محمد علی آدم پیرا در ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:
بیت نهم : پشت <کمر.
گران بودن <سنگین بودن.
معنی =منِ شاعر از این روی، مدح آقا امیر المؤمنین ع را می گویم که بسیار به او بدهکار هستم و از فضائل و علم نیک حضرت ع بسیار آموخته ام.
محمد علی آدم پیرا در ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:
بیت هشتم : معنی=من به چهار ویژگی نیک آقا امیر المؤمنین ع یعنی مردانگی و دلاوری، علم و دانش، تقوا و ایمان و بخشندگی حضرت افتخار می کنم. <چرا؟ <دلیل <بیت بعد.
محمد علی آدم پیرا در ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:
بیت هفتم : نگفتن یکی از هزار تا <غیر قابل وصف(بیان کردن ویژگی های خوب) و مدح بودن<متضاد قدح
معنی =اگر فردی بخواهد مدح آقا امیر المؤمنین ع را در صد سال (زمان های طولانی) بیان کند، نمی تواند کوچک ترین اوصاف و ویژگی های والای حضرت ع را برشمارد.
محمد علی آدم پیرا در ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:
بیت ششم : تبار<خویشتن و نزدیکان
معنی =علی ع جزو خویشان و نزدیکان پیامبر ص به شمار می آید و شیعیان و پیروان حق هم از نزدیکان و خویشان آقا امیر المؤمنین ع محسوب می شوند.
محمد علی آدم پیرا در ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:
بیت پنجم : حصار<استعاره از علاقه و محبت به علی ع
معنی=به این دلیل که دل پیروان آقا امیر المؤمنین علی ع یا اهلبیت بواسطهٔ وارد شدن به قلعهٔ محبت و علاقهٔ حضرت از شیطان دور شده است.
محمد علی آدم پیرا در ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:
بیت چهارم : معنی =بزرگی و افتخار و عزتمندی تنها شایستهٔ دوستداران اهل بیت علیهم السلام می باشد. چرا؟ <بیت بعد <دلیل.
محمد علی آدم پیرا در ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:
بیت سوم: بِچِن <کاربرد کهن واژهٔ بچین.
هین<شتافتن<شبه جمله.
شیعت(شیعه) <پیرو.
خسته کردن <مجروح کردن.
ناصبی <نَصَبَ(ریشه) <بلند کردن، برافراشتن= به گروهی که با علی و اهل بیت علیهم السلام دشمنی می کردند و دهان شکسته ها ناسزاگویان علنی پرچم مخالفت را با اهل بیت بر افراشتند.
بشتابید و گل را بچینید ای شیعیان!!! مجروح کنید دل ناصبی را با خار علی....
گُل=معنای واقعی و قاموسی مدنظر نیست.
مراد گُل محبت آقا امیر المؤمنین ع
معنای استعاری
طرفدار شدن یا برگزیدن علاقه و محبت در دل
هر گلی خاری داره {تناسب} <فرو کنید به دشمنان
معنی =ای طرفداران اهل بیت علیهم السلام بشتابید و گل محبت آقا امیر المؤمنین ع را برگزینید و با این کار خود آنها را مجروح کنید و خار گزیدن محبت آقا امیر المؤمنین ع را به دل دشمنانشان وارد کنید.
محمد علی آدم پیرا در ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۳۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:
بیت دوم: نگار <مطرح شد در بالا.
اسپرم{اسپرهم} (اسپرغم) <ریحان معطر و خوشبو که در کوه و بیابان وجود دارد.
بهار علی<بهار دل دوستدار علی <بیت اول
معنی =دلم بواسطهٔ محبت آقا امیر المؤمنین ع رنگارنگ و زیبا و مملوء از عطر خوش علم می باشد، آری؛ بتکدهٔ دل طرفداران علی ع آقا امیر المؤمنین ع باید چنین باشد.
