دوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم
وگر آن دولتم نبود در و دیوار او بینم
کند جان در تنم آمد شد ویابد ضیاء چشمم
چوبالای بلند و شیو ه رفتار او بینم
نخواهم دیده روشن که بر غیری فتد ناگه
همان بهتر که از نور رخش دیدار او بینم
چو مجنون آهوی صحرا ازآن رو دوست میدارم
که با وی حالتی از نرگس بیمار او بینم
ز رَشکِ آنکه خواندی ازسگانِ کوی خود محیی
همه کس سنگ کین بر کف پی آزار او بینم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شدت خواهان دیدار محبوب خود است و اشتیاق او به زیباییهای صورت و رفتار یار را بیان میکند. او در آرزوی آن است که فقط چهره محبوب را ببیند و از دیدن غیر او خسته شده است. شاعر با ذکر شباهت خود به مجنون اشاره به عشق و دلتنگی عمیقش دارد و به عواطف پنهانی که در دل نسبت به محبوبش احساس میکند اشاره میکند. همچنین بر غم و حسرتی که از حسادت دیگران نسبت به عشقش بر دل دارد تأکید میکند.
هوش مصنوعی: میخواهم دوچشمی داشته باشم تا بتوانم زیبایی چهرهاش را ببینم و اگر این خوشبختی نصیبم نشود، حداقل دیوارهای خانهاش را نگاه کنم.
هوش مصنوعی: جان من در تنم به شدت در حال حرکت است و حالتی شگفتانگیز و روشنایی چشمانم را پیدا کرده است. همچنین رفتار و شیوایی او را در جای بلند و باشکوهی مشاهده میکنم.
هوش مصنوعی: نمیخواهم چشمانم روشن شود تا ناگهان به کسی جز او بیفتد. بهتر است که تنها تصویر او را ببینم و نور چهرهاش را در دل داشته باشم.
هوش مصنوعی: من مانند مجنون، آهو را دوست دارم زیرا در وجود او حالتی را میبینم که مرا به یاد نرگس بیمار میاندازد.
هوش مصنوعی: از حسادت به کسی که او را در کنار سگهای محیی خواندهای، همه جا افرادی را میبینم که سنگ خشم را در دست دارند و آمادهاند تا به او آسیب برسانند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.