دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید
تا بوی او نسیم صبا از کجا شنید
بیگانه گفت اگر سخنی در حقم چه باک
این میکشد مرا که ازو آشنا شنید
رازی که با تو گفتم و آنجا کسی نبود
غیر از من و خدا و تو، غیر از کجا شنید
دل سوخت بر منش همه گر سنگ خاره بود
غیر از تو هر که حال مرا دید یا شنید
فرخنده عاشقی که ز دلدار مهربان
گر حرف مهر گفت حدیث وفا شنید
پیغام حور نشنود از خازن بهشت
گوئی کز آشنا سخن آشنا شنید
نشنیدی ای دریغ و ندیدی که از کسان
هاتف چهها ز عشق تو دید و چهها شنید


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دلبستگیاش به معشوق میگوید و تأثیری که او بر دلش دارد. دل او با نسیم صبح، بوی محبوب را حس کرده و در جوش و خروش است. آنجا که با محبوب راز گفته، او از غیبت خداوند مطلع است و تنها آن دو را در این راز شریک میداند. شاعر از مصایب و سوز دلش میگوید که حتی سنگ خارا نیز نمیتواند آن را درک کند. در نهایت، شاعر به اوضاع عاشقانهاش و ماجراهایی که از عشق تجربه کرده، اشاره میکند و از دلسردی از این که دیگران نتوانستهاند او را بفهمند، یاد میکند.
هوش مصنوعی: دل، عطر محبوب را در نسیم صبحگاهی حس کرده است، در حالی که خود نسیم صبح از کجا این عطر را دریافت کرده است؟
هوش مصنوعی: بیگانه گفت: اگر درباره من چیزی بگویی، برایم مهم نیست، چون همین حرفها مرا به درد میآورد که از یک آشنا بشنوم.
هوش مصنوعی: رازی که با تو در میان گذاشتم و کسی دیگری جز من، تو، و خدا آن را نشنیدند، از کجا میتواند منتشر شده باشد؟
هوش مصنوعی: دل من برای رفتارهای او سوخت، حتی اگر او سنگی سخت و بیاحساس باشد. دیگران، چه کسایی که حال و روز من را دیدند و یا شنیدند، به جز تو هیچکدام حال مرا درک نکردند.
هوش مصنوعی: عاشقی که دلش به محبت معشوق روشن است، وقتی او از عشق و محبت سخن میگوید، داستان وفا و صداقت را هم میشنود.
هوش مصنوعی: پیام حوری را از نگهبان بهشت نشنیدهای، گویی که از کسی آشنا سخن آشنا شنیدهای.
هوش مصنوعی: نشنیدی و ندیدی که دیگران چه چیزهایی از عشق تو تجربه کردند و چه سخنانی دربارهاش گفتند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید
از یار آشنا سخن آشنا شنید
ای شاه حسن چشم به حال گدا فکن
کاین گوش بس حکایت شاه و گدا شنید
خوش میکنم به باده مشکین مشام جان
[...]
آن حرف دلفروز که راز هست و راز نیست
من فاش گویمت که شنید از کجا شنید
دزدید ز آسمان و به گل گفت شبنمش
بلبل ز گل شنید و ز بلبل صبا شنید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.