محمد علی آدم پیرا در ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۳۲ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳:
بیت اول : بهار = معنای مشهور <فصل بهار
معنای شکوفه؛ بت <در بتکدهٔ چین <معنای درست.
نگار <بت. نقش و نگار، رنگ، نگار<نگاشتن، نوشتن، نبشتن. (بت ها را در بتکده به کار می گرفتند)
بهار دل <اضافی تشبیهی
معنی =بتکدهٔ دل محبان آقا امیر المؤمنین ع همیشه از بت محبت به علی ع پُر می باشد.
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۱:۱۱ در پاسخ به جوتیار دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۰۴:
شاعر مورد نظر شما حدود 800 سال بعد از ابوسعید زندگی میکرده.
چگونه ابوسعید سخن او را به نام خودش ثبت کرده؟
امین آب آذرسا در ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۲:
هوش مصنوعی اشعار فارسی را تخیلی معنا می کرد، وای به حال اشعار عربی!
فرهود در ۲ ماه قبل، سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۶:
به قطع: حتما، قطعا
سناتور سنتور در ۲ ماه قبل، سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:
با ستمکاران گیتی بد نمی گردد سپهر
عید قربان است دائم خانهٔ قصاب را
کلیم کاشانی
با منافق سیرتان گردون مدارا می کند
نقطه های شک به هم جمعند دور از انقلاب
صائب تبریزی
پاکان ستم ز جور فلک بیشتر کشند
گندم چو پاک گشت خورد زخم آسیا
صائب تبریزی
سناتور سنتور در ۲ ماه قبل، سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۷ - در مدح نواب ظفرخان:
با ستمکاران گیتی بد نمی گردد سپهر
عید قربان است دائم خانهٔ قصاب را
کلیم کاشانی
با منافق سیرتان گردون مدارا می کند
نقطه های شک به هم جمعند دور از انقلاب
صائب تبریزی
پاکان ستم ز جور فلک بیشتر کشند
گندم چو پاک گشت خورد زخم آسیا
صائب تبریزی
بهرام خاراباف در ۲ ماه قبل، سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱:
چو نیلوفر در آب و ، مِهر در میغ
پری رخ در نقاب پرنیان است#سعدی_غزل
بامعنی کردن شعرمخالفم اما این بیت انقدرزیباست که دریغم می آیداحساسم را درموردش ننویسم اولا زیباست .تصویرزیبابی ارائه می دهد،وزیبایی را اصلا لازم نیست توضیح داد فقط ازآهنگ وآرایش کلمات بایدلذت برد،همین.اما دقیق تر که نگاه می کنم
می بینم هشت تا حرف (ر)دراین بیت است .سه تا کلمه (در) وهماگرایی پری وپرنیان.وخوش آوایی مهرومیغ.جزاینهابه گمانم نقاب دراین بیت برانگیخته شده به گونه ایی که گویی درراس منشورکلمات قرارگرفته.آب برای نیلوفرنقاب است.میغ برای مهرنقاب است پرنیان برای پری رخ نقاب است.کلمه نقاب درست دروسط مصرع دوم قرار گرفته است.
