برون آ شهسوار من تعلّل بیش از این تا کی؟
ز حد بگذشت مشتاقی تحمّل بیش از این تا کی؟
تو حال من همیدانی و میدانم که میدانی
چو خودرا دور میکردی تغافل بیش از این تا کی؟
بهطرف گلستان یک ره در آ و قدر گل بشکن
کشیدن دردسر چندین ز بلبل بیش از این تا کی؟
اگر میل غزا داری بیا و قتل محیی کن
بهکار این چنین نیکو، تأمّل بیش از این تا کی؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از معشوق دعوت میکند تا از تعلل دست بردارد و با حضورش، دلتنگی را پایان بخشد. او به علاقه و اشتیاقش اشاره میکند و از معشوق میخواهد که به نحوی احساسش را درک کند. همچنین، او از زیباییهای گلستان سخن میگوید و تأکید دارد که نباید در مورد عشق و زیباییها بیش از این وقت گذراند. در پایان، شاعر به جدایی و عشق تمامنشدنی اشاره میکند و از معشوق میخواهد تا به محبتش پاسخ دهد.
هوش مصنوعی: بیا بیرون، ای پهلوان من، دیگر چه درنگی؟ تحمل عشق از این بیشتر تا کی ممکن است؟
هوش مصنوعی: تو از حال من باخبری و من هم میدانم که تو میدانی. این دوری که از من میکنی، تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: به سوی گلستان راهی پیدا کن و قدر گل را بشناس، تا کی باید به خاطر بلبل درد و غم بکشی؟
هوش مصنوعی: اگر تمایل به شکار داری، بیاید و زندگی کسی را که هنوز زنده است، با کشتن او پایان بده. در این کار خوب، چرا بیشتر از این فکر میکنی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.