یاد ما هرگز نکردی یار هی
رفت کار از دست و دست از کار هی
چند سوزم ز آتش دل روز و شب
بیش از این طاقت ندارم یار هی
از غمت ای ترک آتشخو مرا
دیده گریان است و دل خونبار هی
چند نالم همچو بلبل در فراق
روی بنمای ای گل بیخار هی
شرح هجران چون بیان سازم که نیست
در زبانم قوّت گفتار هی
هرچه گفتی محض باطل بوده است
شرم کن قصاب از این گفتار هی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد فراق و هجران یار میگوید و ابراز میکند که به یاد او هرگز گذران زندگی آسان نبوده است. او از آتش عشق و دلسوزی خود در روز و شب ناراحت است و به شدت از غم یار رنج میبرد. شاعر مانند بلبل در فراق یار ناله میکند و درخواست میکند که یار خود را ظاهر کند. او به اینکه گفتار یار حقیقت ندارد اشاره میکند و از او میخواهد که به عذاب و رنجی که برای او به وجود آورده، شرمنده باشد.
هوش مصنوعی: تو هرگز به یاد ما نبودی، و در این میان، همه چیز از دستمان رفت و کارهایمان به هم ریخت.
هوش مصنوعی: چند وقت است که به خاطر آتش عشق و اندوه، شب و روز در عذاب هستم و دیگر طاقت این همه درد را ندارم.
هوش مصنوعی: ای ترک زیبا، از غم تو چشمانم پر از اشک است و دلم پر از درد و خون.
هوش مصنوعی: چند بار باید مانند بلبل در غم دوری تو ناله کنم؟ ای گل بیخار، لطفا حضور خود را به من نشان بده.
هوش مصنوعی: شرح دوری و فراق را چطور بیان کنم که در زبانم توان و قدرت سخن گفتن نیست.
هوش مصنوعی: هرچه که گفتی، فقط دروغ بوده است؛ باید از این حرفهایت خجالت بکشی، مانند قصابی که از کارش شرمنده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
موسی و فرعون معنی را رهی
ظاهر آن ره دارد و این بیرهی
روی بنمای ای پری رخسار هی
عقل را دیوانه کن دلدار هی
بلبلانت در ترنم آمدند
جلوهٔ کن ای گل بیخار هی
دل بجان آمد مرا از هجر تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.