تا می نخورم زان کف مستانه نخواهم شد
تا او نزند راهم دیوانه نخواهم شد
تا تن نکنم لاغر جانم نشود فربه
تا جان ندهم از کف جانانه نخواهم شد
از خویش تهی گشتم تا پر شدم از عشقش
دیگر ز چنین یاری بیگانه نخواهم شد
ناصح تو منه بندم بیهوده مده پندم
صد سال اگر گوئی فرزانه نخواهم شد
گفتی که مشو عاشق دیوانه کند عشقت
گر توندهی پندم دیوانه نخواهم شد
عقلست گر آبادی ویرانگیم خوش تر
ور عقل شود ویران ویرانه نخواهم شد
آن قطرهٔ بارانم کاندر صدفی افند
بی پرورش دریا دردانه نخواهم شد
معشوق مجازی را هنگامهٔ بازی را
گر شمع شود پیشم پروانه نخواهم شد
دل را بخدا بندم تا خانهٔ حق باشم
دل را به بتان ندهم بتخانه نخواهم شد
در عشق بتان کس افسانهٔ عالم شد
من لیک بدین افسان افسانه نخواهم شد
دیوار کندم جادو در عشق پری رویان
دل می ندهم از کف دیوانه نخواهم شد
فیض است وره مردان شوریدگی و افغان
با مردم فرزانه همخانه نخواهم شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تمایل و روحیه عاشقانه خود اشاره میکند و بیان میکند که تا می نخورَد و در معرض عشق واقعی قرار نگیرد، دچار دیوانگی نخواهد شد. او به عشق و حال و هوای آن پرداخته و میگوید که تنها با عشق حقیقی میتواند از خود تهی شود و پر از عشق شود. همچنین به بیفایده بودن نصیحتها و پندهای دیگران اعتراف میکند و بر این باور است که هرچه عقل به او بگوید، در برابر شور عشق تسلیم خواهد بود. شاعر نهایتاً نشان میدهد که او به عشقهای مجازی و بتها دل نمیبندد و تنها دلش را به عشق حقیقی میسپارد.
هوش مصنوعی: تا وقتی که از آن دست پر مهر و مستانه نخورم، دیوانه نخواهم شد و تا وقتی که او مسیر مرا نهد، دیوانه نخواهم شد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که بدنم را لاغر نکنم، روحم پرورش نمییابد. اگر جان را فدای عشق نکنم، هرگز به عشق واقعی دست نخواهم یافت.
هوش مصنوعی: از خودم خالی شدم و پر از عشق او شدم؛ دیگر از چنین دوستی بیگانهای نخواهم شد.
هوش مصنوعی: ای نصیحتگر، من را نصیحت نکن، زیرا هیچ سودی ندارد. حتی اگر برای صد سال هم بگویی که فردی عاقل و دانا خواهم شد، باز هم تغییر نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: میگویی که عاشق نشو، زیرا عشق دیوانهات میکند، اما اگر نصیحت کنی، من هرگز دیوانه نخواهم شد.
هوش مصنوعی: اگر عقل باعث آبادانی ویرانی باشد، آن آبادانی را میپسندم، اما اگر عقل به ویرانی ویرانهها منجر شود، این وضعیت را نمیخواهم.
هوش مصنوعی: من مانند آن قطرهٔ باران هستم که در صدفی افتادهام و بدون پرورش دریا هرگز مروارید نخواهم شد.
هوش مصنوعی: عشق خیالی و بازیهای آن برای من اهمیتی ندارد، حتی اگر معشوق به اندازهٔ یک شمع درخشان باشد، من مانند پروانهای به دور او نمیچرخم.
هوش مصنوعی: من دل خود را به خدا میسپارم تا همیشه در خانه حق قرار بگیرم و آن را نزد بتان قرار نمیدهم، زیرا نمیخواهم در معبد دوران بتپرستی باشم.
هوش مصنوعی: در عشق معشوقان، داستانها و افسانههای زیادی وجود دارد و خیلیها به خاطر عشق به این معشوقان مشهور شدهاند. اما من تصمیم ندارم که به این داستانها بپیوندم و به افسانه تبدیل شوم.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به بیان احساسات عمیق خود در مورد عشق میپردازد. او به طور نمادین از دیواری یاد میکند که بر اثر جادوی عشق وجودش را درهم شکسته است. با چنین عشقی، او خود را در معشوق غرق کرده و حتی از دیوانگی به خاطر این عشق نیز ابایی ندارد. او دلش را به زیباییها و جادوهای عشق میسپارد و نشان میدهد که عشق چیزی فراتر از عقل و هوش است.
هوش مصنوعی: خوشبختی و نعمت در شور و هیجان مردان واقعی است و من نخواهم توانست در کنار انسانهای دانا و عاقل زندگی کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههای دیگر
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.