چو مست من ز خمار شبانه برخیزد
هزار فتنه و شور از زمانه برخیزد
چو تیر جور نهد بر کمان ز میدانش
هزار کشته برای نشانه برخیزد
نشان من به خیال میان او گم باد
بود خیال دویی از میانه برخیزد
ز تف خون دلم بس که نم رود بالا
گیاه محنتم از بام خانه برخیزد
بود بهانه منع نظاره برقع زلف
خوش آن زمان که ز پیش این بهانه برخیزد
اثر نماند ز من زان نشست شعله آه
ز خس چو سوخته شد کی زبانه برخیزد
گمان مبر که چو گردد وجود جامی خاک
به هیچ بادی ازین آستانه برخیزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات عمیق خود در مورد عشق و شوق میپردازد. او به توصیف حالاتی میپردازد که پس از لحظات شبانه و خمار به وجود میآید، و چگونگی برانگیختن اشتیاق و شور در دل را بیان میکند. با اشاره به نمادهای مرگ و کشتهها، شاعر بر اثرات عمیق عشق و دردهای ناشی از جدایی تأکید میکند. در نهایت، او به پایداری وجود خود در برابر ناملایمات و زودگذر بودن زندگی اشاره میکند و میگوید که هیچ عاملی نمیتواند او را از مسیر خود منحرف کند.
هوش مصنوعی: زمانی که من از حالت مستی و بیتابی شبانه بیدار میشوم، هزاران فتنه و آشوب از روزگار آغاز میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که تیر ظلم به کمان فشار میآورد، از دل میدان هزاران قربانی برای نشانهگیری برمیخیزند.
هوش مصنوعی: نشان من در خیال او گم شده است و این خیال دوگانگی باید از وسط کنار برود.
هوش مصنوعی: از شدت ناراحتی و اندوهی که در دلم وجود دارد، دیگر نمیتوانم امیدی داشته باشم. حتی گیاهی که در بام خانهام روییده، میخواهد از آنجا بلند شود و برود.
هوش مصنوعی: بهانهای برای دیدن زیباییهای او وجود داشت، اما زمانی که این بهانه از میان برود، زیباییهایش را میتوان بهتر دید.
هوش مصنوعی: از من اثری باقی نمانده، زیرا آتش شعلهور است. وقتی خس و خاشاک سوخته شود، دیگر چگونه میتواند شعلهای بالا بزند؟
هوش مصنوعی: نگران نباش که اگر به خاک بیفتد، به سادگی از این درگاه برنمیخیزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سحرگهی که ز خواب شبانه برخیزد
هزار فتنه ز دور زمانه برخیزد
اگر تو سرو گل اندام در کنار آیی
هزار ناله ی شوق از کرانه برخیزد
کجا کرانه کند یار مهربان از من
[...]
خوش آنک مست شوی تا بهانه برخیزد
تو باشی و من و شرم از میانه برخیزد
مکن زخواب دو نرگس چو بوسه دزدم
وگر نه فتنه یی از هر کرانه برخیزد
نهال عشق نشاندم به دل چو دانستم
[...]
ازین بساط کسی شادمانه برخیزد
که از سر دو جهان عارفانه برخیزد
مدار دست ز دامان آه نیمشبی
که دل ز جای به این تازیانه برخیزد
اثر ز عاشق صادق درین جهان مطلب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.