بازکشم لشکر وتا به فلک بر روم
قلعه روحانیان گیرم و برتر روم
من ملک مقبلم لیک در این منزلم
صفدر و بس پردلم جانب لشکر روم
هر نفسی از علا میرسدم این صلا
وارهم وزین بلا بر در دلبر روم
پیرخرابات جان گر کشدم مو کشان
بنده کجائی بیا ، پیش شه از سر روم
قبله حاجات دل کوی خرابات ما
وقت مناجات دل محیی بر آن در روم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حس و حال دلتنگی و longing صحبت میکند. او به دنبال رسیدن به «قلعه روحانیان» است و احساس میکند که با وجود مقام و موقعیت خود، در جستجوی چیزی بالاتر و روحانیتر میباشد. در این مسیر، به یاد محبوب و خرابات میافتد و دلش به سمت آنجا میتپد. شاعر از خداوند میخواهد تا اورا به حاجاتش ببرد و در این طلب، به مناجات و نیایش مشغول است. کل غزل به نوعی بیانگر جستجوی روحی و عاطفی شاعر است.
هوش مصنوعی: من سپاهی را به حرکت در میآورم و تا آسمان پیش میروم، قلعهی روحانیان را تصرف میکنم و برتری را به دست میآورم.
هوش مصنوعی: من در خانهام احساس خستگی و بیتابی میکنم، مانند کسی که در رنج و سختی به سر میبرد. در حالی که مکان من بهنظر پادشاهانه میآید، اما در دل خود به لشکر روم میاندیشم و تلاطم و اضطراب دارم.
هوش مصنوعی: هر لحظه که به یاد او میافتم، حس میکنم که صدای او به من میرسد و از این درد و رنج، به سوی معشوقم میروم.
هوش مصنوعی: اگر کسی از پیر خمارخانه جانم را بگیرد و من موهایم را به نشانه تسلیم بیفشانم، تو کجایی؟ بیا، با من پیش پادشاه برویم و از ابتدا شروع کنیم.
هوش مصنوعی: در لحظات دعا و درخواست از خدا، دل من به سوی کوچهای در خرابات (محل فساد) میگرود که آنجا محیی (زندگیبخش) است و من به آن در میروم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.