زاهد، بکنج صومعه می نوش و مست باش
یعنی که دوزخی شدی، آتش پرست باش
ای سرو، اعتدال قدش نیست چون ترا
خواهی بلند جلوه نما، خواه پست باش
در خون نشسته ایم، بخون ریز بر مخیز
بنشین دمی و همدم اهل نشست باش
ای دل، سری ز عالم آزادگی برآر
یعنی بقید عشق کسی پای بست باش
مگشا زبان طعنه، هلالی، بعیب کس
ما را چه کار؟ گو: دگری هر چه هست باش!



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نقد و بررسی رفتار زاهدان و اصول زندگی دینی میپردازد. او از زاهدان میخواهد که به جای انزوا در صومعه و اعتیاد به آتش پرستی، زندگی را با شادی و مستی تجربه کنند. همچنین به انسانها توصیه میکند که در روابط اجتماعی، خود را کمارزش نشمارند و با دیگران همدم شوند. شاعر از دل دعوت به آزادی میکند و از او میخواهد که در قید عشق باشد و از قضاوتهای ناپسند بپرهیزد. در پایان، او ابراز میکند که باید به هر آنچه هست، بدون قضاوت و داوری، تن در دهیم.
هوش مصنوعی: ای زاهد، در گوشهی صومعه بنشین و بنوش و مست باش، زیرا که تو به دوزخی تبدیل شدهای و آتش را پرستش میکنی.
هوش مصنوعی: ای سرو، تو همچنان که قد بلندی داری، میتوانی با جلوهات خود را زیباتر نشان دهی، حتی اگر قدت کوتاه باشد.
هوش مصنوعی: ما در غم و اندوه عمیقی به سر میبریم، اما تو هم اکنون کمی آرام بگیر و با جمعی که در این حال هستند، هم صحبت شو.
هوش مصنوعی: ای دل، به عالم آزادگی و رهایی توجه کن و به خاطر عشق کسی، خود را به قید و بند آن عشق بسپار.
هوش مصنوعی: زبان خود را به طعنه باز نکن، هلالی، عیب کسی به ما چه مربوط است؟ بگو که دیگری هرچه هست، باشد!
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مگسل ز یار و بر سر عهد نخست باش
گر دل شکست عهد و وفا گو درست باش
امشب ز برق وصل که خواهد چو باد رفت
ساقی چراغ عیش بر افروز و چست باش
در صید وصل طالع سستم مدد نکرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.