آه! ازین روزگار برگشته
که ز من لحظه لحظه برگردد
گر فلک را به کام خود خواهم
او به کام کس دگر گردد
ور ز جام نشاط باده خورم
باده خونابهٔ جگر گردد
ور قدم بر بساط سبزه نهم
سبزه در حال نیشتر گردد
لیک با این خوشم، که طالع من
نتواند ازین بتر گردد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
آه! ازین روزگار برگشته
که ز من لحظه لحظه برگردد
گر فلک را به کام خود خواهم
او به کام کس دگر گردد
ور ز جام نشاط باده خورم
باده خونابهٔ جگر گردد
ور قدم بر بساط سبزه نهم
سبزه در حال نیشتر گردد
لیک با این خوشم، که طالع من
نتواند ازین بتر گردد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از تاسف و حسرت نسبت به روزگار فعلی خود سخن میگوید و به مشکلات و چالشهایی که با آنها مواجه است، اشاره میکند. او به این حقیقت پی میبرد که هر چه بخواهد و تلاش کند، روزگار همواره به نفع کسی دیگر تغییر میکند و خوشیهایش به تلخی تبدیل میشود. با این حال، او هنوز هم از اینکه سرنوشتش نمیتواند بدتر از این باشد، راضی است و این احساس را آخرین نقطه قوت خود به حساب میآورد.
هوش مصنوعی: ناله و سوز و گداز از روزگاری است که هر لحظهاش باید به من برگردد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم آسمان و سرنوشت را به نفع خود تحویل بگیرم، او به خواستهی دیگران پاسخ خواهد داد.
هوش مصنوعی: اگر از جام شادی نوشیدنی بنوشم، این شراب به مانند خونابهای از دل خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر پا بر روی علفهایی بگذارم، آنها در زیر فشار چنان آسیب میبینند که مثل نیشتر میشوند.
هوش مصنوعی: اما من از این موضوع خوشحالم که سرنوشت من نمیتواند بدتر از این باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماهوک در میان چو در گردد
مجلس از خرمی دگر گردد
زهر در کام او شکر گردد
سنگ در دست او گهر گردد
زهر با یاد تو شکر گردد
شام با روی تو سحر گردد
درد عشق تو بوالعجب دردی است
که چو درمان کنم بتر گردد
نتواند نشاند درد دلم
[...]
تا زمینی کز ابر تر گردد
از زمین بوش تو به زر گردد
گر نکوییت بیشتر گردد
آسمان در زمین به سر گردد
آفتابی که هر دو عالم را
کار ازو همچو آب زر گردد
زآرزوی رخ تو هر روزی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.