ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۱:
منت پذیرم = سپاسگزارم
آفتاب صبح امید = چهره محبوب یار
معنی بیت 2: دستور بده تا کمان ابروی تو به من تیر بزند. سپاسگزار می شوم که پیش مرگ و فدای دست و بازوی تو گردم.
معنی بیت 4: ای خورشید صبح امیدواری طلوع کن زیرا در دست شب هجران و دوری اسیرم.
معنی بیت 5: ای مرشد و پیر میخانه به فریادم برس و مرا با یک جرعه جوان کن که پیر شدم.
معنی بیت 6: دیشب به گیسوی تو قسم خوردم که سر از پایت برنگیرم همانطوری که گیسوی تو سر بر پای تو دارد من نیز سر بر قدمت نهم.
معنی بیت 7: ای حافظ این لباس ریاکارانه تقوا را به آتش بینداز و بسوزان زیرا اگر من همانند آتش شوم در این خرقه تاثیری نتوانم کرد و ضررش به تو نمی رسد. (صنعت التفات مخاطب به متکلم)
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲:
حیرت = سرگشتگی در راه عشق
معنی بیت 1: عشق تو حیرانی و سرگشتگی برایم بوجود آورده است و وصال تو نیز باعث کمال سرگردانی عاشقان گردید. (تلمیح به فرمایش مولا علی (ع) است که می فرماید : خدایا سرگشتگی ما در عظمت خود افزون فرما!)
معنی بیت 2: چه بسیار عاشقانی که در دریای محبت تو غرق شده اند و سرانجام کارشان به سرگشتگی کشید و خود را از معشوق تشخیص ندادند!
معنی بیت 3: دلی به من نشان بده که بر چهره اش نشان سرگشتگی در طریق عشق نباشد.
معنی بیت 4: جایی که تصور سرگردانی و حیرت پدید آید، نه از خود و نه از وصال خبری باشد ، بطوری که عاشق ،غرقه دریای عشق و حیرت می گردد.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:
مجمع = مجموع، محل اجتماع ،کاملاً، تماماً
عِذار = رخسار
عِذار چو مَهَش = روی مانند ماه ، زیبای او
طفل = نوجوان
به بازی = به شوخی
روزی = یک روز (ی وحدت، در دستور زبان فارسی 24 نوع ی وجو دارد.)
شرع = حکم دین
بُتی = محبوبی (ی وحدت )
مه چارده = ماه شب چهارده ، بَدر
بِه = بهتر (صفت تفضیلی)
نگه دارم دل = دل به او نسپارم.
نیک = سزاوار، خوب ( قید)
بد و نیک = سرد و گرم روزگار
یارب = ای خدا، عجبا!
کجا شد = کجا رفت
چند گَه = مدتی
قلب = سینه ، لشکر
جانداری = جلادی ، سلاحداری
دُر= مروارید
معنی بیت 1: رخسار محبوب محل اجتماع لطف و زیبایی است اما افسوس مِهر و وفا ندارد! خدایا او را وفادار کن و در دلش مهر انداز!
معنی بیت 2: دلبر من، جوان نورسته محبوبی است اما با این حال می دانم به شوخی روزی مرا به قتل می رساند و درحکم دین هم برایش گناهی محسوب نمی شود! (چون سنش کم است.)
معنی بیت آخر: اگر صدف دیده حافظ آرامگه گوهر یکدانه شود، به شکرانه آن جان فدا می کنم.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:
مقام امن = جای آسوده
مِی بی غَش = شراب خالص
رفیق شَفیق = دوست مهربان
زِهی توفیق = چه کامیابی بزرگی!
هیچ در هیچ = عدم یا ناچیز
تحقیق = جستجو، دریافتن
مَامَن = جای امن
قاطعان طریق = دزدان راه، حرامیان
نگار = یار، محبوب
تصوریست = حکایتی است ، خیال و پنداشتی است
عقل = خرد
تصدیق = باور، درست شمردن
موی میان = کمرمحبوب که نازک و باریک است.
خاطر = اندیشه، خیال
حلاوت = شیرینی
کُنه = عمق ، ژرفا
رنگ عقیقی = رنگ سرخ
چه عجب = جای تعجب نیست!
مُهرخاتم = مُهر انگشتر
طبع = سرشت ، قریحه، استعداد شعری
تحمیق = گول زدن، نادانی (مصدرباب تفعیل)
معنی بیت آخر: یار خندان به من گفت ای حافظ نوکر استعداد شاعرانه تو می باشم. نگاه کن که تا چه اندازه مرا گول می زند و نادان می داند که فکر میکند من چنین سخنانی را باور می کنم!
