بماند، بهتر از این است که چیزی بخوری که با تو سازگار نیست و مناسب نیست.
هوش مصنوعی: نامهای از دوران باستان وجود دارد که سخنان آن درست و درستکارانه است.
هوش مصنوعی: چون جامی از گوهر (سنگ قیمتی) ساخته شده و بینظم و سامان است، طبیعت و ویژگیهای او به خاطر پیوند و ارتباطش از یکدیگر جدا شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر از کسی بخواهند که سالهای گذشته را بشمارد، تعداد آنها ششهزار سال خواهد بود.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به پیوند و ارتباطی اشاره میکند که بین او و کسی دیگر وجود دارد و میگوید که هیچکس به فکر نبرد و جنگ نیست؛ زیرا این ارتباط باعث شادی در دل او شده است.
هوش مصنوعی: از گفتهٔ گوینده (فردوسی) سپاسگزاری میکنم که ارتباط این موضوع را در اینجا ممکن کرده است.
هوش مصنوعی: هرچند که مطالبی دربارهٔ جنگها و جشنها در شاهنامه وجود ندارد، اما این اثر از هزاران نمونه نوشته شده، یکی است که اهمیت خاصی دارد.
هوش مصنوعی: او بود که به سخن خود، راه را بر گویندهای میگشود که خواسته بود شاهی را در آسمان قرار دهد.
هوش مصنوعی: او از بزرگان و سرآمدان (مهتران) احترام و ثروت مییافت، ولی به خاطر ویژگیهای بد خود، در رنج و زحمت بود.
هوش مصنوعی: شاعر کسانی را ستایش میکند که به پادشاهان و بزرگان افتخار میکردند و در کاخها و مکانهای رفیع معروف شدند.
هوش مصنوعی: در آن شهر، از تو دربارهٔ رخدادهای تازهای سخن میگویند و روزگار قدیم دوباره زنده شده است.
هوش مصنوعی: من این داستان شیرین را با خوشوقتی آغاز کردم و برای آن سالهای زیادی زحمت کشیدم.
هوش مصنوعی: در زمان پادشاهی کیان، کسی را ندیدم که با افتخار و سخاوت مانند او باشد و درخشان و قابل احترام باشد.
هوش مصنوعی: این سخن برای من قابل پذیرش نبود و جز سکوت، هیچ چارهای نداشتم.
هوش مصنوعی: در جای نشستن مردم خوشبخت، باغی را دیدم که تمامش درخت بود.
هوش مصنوعی: در آن باغ، چیزی غیر از نام شاهی و تاج او دیده نمیشد.
هوش مصنوعی: اگر در باغ جایگاه خوبی برای پذیرایی فراهم بود، و اگر تو نیکو و شایسته بودی، با شایستگی از تو پذیرایی میشد.
هوش مصنوعی: چون من سخن را رها کردم، بیست سال گذشت تا معلوم شود چه کسی شایستهٔ این زحمت است.
هوش مصنوعی: ابوالقاسم، آن پادشاه جهان است که به واسطهٔ او، تاج شاهنشاهان تازه و درخشان شده است.
هوش مصنوعی: محمود، فرمانروای جهان، به خاطر شکوه و بزرگیاش مورد ستایش و احترام است، همانطور که ماه و ستارههای زحل در برابر او تعظیم میکنند.
هوش مصنوعی: درودی که بر این اثر مقدس نثار میشود، به خاطری است که نام او (محمود غزنوی) همانند تاجی بر این نامه (شاهنامه) درخشان و باارزش است و دلهای سیاه و تیره را چون عاج (که سفید و خالص است) روشن میکند.
هوش مصنوعی: او (گشتاسپ) به خاطر بخشندگی، عدالت، خرد و هنر، سزاوارتر از تاج و پادشاهی نیست.
هوش مصنوعی: جهاندار (گشتاسپ) بر تخت قضا و تدبیر نشسته است و کسی مانند او را نمیتوان به یاد آورد، یعنی او در عدل و انصاف بینظیر است.
از شاهان پیشین جلوتر است ولی کسی این داستان را شرح نمی دهد.
هوش مصنوعی: امیر محمود غزنوی هیچ ارزش و اهمیت خاصی برای مال و ثروت قائل نیست و در میدان جنگ و جشنها نسبت به آنچه برای دیگران مهم است، بیاعتنا است.
هوش مصنوعی: گاهی در مجالس شادی، زر و طلا میپراکند و گاهی در میادین جنگ، با شمشیر میجنگد؛ اما هرگز از خواسته و خواهان خود دریغ نمیورزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.