می گویندشعررستا خیزکلمات است دراین بیت کلمه (نقاب)به رستاخیز رسیده است
اما آنچه درپس این ظاهرزیبا شعررا زیباترمی کنداین است که نقاب که ظاهرا زیبایی را پنهان می کنداما دراین بیت زیبایی را دوچندان می کندوآنچه را که پنهان است آشکارمی سازد
گویی این بیت درنقابی اززیبایی ها ،آشکارا،پنهان گشته است#بهرام_خاراباف
سناتور سنتور در ۲ ماه قبل، سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ شیخ بهایی » کشکول » دفتر اول - قسمت اول » بخش پنجم - قسمت اول:
سبک باش ای صباح روز عشرت بس گران خیزی
تو هم از حد درازی ای شب اندوه کوته شو
وحشی بافقی
کوته ز آفتاب قیامت نمی شود
شبهای هجر را چه دراز آفریده اند
صائب تبریزی
شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
شیخ بهایی
گفتی که شاهکار شما در زمانه چیست ؟
بالله که زنده بودنِ ما شاهکار ماست
فخرالدین مزارعی
سناتور سنتور در ۲ ماه قبل، سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴۸:
سبک باش ای صباح روز عشرت بس گران خیزی
تو هم از حد درازی ای شب اندوه کوته شو
وحشی بافقی
کوته ز آفتاب قیامت نمی شود
شبهای هجر را چه دراز آفریده اند
صائب تبریزی
شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
شیخ بهایی
گفتی که شاهکار شما در زمانه چیست ؟
بالله که زنده بودنِ ما شاهکار ماست
فخرالدین مزارعی
آرش ثروتیان در ۲ ماه قبل، سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:
آن یار - کزو خانۀ ما جای پری بود -
سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود
در مورد تعبیر «جای پری بود» در بیت نخست، نظر شادروان دکتر بهروز ثروتیان در کتاب شرح غزلیات حافظ چنین است:
اعتقاد این بوده که پریان اغلب در چشمهها و کنار آب زندگی میکنند و با زیبایی خود بیننده را دیوانه میکنند.
و گر بود او پری؟ دشوار باشد
پری در چشمهها بسیار باشد
(خسرو و شیرین نظامی گنجه ای)
بالکنایه- آن دوست که خانه ما از وی و به سبب گریه من بر او، جای پری شده بود یعنی آنچنان گریسته بودم که چشمهها از چشمم جاری شده بود و یا از مرگ او دیوانه شده بودم و یا حتی در حال حیات خود خانه ما آمده بود و این خانه را جای پریان کرده بود، آن یار چون پری از هر عیبی بری و در زیبایی بینظیر بود و مرا دیوانه کرده بود و دیوانه کرده است.
در مورد باور به حفاظت از چشمه ها توسط پریان لینک روبرو را نیز ببینید: پیوند به وبگاه بیرونی____
نهایت اینکه
غزل فوق غمنامه ای است رازناک و ساده در سوگ یکی از عزیزان حافظ که خردمند و ادیب و صاحب نظر بوده است و با این همه صفات پسندیده منظور نظر خواجه حافظ و بسیار زیباروی و زیبا اندام بوده که در سه مرحله به نیک اخلاق و زیبایی اندام وی اشاره می کند و در بیت مطلع می گوید همانند پری از هر عیبی دور و بری بود و در بیت سوم منظومه می گوید:
منظور خردمند من، آن ماه که او را // با حسن ادب شیوۀ صاحب نظری بود
ظاهرا این شخص سرِ تاجوری و اعلام سلطنت و پادشاهی و طغیان داشته و بر سر این کار نیز سر به باد داده است:
عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را /// در مملکت حسن سر تاجوری بود
سناتور سنتور در ۲ ماه قبل، سهشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸ - به مرغان چمن:
به نامردی مکن پستم بگیر ای آسمان دستم
که من تا بوده و هستم غلام شاه مردانم
فلک گو با من این نامردی و نامردمی بس کن
که من سلطان عشق و شهریار شعر ایرانم
استاد شهریار
شهریارا ! تو به شمشیر قلم در همه آفاق
به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی
استاد شهریار
ﻧﻘﺶ ﻣﺰﺍﺭ ﻣﻦ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺨﻦ ﮐﻪ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ
ﺑﺎ ﻏﻢ ﻋﺸﻖ ﺯﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﻏﻢ ﻋﺸﻖ ﺩﺍﺩﻩ ﺟﺎﻥ
شهریار
ﺗﺎﺝ ﻋﺸﻖ ﺁﺭﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﻧﺸﯿﻨﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ
ﻫﺮ ﮔﺪﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺣﺎﻓﻆ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ
شهریار
محمد علی آدم پیرا در ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۳: