من و یاد خدا دگر همه هیچ
بندگی و فنا دگر همه هیچ
شمع بیگانه پرتوی ندهد
من و آن آشنا دگر همه هیچ
صمدم بس بود دگر همه پوچ
صحبت با خدا دگر همه هیچ
دل پر درد و شاهد غیبی
عشق مرد آزما دگر همه هیچ
روی دل سوی فبله رویش
مست جام لقا دگر همه هیچ
باده مصطفای حق چه رسد
از کف مرتضی دگر همه هیچ
بمناجاتش ار شبی گذرد
بس بود آن مرا دگر همه هیچ
در دل شب چو شمع گریه و سوز
طاعت بیریا دگر همه هیچ
بی نیازی زخلق و صحت و امن
دوری از ما سوی دگر همه هیچ
گوشه خلوتی و یک دو سه کس
ملک فقر و فنا دگر همه هیچ
یکدوسه یار همدم هم درد
هم یکی هم سه تا دگر همه هیچ
فیض را بس پس از نبی و علی
یازده پیشوا دگر همه هیچ


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل بر اساس عشق به خدا و تجربههای معنوی خود تأکید میکند و به این نتیجه میرسد که غیر از ارتباط با خدا، همه چیز بیارزش است. او به یاد خدا و بندگی در برابر او اهمیت میدهد و از هر آنچه که غیر الهی است، میگذرد. عشق و معرفت به حق و احساس فراق از دیگران را بیان میکند و در نهایت به این باور میرسد که ارتباط با معصومین و پیشوایان دینی، نقطه عطف و کلیدی در کمال انسانیت است. در این مسیر، او بر کماهمیتی دیگر مخلوقات و نیازهای دنیوی تأکید کرده و تنها در پی آن است که به لقای الهی دست یابد.
هوش مصنوعی: من و یاد خدا، دیگر هیچ چیز نیست؛ بندگی و فنا هم دیگر هیچ اهمیتی ندارند.
هوش مصنوعی: شمع غریبه نوری نمیتاباند، اما من و آن دوست صمیمی، دیگر همه چیز بیمعنا است.
هوش مصنوعی: من به خداوند پناه میبرم و دیگر از هر چیز بیمحتوا و بیارزش دوری میکنم. سخن گفتن با خدا برایم کافی است و هر چیز دیگر هیچ ارزش و اهمیتی ندارد.
هوش مصنوعی: دل پر از درد و رنج است و عشق نشانهای از غیبت و دوری دارد، اما مردان واقعی در آزمون عشق باید با چالشها و سختیها روبرو شوند و در این راه چیز دیگری اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: به دل روی دوست نگاه کن، زیرا با نوشیدن جام وصال، دیگر هیچ چیز برایت اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: شراب ناب حقیقت و معرفت که به دست علی (مرتضی) است، در مقایسه با چیزهای دیگر هیچ ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: اگر یک شب را به راز و نیاز با او بگذرانم، برای من همین کافی است و نیازی به چیز دیگر ندارم.
هوش مصنوعی: در دل شب، مانند شمعی که میسوزد و اشک میریزد، من به عبادت مشغولم و باقی چیزها برایم اهمیت ندارند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برای رسیدن به خودکفایی و آرامش، نیازی به دیگران نداریم و هر چیزی که غیر از این باشد، در واقع هیچ ارزش یا اهمیت خاصی ندارد.
هوش مصنوعی: در یک مکان خلوت، همراه با چند نفر، ملک و حکومت فقر و نابودی را در اختیار داریم، ولی بقیه چیزها هیچ و بیمعنا هستند.
هوش مصنوعی: اگر یک یا دو دوست همراهم باشند که با من همدردی کنند، چه فرقی میکند که آنها یکی باشند یا سه تا، در نهایت همهچیز هیچ است.
هوش مصنوعی: فیض، بعد از نبی و علی، تنها یازده پیشوای دیگر وجود دارد و بقیه هیچاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.