سحر ز بستر نسرین سبک عنان برخیز
به پای گل بنشین، مست و می کشان برخیز
کرشمه می برد از حد نهال و جلوه، سمن
نگار من، پی تاراج گلستان برخیز
به چین جبهه نیرزد چو گل دو روز حیات
شکفته با همه بنشین و مهربان برخیز
بیا به میکده بنشین به کام دل زاهد
شراب کهنه ما نوش کن ، جوان برخیز
بر آستان گدایان شبی سری بگذار
به مدعای دل خویش کامران برخیز
اساس عشق من و حسن یار محکم باد
بهار گو برو و مرغ از آشیان برخیز
بلاست رشک محبت بر اهل درد حزین
چو شد وصال میسر، خود از میان برخیز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در غزل به استقبال صبح و زیباییهایی میرود که در طبیعت و عشق وجود دارد. از سحر و نشاط ناشی از آن سخن میگوید و به محبوب خود میگوید که برخیزد و از زیباییها بهرهمند شود. او به اهمیت زندگی و عشق اشاره میکند و دعوت به خوشگذرانی و دوری از غمها دارد. در نهایت، شاعر بر لزوم استقامت در عشق تأکید کرده و میگوید که رسیدن به وصال عشق، سبب شادی و برکت است.
هوش مصنوعی: صبح زود از خواب بیدار شو که به بوی گلها بروی و با حالتی شاداب و سرخوش به تماشای زیباییها بپردازی.
هوش مصنوعی: زیبایی و جذبهی معشوقهام به قدری زیاد است که از حد و اندازهی یک درخت فراتر میرود. ای سمن، برای دزدیدن زیباییهای گلستان، بر خیز و اقدام کن.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و شکوه زندگی که دائمی نیست، خود را درگیر امور و چهرههای ظاهری نکن. بهتر است با دوستان و عزیزان در کنار هم شاد و مهربان باشیم و از لحظات گذرا لذت ببریم.
هوش مصنوعی: بیایید به میکده برویم و از زندگی لذت ببریم. زاهد، از شراب کهنه ما بنوش و از آن لذت ببر. ای جوان، اکنون وقت حرکت است.
هوش مصنوعی: به درگاه نیازمندان یک شب سر خود را بگذار و درخواست دلخواهت را مطرح کن، تا در خوشی و موفقیت برآیی.
هوش مصنوعی: محبت من و زیبایی معشوق باید قوی و پایدار باشد. بهار، برو و پرنده را از لانهاش بیرون کن.
هوش مصنوعی: مشکلات و رنجها، انسان را به عشق و محبت نسبت به دیگران وادار میکند. اما زمانی که به وصال و وصال محبوب میرسیم، باید از خودمان فاصله بگیریم و حسادت را کنار بگذاریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فتاده ام به میان غم از کران برخیز
به تیر غمزه ابروی چون کمان برخیز
زمام خاطر من بسته تصرف تست
اگر قبول نداری به امتحان برخیز
ترانه ای نسرودیم بلبلانه که زاغ
[...]
به اختیار ز نزهت سرای جان برخیز
گران نگشته ازین خاک آستان برخیز
گره مشو به دل خاک تیره چون قارون
چوعیسی از سر این تیره خاکدان برخیز
چو تخم اشک ممان از فسردگی در خاک
[...]
یقین عشق کن و از سر گمان برخیز
به آشتی بنشین یا به امتحان برخیز
گل از تراوش شبنم به تست چشمک زن
ز رختخواب به لبهای می چکان برخیز
به بزم غیر چه جویی لب کرشمه ستای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.