گنجور

حاشیه‌ها

حمید در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

به نقل استاد ادبیات خودم در دانشگاه که همکنون مجری برنامه شبانگاهی شبکه چهار ( رشید کاکاوند)هستند این شعر گله ای بوده از پسری که وحشی اورا دوست داشته
خود وحشی باعث معروفیت پسره شده که دیگران پسر را از چنگ وحشی دراوردن و پسر نیز بعد از ان تمایلی به دیدار با وحشی نشان نمیداده
درانجا که میگوید :
ینهمه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت
اول آن کس که خریدار شدش من بودم
باعث گرمی بازار شدش من بودم
ین زمان عاشق سرگشته فراوان دارد
کی سر برگ من بی سر و سامان دارد
نظر خودم به عنوان کارشناس ادبیات:راستش همه ی این نظرات بر اساس بودن وازه ی پسر است هرچند که در زمانهایی علاقمندی به سکس با پسر در ایران رواج فراوان داشته اما نباید غافل شد که بودن اصطلاحاتی همچون:
(پسر ، عجب غذای خوشمزه ای..)
یا
( آه پسر ، چه سرعتی ...)
یا امثال این اصطلاحات که اکنون هم حتی دختران نیز در کلامشان بکار میبرن ما را دچار اشتباه کند
در اینکه مطلق بتوان گفت این شعر برای معشوق زمینی است شکی نیست ولی نظر در مورد پسر بودن آن نیز دور از انتظار نیست زیرا که پسر دوستی مرسوم و عادی بوده است.
شاد باشید.

کاوه ظهری در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

لطفا هرچیزی رو به خدا ربط ندهید ،معشوق مذکر خدا بوده و یا شراب عرفانی ووووو!
وحشی بافقی و بابافغان شیرازی و تنی چند جزو مکتب وقوع بودند.
خانلری در این مورد می‌نویسد «در مکتب وقوع معشوق مرد است زیرا اصل بر حقیقت‌گویی است و از این رو سخن گفتن از زن خطرناک است» اما شمیسا معتقد است «قبل از مکتب وقوع هم سخن گفتن از معشوق زن چندان مرسوم نبوده‌است» و از آن‌جا که در آن دوران «نَقل مجالس عشاق و رندان ماجراهایی که بین آنان و معشوق مذکر گذشته بود» و در این مکتب نیز اصل بر حقیقت‌گویی و بیان صادقانه وقایع و حالات عاشق و معشوق است.
شاخه‌ای از مکتب وقوع به اشعار واسوخت اختصاص می‏یابد. واسوخت در لهجه‏ی فارسی هندوستان به معنی اعراض و دوری‌گزینی بود و به شعری گفته می‌شود که شاعر به جای نازکشی و ستایش معشوق تهدید به رهایی می‌کند.
با مهر

حمیید در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

مخفف خرگاه ، خرگه است که به لحاظ خوانش زیباتره مانند بر خرگه من گذر کن از راه
وز دور بمن نمود خرگاه . خرگه بمعنای خیمه و چادر
استاد امیرخانی در چلیپای خوشنویسی شده ی خود این بیت را خرگه نوشته است

حمید در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

مخفف خرگاه خرگه است که به لحاظ خوانش شعری زیبا تر است در چلیپای استاد امیرخانی نیز که دوازده را خوشنویسی کرده خرگه آمده است. (خرگه ازین جهان زده بیرون حسین تست)

حمید در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

با اینکه شعر محتشم از درون مایه ی غنی برخورداره ولی فقط با همین دوازده تونسته حق مطلبو ادا کنه و در بقیه اشعارش حرفی برای گفتن نداره اگر دوستان علاقمند به اشعار در سوگ امام حسین ع هستند پیشنهاد میکنم به دیوان اشعار عمان سامانی سری بزنند تا متوجه بشن که در طول تاریخ حق عمان سامانی نادیده گرفته شده و هرگز کسی نتونسته مانند او از ابتدای دیوان شعر خویش تا انتهای آن انقدر یکدست وقوی مرصیه سرایی کنه.