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷:
گفتمی = می گفتم (ماضی استمراری)
گرداب = غرقاب غم
تدبیر = چاره جویی
ساحل = نجات
استظهار = پشت گرمی
مصلحت بین = مصلحت شناس
ضایع = تباه، از دست رفتن
دامین گیر = جایی که دل تعلق پیدا کرده
سرشک = اشک چشم
حرمان = بی بهره بودن
سائل = خواهنده، گدا
کی = کجا، چه کسی
کاردان = کار آزموده
تعلیم سخن کرد = سخن آموخت
نکته دان = نکته سنج
حدیث = داستان
محفل = مجلس
محکم جاهل = سخت جاهل و نادان
دیگر = هرگز
معنی بیت 1: ای مسلمانان زمانی دلی داشتم که هر مشکلی برایم پیش می آمد به او می گفتم یعنی راز دل را با خود دل درمیان می گذاشتم.
معنی بیت 3: یک دل همدرد و یک یار مصلحت اندیش بود که پشت گرمی این دل بود.
معنی بیت 4: درکوی جانان دل از دست من رفت ای خدا چه مشکل و منزل دامنگیری بود این کوی جانان که چنین دلم در آن جا گم شد!
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:
رخ = چهره محبوب
باده = شراب
طَرف = گوشه و کنار
طواف = گردش
لاله عِذار = چهره زیبای یار
هَزار = بلبل
شکر لب = لب شیرین
گل اندام = بدنش مانند گل لطیف و نرم
نقش = تصویر
نقش نگار = صورت محبوب
نقد = زر و سیم، سرمایه
نثار = آنچه بر سر عروس بپراکنند، بخشیدن
محقر = ناچیز، کوچک
معنی بیت 5: هر تصویری که دست عقل بکشد جز صورت محبوب درآن میان دلپذیر نمی باشد.
معنی بیت 6: ای حافظ ! جان یک سرمایه ناچیزی است پس برای نثار و بخشیدن در راه جانان ارزشی ندارد.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:
صوفی = درویش سالک
به اندازه = به اندازه تاب وتوان
نوشش باد = فعل دعایی یعنی گوارای او باشد.
اندیشه = فکر سیر و سلوک
شاهد = معشوق زیبا
صنع = آفرینش
قلم صنع = خامه هستی
مظلمه = دادخواهی
مدعیان = دشمنان، سخن چینان
کبر = غرور
شکرین پسته خاموش = دهان نوشین و ساکت محبوب
نرگس مست = چشم خمار محبوب
غلامی = چاکری
حلقه بندگی = غلام زرخرید
معنی بیت 3 : این بیت دو معنی دارد:
1- پیر روشن ضمیر ما گفت خطا و اشتباه در کارگاه هستی صادر نشده است. افرین بر دیده پاک بین مرشد ما باد که خطای مرید را فهمید و هدایتش کرد.
2- پیر روشن ضمیر ما گفت خطا و اشتباه در کارگاه هستی صادر نشده است. آفرین بر دیده پاک بین او که از خطاهای موجود در هستی ، چشم پوشی کرد!!
معنی بیت 4: پادشاه ترکستان، افراسیاب به گفتار دشمنان و سخن چینان گوش می دهد و کشتن سیاوش بی گناه را جایز می شمرد. از دادخواهی خون سیاوش که به ستم ریخته شده باید شرم و حیا کند. ضمناً دراین بیت گویند :
شاه ترکان = اهل عرفان
افراسیاب = نفس
مدعیان = خواهش های نفسانی
سیاوش =عقل ، معاد
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
دوستداران = محبوبان ، عاشقان
وصل = رسیدن
کام = دهان
هزاران = هزار بار( قید شمارش)
زنده رود = زاینده رود اصفهان
باغ کاران = چهار باغ امروزی اصفهان نام یکی از چهار باغ
تدبیر = چاره جویی
معنی بیت 1: روز رسیدن و وصل عاشقان هرگز فراموش نشود. آن روزگارانی که با دوستان خود در یک جا بودیم ، یاد آن ایام خجسته باد.
معنی بیت 2: از تلخی غم و اندوه دهان من تلخ شد آوای بلند نوشا نوش میخواران که یاد دوستان می نوشند خجسته باد!
