سر معشوق بر بالین ناز است
سر عشّاق بر خاک نیاز است
عذارت خستگان را جان فروز است
جمالت بیدلان را دلنواز است
غمت افتادگان را دستگیر است
لبت بیچارگان را چاره ساز است
کمر بر موی می بندی چه سرّ است
سخن در پرده می گویی چه راز است
قدت سرو و رخت گلزار حسن است
لبت شهد و رخت شمع طراز است
ترا چشمی که پُر سحر و فسون است
مرا جانی که پر سوز و گداز است
جلال افتاده بازوی عشق است
کبوتر صید چنگ شاهباز است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیباییهای معشوق میگوید و از تأثیر عشق بر عاشقان و بیچارگان صحبت میکند. او معشوق را به عنوان منبع ناز و حسن توصیف میکند که بر دل بیدلان و افتادگان رحم میکند. همچنین، به رازها و دردهای عاشقانه اشاره دارد و عشق را به عنوان نیرویی قدرتمند میشناسد که توانایی جذب و صید دلها را دارد. در نهایت، تصویرهایی از قدرت و زیبایی معشوق و تأثیر عمیق آن بر عشق و احساسات دیگران ارائه میدهد.
هوش مصنوعی: سر معشوق روی بالشتی نرم و راحت است، در حالی که سر عاشقان بر زمین و در حالت نیاز و زاری قرار دارد.
هوش مصنوعی: عذابت در دل خستگان جان تازهای به آنها میبخشد و زیبایی تو برای آنهایی که بیخبرند، دلنواز و خوشایند است.
هوش مصنوعی: لبخند تو برای کسانی که در سختی و اندوه هستند، منبع امید و کمک است. تو برای بیچارگان و کسانی که به کمک نیاز دارند، راه حل و پاسخ هستی.
هوش مصنوعی: چرا برای بستن موهایت به کمر، نشانهای از راز و رمز وجود دارد؟ و چرا سخنانی که میگویی، در پردهای از اسرار پنهان هستند؟
هوش مصنوعی: قد تو همچون سرو است و زیباییات به گلستان میماند. لبهایت مانند عسل شیرین است و چهرهات چون شمعی درخشنده و زیباست.
هوش مصنوعی: چشمان تو پر از جادو و enchantment است و من هم روحی دارم که پر از آتش و احساس عمیق است.
هوش مصنوعی: شکوه و عظمت عشق مانند یک پرنده زیبا است که در دام قدرت و تسلط دیگران گرفتار شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که شرح حال من لَختی دراز است
به حاضر گشتن خسرو نیاز است
بیا کامشب شب ناز و نیاز است
چو زلف ماهرویان شب دراز است
صنم گفت از من این پرسش نه ساز است
رها کن سر گذشت من دراز است
خشوع مومنان جان نماز است
از آن معنی که با او دوست راز است
مرا از چشم تو نازی نیاز است
به نازی کش مرا چندین چه ناز است
دلم بنواز یعنی سوز و بگداز
که دل مسکین غمت مسکین نواز است
رخت دارند و خط بیچارگان دوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.