تو را چو مشک تر از برگ یاسمین خیزد
چه فتنه کز پی تاراج عقل و دین خیزد
اگر در آب فتد عکس قد و عارض تو
به هر زمین که رسد سرو و یاسمین خیزد
ز باغ وصل چه سان برخورم که گر صد بار
نهال مهر نشانم درخت کین خیزد
مریض عشق به کوی تو تا غبار نشد
ز ضعف تن نتوانست کز زمین خیزد
اگر چه غرقه به خون رفت عاشق تو به خاک
چو لاله داغ جفای تو بر جبین خیزد
ز شوق لعل لبت خاست در دل گرمم
تبی که در تن محرور از انگبین خیزد
به بزم گل چو سرایند نظم جامی را
ز بلبلان همه گلبانگ آفرین خیزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و در وصف او از نمادهایی چون یاسمین و مشک استفاده میکند. او بیان میکند که جمال معشوق حتی در انعکاسش در آب هم میتواند خیزش و حیات را به زندگی دیگران ببخشد. عشق به معشوق چنان قوی است که حتی در سختیها و دردها نیز، زیبایی و شور عشق را به وجود میآورد. شاعر به شدت تحت تأثیر عشق قرار گرفته و این عشق باعث میشود تا او به سختیها و ناملایمات نیز با اشتیاق نگاه کند. در نهایت، او با ابراز این احساسات نه تنها به زیبایی معشوق، بلکه به قدرت و تأثیرگذار بودن عشق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که تو با لطافت و زیبایی مانند مشک و برگ یاسمن ظاهر میشوی، چه شور و شوقی به وجود میآید که عقل و دین را تحت تاثیر خود قرار میدهد و ممکن است به خطر اندازد.
هوش مصنوعی: اگر تصویر تو در آب بیفتد، در هر جایی که برود، درخت سرو و یاسمین جوانه میزنند.
هوش مصنوعی: از باغ عشق چگونه استفاده کنم، وقتی که اگر صد بار نشانه مهر را بکارم، باز هم درخت کینه رشد خواهد کرد.
هوش مصنوعی: عاشق بیمار تو، تا زمانی که از ضعف جسمانی نتوانست از زمین بلند شود، حتی غبار کوی تو را هیچ وقت فراموش نکرد.
هوش مصنوعی: اگرچه عاشق تو به خاطر عشقش به تو به شدت رنج برد و جان داد، اما مانند لالهای که در خاک میروید، اثر رنج و ظلم تو بر پیشانیاش نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: از شوق و عشق لبهای تو آتش و حرارتی در دل من به وجود آمده که مانند گرمایی است که از عطر خوش انگبین در بدنم حس میکنم.
هوش مصنوعی: وقتی در جشنی از گلها جمع میشوند و جامی را پر میکنند، صدای زیبای بلبلها به همه جا میرسد و سرودی از زیبایی و عشق سر میدهند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بجز لب تو کزو گفت شکرین خیزد
که دیده لعل کزو جوی انگبین خیزد
عجب ز سادگی سرو بوستان دارم
که پیش قامت موزونت از زمین خیزد
قد تو سرو بود طرّهٔ تو مشک اگر
[...]
نگار من چو بتاراج عقل و دین خیزد
غبار لشگرش از ترک تا بچین خیزد
ملفق است بهم نیش و انگبین چه عجب
خطی سیه گر از آنسکان انگبین خیزد
زهی خلف که دمادم ز آسمان و زمین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.