علی در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:

سلامی به بلندای آفتاب.
"سل المصانع رکبا تهیم فی الفلواتی"
صحیح می باشد.
با تشکر و قدر دانی از زحمات بی دریغتان

ناشناس در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:

با سلام و تشکر از مدیریت سایت که این اشعار زیبا را گذاشتن خسته نباشید بسیار زیبا و عالیست

ناشناس در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۵:

معنی بیت دوم رو متوجه نمیشم... !؟!

CCX در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:

سلام
اگه ازین وزن خوشتون میاد پس حتما باید یه نگاه به دیوان شمس مولانا بندازید
شعرایی پرشور و آهنگین در اوج معنا و مفهوم!!!

محمد امین در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۳:

با عرض سلام ،
می خواستم عرض کنم که در بیت دوم و مصراع دوم به این قرار درست هست :
تا ملک و ملک گویند تنهات مبارک باد.

فریبا کاظمیان در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۳:

بیت هشتم: *چو به غصه..

فریبا کاظمیان در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۳:

بیت هشتم *چو به غصه...

فریبا کاظمیان در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:

بیت دوم : بنده ی او شو که "به" یک التفات

حسین مطهری در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:

این شعر دیالوگ نابیست بین عاشق و جوهر عشق و طبیعتاً پر است از گفت و شنید. چنانکه کلمات گفتم و گفت و هم خانواده و هم معنی این کلمات به وفور در آن دیده میشود. پس ایراد دوستان کاملاً بجاست که در چنین فضائی از گفتن و شنیدن کلمه "سخن" خوشتر از "سخی" به دل مینشیند. ضمن آنکه توضیح دوست عزیز م.ح.حبیبی چاره ای جز خط کشیدن بر روی "سخی" باقی نمیگذارد.
از همه این جدل های کلامی که بگذریم حقیقتاً از این غزل نور میبارد.

حمید در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۲:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:

منظور إز این که بهانه جرخ إز سلفه بروری بی سببیست. جیست ؟

بامداد در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:

منظور خیام اینه که دست از این وعده های سر خرمن بردارین
دنیا و هرچه هست همینه که میبینین
پس لحظات زندگی رو غنیمت بدونین و با خوشی بگذرونین

علی فروزنده تبریزی در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۴:۳۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۵:

نسخه دکتر خلیل خطیب رهبر:
دو عاقل را نباشد کین و پیکار
نه دانایی ستیزد با سبکسار
اگر نادان به وحشت سخت گوید
خردمندش به نرمی‌دل بجوید
دو صاحبدل نگهدارند مویی
همیدون سرکشی و آزرم جویی
و گر بر هر دو جانب جاهلانند
اگر زنجیر باشد بگسلانند
یکی را زشت خویی داد دشنام
تحمل کرد و گفت ای خوب فرجام
بتر زانم که خواهی گفتن آنی
که دانم عیب من چون من ندانی

علی فروزنده تبریزی در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۴:۱۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۷:

نسخه دکتر خلیل خطیب رهبر:
دریغا گردن طاعت نهادن گرش همراه بودی دست دادن
بدیناری چو خر در گل بمانند ور الحمدی بخواهی, صد بخوانند

Neeknaam در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۰۰:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۲:

در خط ششم متن می‌‌گوید
آگر کسی‌ کو بتر از وی خرد فخر کند

که در آن سه کلمه
بتر
از
وی
مجزا هستند
ولی شاید این شعر در واقع اینطور باشد
هر کسی کو بترازوی خرد فخر کند
یعنی‌ کلمه "ترازو" یک کلمه است.
مسالهٔ تفاوت فاصله داخل کلمه و بین دو کلمه مشکل زبان فارسی است.

مریم در ‫۱۳ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ آبان ۱۳۹۱، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱ - دیباچهٔ پنجاه‌وهشت‌سالگی فردوسی: تأمل در خرد و آز، نو شدن داستان کهن و بازگشت به گفتار دهقان:

با سلام و خسته نباشید لطفا معنی کامل ابیات را هم در زیر ابیات بیاورید

۱
…
۵۴۵۶
۵۴۵۷
۵۴۵۸
۵۴۵۹
۵۴۶۰
…
۵۸۴۲