گر آن صنم ز پرده پدیدار میشود
تسبیح شیخ حلقهٔ زنار میشود
ساقی بدین کرشمه اگر میکند به جام
مسجد رواق خانهٔ خمار میشود
گر دم زند ز طرهٔ او باد صبح دم
آفاق پر ز نافهٔ تاتار میشود
هر کس که منع من کند از تار زلف او
آخر بدان کمند گرفتار میشود
جایی رسید غیرت عشقم که جان پاک
حایل میانهٔ من و دلدار میشود
ای گلبن مراد بدین تازه نازکی
مخرام سوی باغ که گل خار میشود
خیزد چو چشم مست تو از خواب بامداد
خوابیده فتنهایست که بیدار میشود
شد روز رستخیز و نیامد دلم به هوش
پنداشتم که مست تو هشیار میشود
مهجورم از وصال تو در عین اتصال
محروم آن که محرم اسرار میشود
هر تن که سر نداد فروغی به پای دوست
در کیش اهل عشق گنهکار میشود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تمجید از زیبایی و جذبه معشوق پرداخته و نشان میدهد که جلوهگری معشوق میتواند هر چیزی را تغییر دهد. او اشاره میکند که اگر معشوق نمایان شود، تسبیح و عبادت نیز معنای دیگری پیدا میکند. همچنین از احساسات خود در برابر معشوق و درد جدایی سخن میگوید، بهطوری که در عشق و حال و هوای آن، انسانها ممکن است به نوعی گناهکار شوند. شاعر به سرنوشت عاشقانی که از محبت معشوق محرومند و در عین حال به آن نزدیکاند، اشاره میکند و تداوم فتنه عشق را به بیداری و بیداری ناشی از زیبایی چشمان معشوق نسبت میدهد.
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق از پشت پرده بیرون بیاید، دیگر شیخ و عارف هم به تقلید از او به دور زنجیر میچرخند و به نحوی دیگر به او توجه میکنند.
هوش مصنوعی: ساقی، با این طرز زیبای خود اگر شراب میریزد، فضای مسجد به حالت خمر و سرمستی درمیآید.
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبحگاهی به تار موی او بوزد، تمام جهان پر از عطر و بوی خوشی میشود که شبیه به مشک تاتاری است.
هوش مصنوعی: هر کس که از من بخواهد که به زلف او نزدیک نشوم، در پایان خود را در دام عشق او میاندازد.
هوش مصنوعی: در یک لحظه، عشق و غیرتم به حدی رسید که جانم مانع ارتباط من و معشوقم شد.
هوش مصنوعی: ای گل زیبا و محبوب، به خاطر تازگی و لطافتت، مرا به سوی باغ نبر، چون گلها در آنجا بدلیل خارها از زیباییشان کاسته میشود.
هوش مصنوعی: وقتی چشمان زیبای تو در صبحگاه بیدار میشوند، آبی از خواب به در میآید که نشانهای از یک دگرگونی و هیجان جدید است.
هوش مصنوعی: روز قیامت فرا رسیده است، اما قلب من هنوز هوشیار نشده است. فکر کردهام که در حال مستی تو، ناگهان به حال خودم میآیم و بیدار میشوم.
هوش مصنوعی: دور از محبت تو هستم، هرچند به تو وصل هستم. کسی که به اسرار نزدیک میشود، از این دوری باخبر نیست.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر عشق و محبت به دوستش تسلیم نشود، در نظر اهل عشق، گناهکار محسوب میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن کس که دل به دنیای غدار میدهد
نا پاک و سرد و واهی و غدار میشود
تیمار کار خویش خور ار عاقلی که دل
تیمار چون نیابد بیمار میشود
کم خُسب زیر سایهٔ غفلت که ناگهان
[...]
صد شِکوه به جا ز دلم جوش میزند
شرم حضور مانع اظهار میشود
گر صاف شد کلام تو صائب غریب نیست
اشک سحاب گوهر شهوار میشود
لعل تو چون به خنده گهربار میشود
[...]
مستی ز شور لعل تو هشیار میشود
خواب از خیال چشم تو بیدار میشود
حیرانیی به طالع نظاره دیدهام
دل پیشتر ز دیده خبر دار میشود
میزان کار خلق بود پله فنا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.