عشق از دل گذشت تا جان شد
جان هم از عشق تا که جانان شد
کارم از کار عشق سامان یافت
دردم از درد عشق درمان شد
ره بایمان خود نمیبردم
کفر زلف تو راه ایمان شد
هرکه چشم تو دید مست افتاد
و آنکه روی تو دید حیران شد
هر کجا بود خاطر جمعی
در غم زلف تو پریشان شد
از وصال تو فیض بهره نیافت
عمر او جمله صرف هجران شد
روز عمرش بغصه و غم رفت
شب او هم بآه و افغان شد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عمق تجربیات عاشقانه خود میپردازد. او از تحولی عمیق در وجودش سخن میگوید که عشق باعث آن شده است؛ به نحوی که دل و جانش به واسطهٔ عشق جانان به هم پیوستهاند. حالات عاشقانه و درد و غم ناشی از دوری محبوب را با تصویرسازیهای قوی روایت میکند و بیان میکند که حتی در لحظات جمع و آرامش، غم زلف محبوب او را به پریشانی میکشاند. در نهایت، او به ناکامی خود در وصال معشوق اشاره میکند و روزها و شبهایش را پر از غم و اندوه توصیف میکند.
هوش مصنوعی: عشق از دل عبور کرد و به جان رسید و جان نیز به خاطر عشق به محبوب تبدیل شد.
هوش مصنوعی: عشق به من نظم و ترتیب بخشید و دردهایم را درمان کرد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت زلفت، از مسیر ایمان دور شدم و به کفر افتادم.
هوش مصنوعی: هر کسی که چشمان تو را ببیند، بیاختیار مست و سرمست میشود و آنکه چهره تو را نگاه کند، به شدت مجذوب و حیران میماند.
هوش مصنوعی: هر جا که به آرامش و اطمینان خاطر رسیدم، در اثر غم و اندوه زلفت همه چیز برايم بهم ریخت و پریشان شدم.
هوش مصنوعی: عمر او در گذران زندگی نتوانست از دیدار تو بهرهمند شود و تمام وقتش در فراق و دوری از تو گذشت.
هوش مصنوعی: روزهای زندگیاش پر از درد و ناراحتی گذشت و شب او نیز با حسرت و ناله سپری شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون نباتی غذای حیوان شد
حیوان هم غذای انسان شد
باز خورشید چرخ رخشان شد
باز کار جهان بسامان شد
چشم اسلام باز روشن گشت
لب امید باز خندان شد
روز تاریک گشته روشن گشت
[...]
فتنه تا اندکی بود صعب است
سهلش انگار تا فراوان شد
آبله تا یکی است درد کند
چون همه تن گرفت آسان شد
هر که عاشق به دیدهٔ جان شد
گلخنی وار پیش سلطان شد:
یوسف آخرزمان خرامان شد
شکر و شهد مصر ارزان شد
لعل عرشی تو چو رو بنمود
تن کی باشد که سنگها جان شد
تخته بند فراق تخت نشست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.