در غمت ترک گفتگو کردم
دهن زخم را رفو کردم
هر چه می گفت از غمت شد راست
با تو دل را چو روبه رو کردم
من گدای در خراباتم
هر چه دادند در کدو کردم
سیر چشمم ز نعمت دو جهان
خاک در چشم آرزو کردم
مغزم آشفته تر شد از دستار
دهن شیشه را چو بوکردم
مجلس باده شاهدی می خواست
دست درگردن سبوکردم
به می از لوث زهد خشک حزین
دلق آلوده شستشو کردم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از غم و درد عاشقانهاش سخن میگوید و در پی درمان زخمهای عاطفی خود است. او به طور استعاری از ترک گفتگو و رفو کردن دهن زخمهایش میگوید، تا نشان دهد که چگونه سعی در فراموشی غم دارد. شاعر خود را در نقش گدا میبیند و به دنبال نوشیدن شراب و تجربه لذت زندگی است، و از تضاد بین زهد و شراب به تفسیر و شستشوی دلق خود میپردازد. در این مسیر، او به آشفتهگی ذهنش و تلاش برای رهایی از قید و بندهای ظاهری اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر غم تو از صحبت کردن دست کشیدم و زخم دلم را التیام بخشیدم.
هوش مصنوعی: هر چه درباره غم تو میگفت، درست بود و وقتی که دل را به تو رو بهرو کردم، احساساتم کاملاً آشکار شد.
هوش مصنوعی: من در مکانهای خراب و پرت افتاده زندگی میکنم و هر چه به من دادهاند، در دل خود نگهداشتهام.
هوش مصنوعی: چشمم را با نعمتهای دو جهان سیراب کرده و خاک را به جای آرزو در نظر گرفتم.
هوش مصنوعی: وقتی که شیشه را بو کردم، وضع مغزم به شدت خرابتر شد.
هوش مصنوعی: در دور همی شراب، به دنبال داشتن یک شاهد بودم، بنابراین سبوی شراب را به گردنم آویختم.
هوش مصنوعی: با نوشیدن شراب، زهد خشک و بیروح خود را کنار گذاشته و از آلودگیهای آن رهایی یافتم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.