پای تا سر همه ام در غمت اندیشه شدست
زدن تیشه بر این کوه مرا پیشه شدست
خواهش من دگر و آنچه تو خواهی دگرست
نخل امید مرا غیرت تو تیشه شدست
هر نهالی که خیال قد و بالای تو گشت
ریشهٔ شد بدل اکنون همه دل ریشه شدست
دم بدم در دلم از غصه نهالی کارم
از درخت غم تو باغ دلم بیشه شدست
بیش ازین تاب جفای تو ندارم جانا
بس که بگداخت سراپای دلم شیشه شدست
متصل میکندش تا که در آرد از پای
غم هجران تو بنیاد مرا تیشه شدست
ناله ام مطرب و خون باده و چشمم ساغر
یادتو ساقی این بزم و دلم شیشه شدست
گل سرخست رخت یاشده از می گلگون
زعفرانیست رخم یا گل کافیشه شدست
بس که در حسن سراپای تو اندیشه نمود
پای تا سر دل حیرت زده اندیشه شدست
فیض هر روز بنظم غزلی پردازد
سفتن گوهر معنیش مگر پیشه شدست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از غم و اندوهی عمیق در دل سخن میگوید که تمام وجودش را در برگرفته است. او با تشبیه احساسات خود به درخت و نخل، از این میگوید که عشق و یاد محبوب، باعث رنج و عذاب او شده و حتی دیگر نخواهشهایش با خواهشهای محبوبش تفاوت دارد. شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و تحیر خود را از حسن او بیان میکند؛ تا جایی که همه وجودش در اندیشه اوست و تاب جفایش را ندارد. در پایان، شاعر به فعالیت شاعرانه خود اشاره میکند و بیان میکند که هر روز به سرودن غزل میپردازد، گویی آن را به عنوان راهی برای تحمل غم خود انتخاب کرده است.
هوش مصنوعی: تمام وجودم غرق思ی در غم تو شده است و تبدیل به کاری مشغول شدم که به جانم آسیب میزند.
هوش مصنوعی: خواسته من با خواسته تو متفاوت است. امید من به نخل مانند است، اما غیرت تو باعث شده که آن را با تیشه بزنند.
هوش مصنوعی: هر درختی که به یاد تو رشد کرده، اکنون ریشهاش در دل من جوانه زده و تمام وجودم پر از عشق و احساس به تو شده است.
هوش مصنوعی: هر لحظه در دل من به خاطر غم تو، درختی از اندوه میروید و حالا باغ دلم به یک جنگل غم تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم به بیرحمی و سختیهای تو تحمل کنم، ای محبوب، زیرا عشق تو باعث شده که قلبم به شدت داغان شده و مانند شیشه شده است.
هوش مصنوعی: این شعر میگوید که عشق و احساسات عمیق باعث میشوند که فرد در تلاش باشد تا از درد دوری و جدایی از محبوبش رهایی یابد. در این راستا، زندگی و بنیاد وجود او به وسیله این احساسات شکل و به نوعی تخریب میشود. به عبارتی، جدایی و غم عشق همچون تیشهای است که به ریشههای وجود او آسیب میزند.
هوش مصنوعی: صدای نالهام مانند نغمهی مطرب است و شراب در خونم جریان دارد. چشمانم همچون لیوانی پر از یاد توست، ای ساقی این مجلس. دل من مانند شیشهای شکسته و آسیبپذیر شده است.
هوش مصنوعی: چهرهات مانند گل سرخی است که از شراب قرمز رنگی به رنگ زعفران درآمده است، آیا صورت من همانند گلی خوشبو و زیبا نمیشود؟
هوش مصنوعی: آنقدر به زیبایی تو فکر کردهام که از سر تا پا، دل و ذهنم در حیرت و شگفتی فرو رفته است.
هوش مصنوعی: هر روز، فیض الهی شعری به شیوهای منظم میسراید، گویی که معنای آن مانند گوهری ارزشمند در دسترس است، مگر اینکه به شغل و حرفهای تبدیل شده باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.