بخش ۶ - پاسخ کیخسرو به شیده: پیشنهاد نبرد تنبهتن، هراس افراسیاب از خواب و اصرار پسر بر جنگ
بفرمود تا قارن نیکخواه
شود باز و پاسخ گزارد ز شاه
که این کار ما دیر و دشوار گشت
سخنها ز اندازه اندر گذشت
هنر یافته مرد سنگی به جنگ
نجوید گه رزم چندین درنگ
کنون تا خداوند خورشید و ماه
که را شاد دارد بدین رزمگاه
نخواهم ز تو اسب و دینار و گنج
که بر کس نماند سرای سپنج
به زور جهان آفرین کردگار
به دیهیم کاوس پروردگار
که چندان نمانم شما را زمان
که بر گل جهد تندباد خزان
بدان خواسته نیست ما را نیاز
که از جور و بیدادی آمد فراز
که را پشت گرمی به یزدان بود
همیشه دل و بخت خندان بود
بر و بوم و گنج و سپاهت مراست
همان تخت و زرین کلاهت مراست
پشنگ آمد و خواست از من نبرد
زرهدار بی لشکر و دار و برد
سپیدهدمان هست مهمان من
به خنجر ببیند سرافشان من
کسی را نخواهم ز ایران سپاه
که با او بگردد به آوردگاه
من و شیده و دشت و شمشیر تیز
برآرم به فرجام از او رستخیز
گر ایدون که پیروز گردم به جنگ
نسازم بر این سان که گفتی درنگ
مبارز خروشان کنیم از دو روی
ز خون دشت گردد پر از رنگ و بوی
از آن پس یلان را همه همگروه
به جنگ اندر آریم بر سان کوه
چو این گفت باشی به شیده بگوی
که ای کم خرد مهتر کامجوی
نه تنها تو ایدر به کام آمدی
نه بر جستن ننگ و نام آمدی
نه از بهر پیغام افراسیاب
که کردار بد کرد بر تو شتاب
جهاندارت انگیخت از انجمن
ستودانت ایدر بود هم کفن
گزند آیدت زان سر بیگزند
که از تن بریدند چون گوسفند
بیامد دمان قارن از نزد شاه
به نزد یکی آن درفش سیاه
سخن هرچ بشنید با او بگفت
نماند ایچ نیک و بد اندر نهفت
بشد شیده نزدیک افراسیاب
دلش چون بر آتش نهاده کباب
ببد شاه ترکان ز پاسخ دژم
غمی گشت و برزد یکی تیز دم
از آن خواب کز روزگار دراز
بدید و ز هر کس همی داشت راز
سرش گشت گردان و دل پرنهیب
بدانست کامد به تنگی نشیب
بدو گفت فردا بدین رزمگاه
ز افگنده مردان نیابند راه
به شیده چنین گفت کز بامداد
مکن تا دو روز ای پسر جنگ یاد
بدین رزم بشکست گویی دلم
بر آنم که دل را ز تن بگسلم
پسر گفت کای شاه ترکان و چین
دل خویش را بد مکن روز کین
چو خورشید فردا بر آرد درفش
درفشان کند روی چرخ بنفش
من و خسرو و دشت آوردگاه
برانگیزم از شاه گرد سیاه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
قارن کاوگان کیکاووس (اشاره) شیده افراسیاب کیخسرو
هوش مصنوعی: کیخسرو برای پاسخ به شیده، از قارن میخواهد تا پیامش را به شاه افراسیاب برساند و درباره جنگ تنبهتن با او صحبت کند. او اعلام میکند که نمیخواهد از داراییهای افراسیاب چیزی بگیرد و اهمیتی برای گوهر و ثروت قائل نیست. کیخسرو میگوید که دلش شاد است و اگر پیروز شود، به مبارزات و جنگها ادامه نخواهد داد. شیده از سوی افراسیاب به جنگ میآید و نگران است، که با شنیدن پاسخ کیخسرو، امیدش به پیروزی کاهش مییابد. در نهایت، کیخسرو پسرش را تشویق میکند که در فردای نبرد از نبرد غافل نشوند.
هوش مصنوعی: کیخسرو دستور داد که قارن، مرد نیکو و دلسوز، بازگردد و پاسخی از طرف شاه بدهد.
هوش مصنوعی: این کار ما بسیار طولانی و سخت شده است و گفتوگوها از حد معمول فراتر رفته است.
هوش مصنوعی: مردی که در هنر جنگیدن متخصص شده است، نباید به دنبال بهانههایی برای تاخیر در نبرد باشد.
هوش مصنوعی: اکنون ببینید که خداوند خورشید و ماه، که خیلی شاد و خوشحال است، در این میدان نبرد به چه کسی خوشبختی و شادی میدهد.
هوش مصنوعی: من از تو اسب و پول و گنج نمیخواهم، زیرا هیچکسی نمیتواند ثروتهای دنیوی را با خود به عالم پس از مرگ ببرد.
هوش مصنوعی: خدای جهان، یعنی خداوند متعال، به وسیلهٔ قدرت و ارادهٔ خود، تاج و تخت کاوس (پدر کیخسرو) را برپا کرده و او را پرورش داده است.