معنی بیت 5: گرچه مدام چشمم سرچشمه صد جویبار اشک می باشد، با این وجود یاد رودخانه زاینده رود که از کنار چهار باغ می گذرد از خاطرم نمی رود.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:
سِر= راز
جام جم = جام جهان نما (دل پیرعارف )
نظر توانی کرد = می توانی آگاهی پیدا کنی
کُحل = سرمه
بَصَر = بینایی (چشم)
طاق سپهر = کنایه از دنیا
گل مراد = آرزو (تشبیه)
نقاب بگشاید = از پرده بیرون آمدن
نِه = بگذار
بیا = بشتاب
ذوق حضور = حضور دل ( آرامش خاطر)
نظم امور = سرو سامانی
اهل نظر = صاحب نظر (عارف)
نقاب = پرده (حجاب)
غبار ره = گرد راه (غرور، آلایش)
غبار ره بنشان = موانع را بردار
سرای طبیعت = جهان مادی
کوی طریقت = سرای معرفت و عشق
طُرفه اِکسیر= کیمیای عجیب و شگفت انگیز(مرشد)
زر = مال (طلای ناب )
ولی = مادامی که
معنی بیت 4: گدایی درگاه میکده کیمیای شگفت آوری است پس اگر به گدایی درمیخانه بپردازی و به مقام و کمال عرفان و عشق می رسی.
معنی بیت 6: تو که از دنیای مادی خارج نمی شوی و پایبند هوی و هوس هستی چگونه میتوانی به عالم معرفت راه یابی.
معنی بیت 7: بر چهره محبوب حجاب و پرده ای نمی باشد ، غرور و خودبینی را کنار بگذارو خود را از آلایشها پاک کن تاچشم به جمال محبوب روشن کنی.
rohola در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
شعر بسیار زیبا ست و کار شما بسیار ارزنده امیدوارم موفق باشید
علی محمد در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۹:
سلام علیکم.
گمان کنم مصرع سوم اینچنین است: از آن ترسم که غافل پا نهی باز
علی محمد در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۵:
با عرض سلام
فکر کنم مصرع دوم بیت دوم اینچنین باشد:بباید کشتن و هشتن در این دشت
ناشناس در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
حکایتی زدهانت بگوش جان امد درست است
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۳:
حبیب = دوست
مُهیمَنا = ای ایمن کنند ه از ترس (خدوند)
خدارا مددی = برای رضای خدا کمک کنید
ای رفیق ره = ای همسفر
عَلَم = پرچم ، دفش
خرد = عقل
دمساز = هم نفس ، همدم
سرشک = اشک
که = چه کسی
خانگیست غمازم = سخن چین من، خودمانی است. ( اشک من است!)
چنگ زهره = ستاره ناهید نوازنده فلک
معنی بیت 1: هنگام نمازی که درشام غربت و دوری ازوطن و یار می خوانم با گریه های غریب وار ماجرای دوری خود را بیان می کنم.
معنی بیت 2: به یاد یار و وطن، چنان زار گریه می کنم تا از جهان شیوه و رسم سفر رفتن را نابود کنم.
معنی بیت 5 :عقل مرا پیر حساب نمی کند و جوان می داند زیرا می بیند با محبوبی جوان و زیبا ،مهر می ورزم.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۵:
پیک راستان = قاصد عاشقان راستین
گل = محبوب
بلبل دستان سرا =عندلیب خوش آواز، عاشق
محتشم = بزرگوار ، محبوب
گدا = در این بیت عاشق
پادشاه = استعاره از معشوق
مامحرمان خلوت انسیم = ما بیگانه نیستیم بلکه ا زآشنایانیم بنا براین خبر محبوب را بگو
تو تیا = سرمه چشم ، گیاهی که نوربخش چشم است.
معاینه = آشکارا ، درمان
مویه = ناله
دوش = دیشب
مرغ چمن = بلبل
آخر = بالاخره ، فی الحال
واقف = آگاه
چه رفت = چه پیش آمد؟ ، چه اتفاق افتاد؟
دیگرت = بار دیگر تو را
ادای خدمت = رساندن ابلاغ بندگی و سلام
غنی = ثروتمند، دارای مقام شاه
پادشاه حسن = محبوب زیبا
معنی بیت 4 : مصراع اول به دو صورت نوشته شده :
1- هر کس که گفت خاک ره او نه توتیاست / گو این سخن معاینه در چشم ما بگو
به آن کسی که گفت خاک راه یار، روشنی بخش چشم نیست، بگو این گفتار را آشکارا در برابر دیده ما بازگو کند!
2- آنکس که گفت خاک ره دوست توتیاست / گو این سخن معاینه در چشم ما بگو
به آن کسی که گفت خاک راه یار، روشنی بخش چشم است، بگو این گفتار را برای شفای چشمان ما بازگو کند!
