چون کرد دیگر آن بت چابک سوار کوچ
آرام کرد از دل و صبر و قرار کوچ
پیوسته بیم هجر همیداشت این دلم
زین سان نبود ناگهش اندر شمار کوچ
از آب دیده سیل برانم به روز و شب
باشد که بعد از این نکند آن نگار کوچ
در آب دیده غرقه کنم کوه و دشت را
تا بر جمال او ننشاند غبار کوچ
پاینده باد قد تو ای سرو نوبهار
سرو روان اگر کند از جویبار کوچ
امسال بوی جان به مشامم همیرسد
از منزلی که کردهای از وی تو پار کوچ
جایی رسید حسن تو کانجا نمیرسد
خورشید اگر کند به مثل صدهزار کوچ
شاید که گر کنار پر از خون کند همی
آن کس که چون تویی کندش از کنار کوچ
کاریست سخت مشکل وفنیست بس عجب
رسمیست این که گل کند از نزد خار کوچ
چشمش به صد کرشمه نگه کرد سوی من
یعنی روا بود که کنم در خمار کوچ
شیرین لبش به لطف همیگفت ای همام
معذور دار نیست مرا اختیار کوچ


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر به توصیف عشق و غم ناشی از دوری معشوق پرداخته است. او با اشاره به کوچ معشوق، احساس ناامیدی و نگرانی از جدایی را بیان میکند و اشکها و دلتنگیهای خود را به تصویر میکشد. شاعر آرزو دارد که معشوق هرگز او را ترک نکند و زیباییاش را در دل نگاه دارد. در عین حال، او به زیبایی و جاودانه بودن معشوق و سختیهای عشق نیز اشاره میکند و به نوعی عشق را با مسائلی چون جدایی و فاصله پیوند میزند. در نهایت، معشوق با لبخند و لطف خود به شاعر یادآوری میکند که نمیتواند از او دور شود، حتی اگر مجبور به کوچ باشد.
هوش مصنوعی: زمانی که آن معشوق ماهر دیگر کاری کرد، قلب و دل و آرامش به یکباره از من دور شد و قرارم را از دست دادم.
هوش مصنوعی: دل من همیشه نگران جدایی بود و به همین خاطر، به یکباره به فکر کوچ نبود.
هوش مصنوعی: من از چشم خود سیلابی میسازم، به گونهای که در روز و شب، دیگر آن معشوق کوچک من این کار را نکند.
هوش مصنوعی: من میخواهم در اشکهای خود کوهها و دشتها را غرق کنم، تا مبادا غبار کوچ از زیبایی او بر روی زمین بنشیند.
هوش مصنوعی: ای سرو زیبا و جوان، قد تو همیشه پابرجا باشد. حتی اگر از جویبار کوچ کنی، هنوز هم درخشش و زیبایی تو باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: امسال بوی زندگی و نشاط از جایی به مشامم میرسد که تو به خاطر آن، از آنجا دل کندهای و به جای دیگری رفتهای.
هوش مصنوعی: حسن و زیبایی تو به قدری است که حتی خورشید هم اگر بخواهد به اندازه صدهزار بار کوچ کند، نمیتواند به آنجا برسد.
هوش مصنوعی: شاید که آن کسی که مثل توست، به شدت احساساتی شود و در کنار خون، کارهای عجیبی انجام دهد.
هوش مصنوعی: این کار بسیار دشوار است و واقعاً نکته عجیبی دارد که گل بتواند از کنار خار دربیاید.
هوش مصنوعی: چشمش با زیبایی و ناز به من نگاه کرد و این نشان میدهد که این خوب بود که برای او دلتنگ شوم و از او دوری کنم.
هوش مصنوعی: لب شیرین او به نرمی میگفت: ای همام، مرا ببخش و معذور بدار، زیرا که من اختیار رفتن ندارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.