بدین هوس که: دمی سر نهم بپای قدح
هزار بار فزون خوانده ام دعای قدح
منم، که وقف خرابات کرده ام سر و زر
زر از برای شراب و سر از برای قدح
بزیر خون من و خون بها شراب بیار
بگیر جوهر جانم، بده بهای قدح
رسید موسم گشت چمن، بیا ساقی
که تازه شد هوس باده و هوای قدح
بیاد لعل تو تا کی لب قدح بوسم؟
خوش آنکه بوسه بر آن لب زنم بجای قدح
هلالی، از قدح می چه جای پرهیزست؟
بیا، که پیر مغان میزند صلای قدح



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهی آرزو و اشتیاق شاعر به نوشیدن شراب و لذتبردن از آن است. شاعر به ذکر حالاتی میپردازد که به خاطر عشق و خواستههایش بارها دعا کرده و برای رسیدن به شراب و جوانیاش، جانش را تقدیم میکند. او به ساقی میگوید که زمان بادهنوشی فرارسیده و از عشق و زیبایی معشوقش میگوید که همواره در دلش جای دارد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که در این لذت از قدح هیچ نوع پرهیزی وجود ندارد و دعوت به شادمانی میکند.
هوش مصنوعی: با این آرزو که لحظهای سرم را بر روی لیوان بگذارم، هزار بار دعا برای این لیوان خواندهام.
هوش مصنوعی: من هستم که برای میخانه، جان و مال خود را فدای کردم؛ همه چیزم را برای شراب و سرم را برای جام گذاشتهام.
هوش مصنوعی: برای من شراب بیاور و خونم را به بهای آن بده. جانم را بگیر و قیمت آن لیوان را بپرداز.
هوش مصنوعی: زمانی فرا رسیده که بهار چمنزار آغاز شده است، بیا ای ساقی، چون حال و هوای نوشیدن باده و لذت بردن از جام دوباره در وجودم زنده شده است.
هوش مصنوعی: تا کی باید به یاد لب زیبای تو، جام شراب را ببوسم؟ خوشا به حالم اگر بتوانم به جای بوسه بر جام، لب تو را ببوسم.
هوش مصنوعی: چرا از نوشیدن جام دور باشیم؟ بیا و بشنو که پیر مغان نوید میدهد که زمان نوشیدن فرا رسیده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
قسم به خط لب ساقی و دعای قدح
که آب خضر نیرزد به رونمای قدح
گذشت عید بهار و ز تنگدستیها
رخی به رنگ نداریم از حنای قدح
هلال گوشه ابرو نمود، باده بیار
[...]
خوش آن دمی که لبم گردد آشنای قدح
به پای خم سر خود را نهم به جای قدح
بنوش می که سری در جهان نمی بینم
که چون حباب بود خالی از هوای قدح
به غیر حرف می از می کشان چه می خواهی
[...]
بیا و باده کش ای محتسب به پای قدح
که موج باده نباشد کم از دعای قدح
بهار آمد و مرغان در آشیانه خود
گشانده اند پر و بال در هوای قدح
به چشمه سار خضر پنجه اش زند سیلی
[...]
شکست رونق آیینه را صفای قدح
گشوده چهره ز اسرار دل هوای قدح
ز دیو غم چو گزندی رسد به کس زنهار
بگوی ورد کند صبحدم دعای قدح
زهر شکستهٔ او صوت حمد و نعت آید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.