گر به خیال در نظر جلوه دهد جیب را
بددلیام ز سایهاش، فرض کند رقیب را
رتبه عشق بین که چون بر سر حرف دوستی
کودک بیسواد او مسخره کرد ادیب را
همچو بنفشه ننگرم هیچطرف در این چمن
تا نرسد زمن غمی خاطر عندلیب را
لذت درد دوستی نیست نصیب بیغمان
دست هوس مگر درد، پیرهن رقیب را
دل چو ز عشق خسته شد گرد شفا ازو بشو
عرض دوا چه میبری درد مگو طبیب را
قدسی اگر تو عاشقی یار تو در دل است و بس
هرزه متاز هر طرف چشم غلط نصیب را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به موضوع عشق و دلدادگی میپردازد و احساسات درونی خود را به تصویر میکشد. او بیان میکند که طرف مقابلش ممکن است در خیال خویش دل را به دست آورد، اما در واقع در رنج و دوگانگی احساساتش به سر میبرد. عشق واقعی و دوستی به او لذتی نمیدهد، و پریشانیها و تردیدهایش دست از پایش برنمیدارند. در پایان، شاعر به این نتیجه میرسد که اگر عاشق باشد، عشق واقعی در دلش خواهد بود و نباید به بیثباتیهای بیرونی توجه کند.
هوش مصنوعی: اگر در خیال، جیب مرا زیبا ببیند، بددلیام از سایهاش، موجب میشود که رقیب مرا به گونهای دیگر تصور کند.
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره به این است که وقتی دوستی و عشق در میان است، ممکن است برخی از افراد کمدانش یا بیتجربه دیگران را تمسخر کنند. این نشان میدهد که ارزش و جایگاه عشق و دوستی فراتر از دانش و سواد ظاهری است و افرادی که از این عشق و دوستی بیبهرهاند، ممکن است رفتارهای ناپختهای از خود نشان دهند.
هوش مصنوعی: من مانند بنفشه به هیچ سو نگاه نمیکنم، تا از دل غمگین خود، دل طوطی را آزرده نکنم.
هوش مصنوعی: لذتِ رنج دوستی، تنها برای کسانی است که در غم و اندوه نیستند. جز رنج و درد، چه چیزی میتواند بجدایی رقیب را به تصویر بکشد؟
هوش مصنوعی: وقتی دل از عشق خسته میشود، به دنبال درمان و آرامش باش. اما وقتی درد و مشکلاتت را میگویی، دیگر چه فایدهای دارد پزشک را از دردهایت آگاه کنی؟
هوش مصنوعی: اگر تو عاشق هستی و دل پاکی داری، یار محبوبت تنها در دل توست و بس؛ پس از نگاه کردن به دیگران پرهیز کن، چرا که سرنوشت تو در دستان خودت است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آنکه بتیزی زبان نرم کند ادیب را
نیست گناه اگر کشد عاشق بی نصیب را
ناله ی مرغ بوستان گریه کی آرد اینقدر
منکه بهانه ساختم نغمه ی عندلیب را
آب حیات کی شود روزی ناکسی چومن
[...]
چند به غمزه خون کنی خاطر ناشکیب را
بر رگ جانم افکنی، طرّهٔ دلفریب را؟
این ستم دگر بود، کز تف خوی گرم تو
گریه به کام دل نشد، عاشق بی نصیب را
ناله به زیر لب گره، چند کنم که می زند
[...]
چاره من نمیکنی چون کنم و کجا برم؟
شکوه بینهایت و خاطر ناشکیب را
گر به دروغ هم بود شیوه مهر ساز کن
دیده عقل بستهام کز تو خورم فریب را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.