من نمیگویم که جور روزگارم میکشد
طعنه بدخواه و بدعهدی یارم میکشد
دور از او بیطاقتی باشد که روزی چند بار
محنت و دردی و داغ انتظارم میکشد
من نهانی عشق ورزم با دل آن تندخو
از برای عبرت خلق آشکارم میکشد
[گر] روم در کوچهای بازیچه طفلان شوم
ور نشینم گوشهای فکر تو زارم میکشد
شب گذارم در خیالت روزگارم چون شود
روز، فکرِ ناله شبهای تارم میکشد
شوق دیدارت مرا زین پیش [می کشت] و کنون
آرزوی بوسه، امید کنارم میکشد
میکشد زحمت طبیبی غافل است از اینکه او
همچو محیی سوزش جانفکارم میکشد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج ناشی از جدایی و بدعهدی یار سخن میگوید. او از طاقتفرسایی که دوری محبوب به او میدهد، و مصیبتهایی که در اثر انتظار او تحمل میکند، شکایت دارد. عشقش به یار تندخو را به طور پنهانی ابراز میکند و میگوید که این عشق به او خالی از درد نیست. روزها و شبهایش پر از فکر و خیال محبوب است و شوق دیدار او همچنان در وجودش زنده است، حتی اگر به زحمتش دامن بزند. شاعر همواره در تلاش است که این دردها را به نوعی تحمل کند و در این میان، غفلت طبیب را نسبت به شرایط خود یادآوری میکند.
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از سختیهایی است که زندگی به انسان تحمیل میکند و در عین حال، از ناپایدار بودن و عدم وفاداری دوستان نیز یاد میشود. گویا فردی به انتقادهایی که از او میشود و همچنین به بیوفاییهایی که از سوی نزدیکانش میبیند، اشاره میکند و به طور کلی نشان میدهد که زندگی دشواری دارد.
هوش مصنوعی: دوری از او تحملناپذیر است، چون هر روز چندین بار بار سنگین درد و رنج انتظارش بر دوشم سنگینی میکند.
هوش مصنوعی: من به طور پنهانی به عاشقانهها میپردازم و دل آن شخص تندخو را دوست دارم، اما برای عبرت دیگران، به صورت آشکار قرار دارم.
هوش مصنوعی: اگر به کوچهای بروم، بازیچهای برای کودکان میشوم، و اگر گوشهای بنشینم، فکر تو به شدت ذهنم را مشغول میکند.
هوش مصنوعی: در شبهایی که به یاد تو میگذرانم، روزها که میشود، فکر ناله و غم شبهای تاریک مرا میآزارد.
هوش مصنوعی: عشق دیدن تو از قبل مرا به شدت عذاب میداد و حالا آرزوی بوسیدنت و کنارت بودن، دلم را به تپش واداشته است.
هوش مصنوعی: طبیب در حال زحمت کشیدن است، اما غافل از اینکه او همچون کسی است که باعث سوزش و درد جان من میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر برون میآید، آن بیرحم، زارم میکشد
ور نمیآید، به درد انتظارم میکشد
گر، معاذ الله، نباشد دولت دیدار او
محنت هجران به اندک روزگارم میکشد
ای که گویی: بر سر آن کوی خواهی کشته شد
[...]
غم هجوم آورده میدانم که زارم میکشد
وین غم دیگر که دور از روی یارم میکشد
میکشد صد بار هر ساعت من بد روز را
من نمیدانم که روزی چند بارم میکشد
گریه کن بر حسرت و درد من ای ابر بهار
[...]
زخم گل آب از نوای آبدارم میکشد
شور بلبل خجلت از جوش بهارم میکشد
از مروت نیست مجنون مرا عاقل شدن
در سر هر کوچه طفلی انتظارم میکشد
گرچه دامن بر ثمر چون سرو و بید افشاندهام
[...]
غم ندارم گر به غربت روزگارم میکشد
میکشد این هم که دور از کوی یارم میکشد
نی همین اندوه بیزاری یارم میکشد
زاری دارد دل زارم که زارم میکشد
غیرت معشوقیت ای شوخ عاشقکش چه شد
[...]
یار بهر خاطر اغیار زارم میکشد
من به این خوش میکنم خاطر، که یارم میکشد
وعدهٔ وصلم به محشر میدهد، در زیر تیغ؛
میکشد، اما ز لطف امیدوارم میکشد
در قفس داغ فراق گل، جگر میسوزدم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.