معنی بیت 5: به آن کسی که از رفتن به میخانه معرفت ما را منع می کند بگو که این ایراد و گله را در نزد پیرو مرشد ما بازگو تا با هدایت او دست از انکار ما بازداری.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۷:
شد = رفت
بی جرم = بدون گناه، بی جهت ، گناه نکرده ، تقصیر نداشته
برنجید = آزرده خاطر شد
خدا را = برای خدا
صفایی بکنیم = صلح و صفا کنیم ، کدرورت را ازدل برکنیم، به رسم درویشان دست او را بوسه دهم.
مدد = یاری، کمک
خاطر رندان = توجه باطنی اهل معرفت
ورنه = وگرنه
صعب = دشوار
خطایی بکنیم = راه نادرست برویم
طایر کم حوصله = سالک تازه کا رو کم تجربه
کاری نکند = از او کاری ساخته نمی باشد، بدون اثر است
طلب = درخواست
سایه = عنایت
میمون = مبارک
هما = مراد پیرو مرشد
معنی بیت 2: دلِ بیمار از دست رفت. ای رفیقان! مساعدتی بکنید تا پزشکی بر بالینش بیاوریم و درمانش کنیم.
معنی بیت 4: نهال شادمانی خشک شد ، راه میخانه را به من نشان بده تا درآب و هوای شادی بخش آن پرورش بیابم و رشد کنم
این شعر ، یک بیت دیگر هم دارد:
در ره نفس کز او سینه ما بتکده شد / تیر آهی بگشاییم و غزائی بکنیم
مفهوم بیت : از روی پشیمانی ، آهی بکشیم و بانفس سرکش جنگ کنیم و آنرا به هلاکت برسانیم.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
گلعذار = گل چهره
گلستان جهان = گلزار گیتی
این چمن = جهان
سرو روان = یار محبوب
دورم باد = از من الهی دور باشد( فعل دعایی)
رَطل = پیمانه
رطل گران = پیمانه سنگین
قصر فردوس = کاخ بهشت
پاداش عمل = جزای کردار
دیر مغان = صومعه پیر مغان محفل سالکان
نقد بازار = سود و زیان تجارت
دولت صحبت = نعمت همنشینی
مکان = عالم بالا و هستی
مَشرَب = آبشخور بهره نصیب
طبع = قریحه
خدا را = محض رضای خدا (را اختصاص )
معنی بیت 2: هم صحبتی مردم ریاکار از من دور باشد و از تمام اموال سنگین دنیا همین پیمانه سنگین می عشق مارا کفایت می کند.
معنی بیت 5: حال وضع حاضر دنیا را ببین و خوشی و رنج آن را تماشا کن. اگراین سود و زیان برای شما کافی نباشد، برای ما کافی است.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
غزال رعنا = استعاره از محبوب زیبا
شکر فروش = استعاره از یار شیرین لب
طوطی شکرخا = استعاره از شاعر شیرین سخن
مگر = همانا
شیدا = شیفته
عندلیب = بلبل
عندلیب شیدا = استعاره از عاشق سرگشته
رنگ آشنایی = شیوه دوستی و مهر
سهی قدان = راست قامتان
باده پیمایی = باده خوری
وضع = قانون
معنی بیت 1: ای صبا با مهر و محبت به آن محبوب زیبا بگو که ما را آواره و سریه کوه و بیابان از عشق خود کرده ای.
معنی بیت 2 : دلبر نوشین لب و شکردهان که زندگی او دراز باد چرا از طوطی گویای خود، این شاعر شیرین سخن دلجویی نمی کند و با مهر و محبت از حال او نمی پرسد.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲:
مشاطه = آرایشگر
حُسن طرب = شادی
می پرستان = می خواران
خیال = فکر
لطف = احسان
لعل مذاب = می
معنی بیت 4: طبیعت چالاک که درترتیب و تزیین مانند آرایشگر است ، درباره کیفیت های عجیب و حالات غریب می فکری کرد و دید که حالات مذکور درگلاب نیست پس گلاب را در برگ گل نهان کرد به حدی که تا آتش به گل نرسد قطره ای گلاب پس نمی دهد.
معنی بیت 5: شاهد و مطرب کف می زنند و مستان می رقصند و نازو عشوه ساقی هم از چشم باده نوشان خواب ربوده است.
معنی بیت 6: اگر آن ماه ، مشتریِ اشعار حافظ گردد، شعر حافظ درهرمجلس خوانده می شود ، آنقدرپرشور که گویی به گوش زهره آواز موسیقی و شعر می رسد.
ملیحه رجائی در ۱۵ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳: