کاسه سر شد سفال و دیده گریان همان
تن به کویت خاک گشته ناله و افغان همان
دل نماند ز آتشی جان شیرینم هنوز
جامه جان چاک گشته اشک در دامان همان
آب شد در چشمه سنگ و سنگ شد در کوه آب
خوی عاشق همچنان ، دل سختی خوبان همان
کافر از آتش پرستی رفت و آتش را نشاند
بت پرستیّ من و سوز دل بریان همان
گر ترا نسبت کنم با مهرو مه باشد خطا
چون تو افزونی ز مهرو از مه تابان همان
گل ز بستان رفت و بلبل از فغان خاموش شد
عاشق رویت همان و ناله و افغان همان
دل زجور او خراب و او ز حالش بی خبر
مملکت ویران شد و بیغوری سلطان همان
به نخواهد گشت عالم زانکه گر گریم بسی
بخت من باشد همان بد مهری دوران همان
هر زمانش شربتی دیگر مفرما ای طبیب
چونکه باشد محیی دل افگار را درمان همان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و آلام عشق سخن میگوید و حالاتی از دلافسردگی را توصیف میکند. او خود را در وضعیتی میبیند که جسمش به خاک کوی محبوب سر سپرده و دلش در آتش اشتیاق میسوزد. با تصویرگریهای قوی، از عشق و عذابی که میکشد، سخن میگوید و مینویسد که درونش همچون آبی در سنگ و آتشی در دل، خالی و ویران است. شاعر از پزشک یا طبیب میخواهد که برای دردهایش درمانی بیاورد، اما همچنان به شدت عاشق و در عذاب باقی میماند. این شعر، انعکاس حالتی است که عشق و ناامیدی به هم آمیختهاند و چهرهای از عشق در عذابی بیپایان فراهم میکند.
هوش مصنوعی: سرشکسته و بیسر و سامان شدهام و حالتی از گریه و اندوه در چشمانم نمایان است. جسم من در خاک کوی تو دفن شده و صدای ناله و فریاد من در این سرزمین طنینانداز است.
هوش مصنوعی: دل از شدت آتش عشق تا حدی سوزان شده که هنوز جان شیرینم در آن سوخته است. لباس وجودم پاره پاره شده و اشکهایم مانند دامن در آن جا ماندهاند.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به تغییرات و تحولاتی است که در طبیعت به وقوع میپیوندد. آب در چشمه به سنگ تبدیل میشود و سنگ در کوه به آب. این تغییرات نمادی از عشق و ارتباطات عمیق است. با این حال، دل بیرحم و سختی از افرادی که در نظر دیگران زیبا و خوب هستند، همچنان باقی میماند و نشاندهنده چالشها و دشواریهای عشق و روابط انسانی است.
هوش مصنوعی: کافر از پرستش آتش دست برداشت و آتش را به عنوان پرستش من همراه با دل سوزانش قرار داد.
هوش مصنوعی: اگر تو را با ماه و خورشید مقایسه کنم، اشتباه است زیرا تو از ماه و خورشید هم درخشانی و نور تو بیشتر از آنهاست.
هوش مصنوعی: گل از باغ رفته و بلبل به خاطر غم خاموش شده است، اما عشق تو همچنان باقی است و ناله و آه من هم همانطور ادامه دارد.
هوش مصنوعی: دل به خاطر ظلم او خراب شده و او از حال دل دیگران بیخبر است. این وضعیت باعث ویرانی مملکت و بیخبری سلطان شده است.
هوش مصنوعی: عالم هرگز تغییر نخواهد کرد، زیرا اگر چقدر هم که گریه کنم، سرنوشت من همان بدبختی است که در این دوران وجود دارد.
هوش مصنوعی: هر زمان که دل گرفته و غمگین باشد، ای پزشک، نوشیدنی جدیدی برایش نیاور، زیرا همان درمانی که برای دل افسرده است، کافی و موثر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.