به دل نمیگذری، تا کجا گذر داری
فکندی از نظرم، تا چه در نظر داری
سرت نمیشود از جام صحبت ما گرم
مگر خمار ز پیمانه دگر داری؟
نماند بر سر بالین من کسی، چه شود
مرا اگر ای اجل امشب ز خاک برداری؟
نکردهای مژهای تر به خون ز سنگدلی
ازین چه سود که صد چشمه در جگر داری
ز بوی باده من از خویش رفتم ای ساقی
مرا ز من خبری ده اگر خبر داری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به غم و تنهایی خود اشاره میکند و از نبودن محبوبش میغرد. او میگوید که هیچ خبری از حالش ندارد و گویا فاصلهاش با محبوبش به او آسیب میزند. در عین حال، نشانههایی از خمار باده و عشق را در دل خود حس میکند و از ساقی میخواهد که خبری از خود یا محبوبش به او بدهد. احساسات سنگدلانه و حسرت در شعر نمایان است و شاعر در جستجوی ارتباطی دوباره با محبوبش است.
هوش مصنوعی: اگر به دل من نگری، نمیدانم تا کی میخواهی بر این راه ادامه دهی. از دیده من دور شدهای، نمیدانم چه هدفی در ذهنت داری.
هوش مصنوعی: تنها زمانی میتوانی از شوق و لذت صحبت ما بهرهمند شوی که حال و هوای دیگری از عشق و مستی در دل داشته باشی.
هوش مصنوعی: هیچ کس در کنار من نیست، اگر امروز شب جانم را بگیری، چه اتفاقی برای من میافتد؟
هوش مصنوعی: اگر تو به خاطر سنگدلیات حتی یک مژه هم به خاطر من نریزید، چه فایده دارد که قلبت پر از درد و رنج است و صدها چشمه در جگر داری؟
هوش مصنوعی: من از بوی شراب مست شدهام و از خود بیخود گشتهام. ای ساقی، اگر از حال من باخبری، لطفاً خبرم کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا به چاشنیی جانبی مگر داری
که گوشه ی دهنی خوشتر از شکر داری
ز دلبران که به حسن و جمال مشهورند
سر تو دارم و بس تا تو خود چه سر داری
اگر چه شهر پر از شاهدان چالاکاند
[...]
صبا اگر به سر کوی او گذر داری
بگو چه از بت رعنای من خبر داری
به سالها نفسی یاد ما کند یا نی
تو حال زار دل عاشقان ز بر داری
اگرچه یاد من خسته دل نمی آرد
[...]
شنیده ام که به گلچهره ای نظر داری
ز شوق لاله رخی داغ بر جگر داری
مکن مکن که ز خیل پریوشان هر سو
هزار عاشق دیوانه بیشتر داری
چو روی خویش در آیینه می توانی دید
[...]
رخی چو لاله و زلفی چو مشک تر داری
لبی چو غنچه دهانی پر از شکر داری
ز تنگی دهن غنچه عقل حیران است
ولی ز غنچه دهانی تو تنگتر داری
تو را که گوش به نای نی است و نغمه چنگ
[...]
عجب محبت سختی به این پسر داری
که باشد او که تو از رتبهاش خبر داری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.