هوش مصنوعی: من مدت زیادی در کنار شما نخواهم ماند، مانند بادی که بر گل میوزد و آن را از بین میبرد.
هوش مصنوعی: ما به خواستهٔ خود نیازی نداریم، زیرا از ظلم و ستمی که بر ما رفته، برخواستهایم و به ایستادگی در برابر آن میپردازیم.
هوش مصنوعی: کسی که همیشه به خداوند اعتماد و امید داشته باشد، دلشاد و خوشبخت خواهد بود.
هوش مصنوعی: دوست دارم که به چیزهایی مثل سرزمین، ثروت و سپاه تو اشاره کنم، زیرا من همان تخت سلطنت و کلاهِ زرین تو را میخواهم.
هوش مصنوعی: پشنگ (پدر افراسیاب) نزد من آمد و خواست که در نبردی یکبهیک با من بجنگد، بدون اینکه لشکری همراه خود داشته باشد و بدون داشتن دامنۀ جنگی و نیروهای دیگر.
هوش مصنوعی: سحرگاهان مهمان من خواهد بود تا با خنجری، سرافرازان و شجاعان من را ببیند.
هوش مصنوعی: من هیچ کمکی از سپاه ایران نمیخواهم، زیرا در میدان نبرد تنها به مبارزه با دشمن میپردازم.
هوش مصنوعی: من و شیده (دو دلاور) در دشت، با شمشیرهای تیز آمادهایم تا از این مبارزه سرنوشتساز (یا نبرد) به پیروزی برسیم.
هوش مصنوعی: اگر به این ترتیب در جنگ پیروز شوم، هرگز مانند تو نمیتوانم بیفکری و تأمل جنگ کنم.
هوش مصنوعی: ما دو طرف، دلاوران جنگی را به نبرد فرا میخوانیم، بهطوری که زمین جنگ پر از رنگ و بوی خون خواهد شد.
هوش مصنوعی: از آن پس ما تمام جنگجویان را به نبرد خواهیم فرستاد، مانند کوه که در برابر سختیها ایستادگی میکند.
هوش مصنوعی: کیخسرو به شیده میگوید که او را به افراسیاب برساند و به او بگوید که ای سرپرست کمخرد، آرزومند پیروزی هستی.
هوش مصنوعی: نه تنها تو در اینجا به خواستهات رسیدی، بلکه از فرار و ننگ و نام نیز فرار کردی.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که کارهای بدی که افراسیاب انجام داده، باعث نمیشود که تو (اید) به خاطر آن، شتابی برای پاسخ دادن داشته باشی.
هوش مصنوعی: کیخسرو، که شاه و فرمانروای جهان است، از جمعیت و گروه خود برانگیخت و در اینجا به ستایش تو (شیده) نیز توجه دارد که مانند کفن در کنار او قرار دارد.
هوش مصنوعی: آسیب و خاری از آن سر به تو میرسد که مانند گوسفند از بدن تو جدا کردند.
هوش مصنوعی: قارن به سرعت از نزد شاه آمده و به سوی درفش سیاه میرود. درفش سیاه ممکن است نشانهای از جنگ یا علامت سلطنتی باشد.
هوش مصنوعی: سخنان شیده را هر چه شنید، با او گفت و هیچ چیز از خوبی و بدی را پنهان نکرد.
هوش مصنوعی: شیده، پیامی را به نزد افراسیاب برد و دلش پر از نگرانی و اضطراب بود، بهگونهای که حالش مانند کبابی است که بر روی آتش قرار گرفته و در حال سوختن است.
هوش مصنوعی: شاه ترکان (افراسیاب) از پاسخ شیده (پیام کیخسرو) ناراحت و غمگین شد و به خاطر این حال، فردی با تیز و برنده زبان را به این سوی فرستاد.
هوش مصنوعی: کیخسرو از خوابی که از زمانهای دور دیده بود، آگاهی دارد و میداند که هر کسی را به نوعی از اسرار خود آگاه کرده است.
هوش مصنوعی: سر افراسیاب به دور خود میچرخید و دلش پر از ترس و وحشت شده بود، زیرا فهمید که در تنگنای جنگ قرار گرفته و نمیتواند با آن شرایط کنار بیاید.
هوش مصنوعی: کیخسرو به شیده میگوید که فردا در این میدان جنگ، مردان شکستخورده دیگر نمیتوانند راهی به عقب پیدا کنند.
هوش مصنوعی: کیخسرو به شیده میگوید که از صبح زود به جنگ فکر نکن و تا دو روز آن را فراموش کن.
هوش مصنوعی: من با این جنگ و نبرد به حدی دچار تزلزل و احساس شکست شدم که گویی آمادهام تا دل را از بدن جدا کنم.
هوش مصنوعی: پسر به کیخسرو میگوید: ای پادشاه ترکان و چین، در این روز که روز جنگ است، دل خودت را ناراحت نکن.
هوش مصنوعی: هنگامی که خورشید فردا پرچم درخشان را بالا بیاورد، آسمان را به رنگ بنفش تغییر میدهد.
هوش مصنوعی: کیخسرو، خود و میدان نبرد را برای جنگ با افراسیاب آماده میکند و از شاه سیاه (افراسیاب) دعوت میکند تا در این میدان حاضر شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.