ای کرده بر هلاک من از اهل عشق نص
جان در تنم ز شوق تو کالطیر فی القفص
بس دلکش است قصه خوبان و زان میان
تو یوسفی و قصه تو احسن القصص
گر صاحب فصوص بدیدی لب تو را
در حکمت مسیح نوشتی هزار فص
بی نسبت است بحث مساوات با سگت
کس نیست بر در تو ازو مطلقا اخص
گفتی چو عزم رخصت پابوس کردمت
یا صاحب العزیمة ایاک والرخص
کم جام غصه ای که ز لعلت نمی خورم
قد مت کم تجر عنی هذه الفصص
تیغ تو بهر قتل کسان نص قاطع است
جامی چگونه سر کشد از مقتضای نص



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و شوقی عمیق به معشوق خود سخن میگوید و او را همچون یوسف و قصهاش برتر از دیگران میداند. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره کرده و به وصف حکمت و علم او میپردازد. شاعر احساس میکند که هیچ کسی نمیتواند به مقام معشوق برسد و او را با هیچ کس دیگری مقایسه نمیکند. در نهایت، شاعر در تضاد بین شوق و غم عشق و نیز چالشهای ناشی از آن تأمل میکند و از قدرت عشق سخن میگوید.
هوش مصنوعی: ای عشق، تو که باعث هلاکت من شدهای، در وجودم شوق تو مانند پرندهای trapped در قفس است.
هوش مصنوعی: داستان خوبان بسیار جذاب و دلربا است و در میان آنها، تو مانند یوسف هستی و داستان تو، بهترین داستانهاست.
هوش مصنوعی: اگر کسی به مقام معنوی و درک عمیق برسد، مانند مسیح، میتواند از لبان تو هزار سخن حکمتآمیز بیان کند.
هوش مصنوعی: بحث درباره برابری با سگی که در مقابل در تو است، بیمورد است؛ چرا که هیچکس نمیتواند او را از تو کمتر بداند.
هوش مصنوعی: گفتی وقتی که برای خداحافظی آمدم، ای صاحب اراده و عزم، از کوتاهی و سهلانگاری دوری کن.
هوش مصنوعی: یک جام کوچک از اندوه را که به خاطر زیباییات نمینوشم، قدت کم است، چه شده است که این مسائل مرا دور میکنند؟
هوش مصنوعی: تیغ تو برای کشتن مردم حکم قطعی دارد، چگونه ممکن است جامی از چیزی که لازم است سر باز زند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از یمن عشق سوره یوسف به حکم نص
شد از میان جمله سور« احسن القصص »
ره رو چنان به عشق که نبود خبر تو را
از سخنی عزایم و آسانی رخص
تو خاتمی و حلقه آن سیر دوریت
[...]
عالم چو خاتمیست که این است عشق قص
از قصهاست قصهٔ عشق احسن القصص
حق در کلام خویش بآیات مستبین
در شأن عشق و رتبه عالیش کرد نص
ارواح ما ز عالم قدسست و کان عشق
[...]
بر بند گوش جان و دل از هر حدیث و نص
بشنو حدیث عشق که هست احسن القصص
بگذر ز جهل و علم مده دل به عقل خاص
رو کن به باب حضرت عشق آن شه اخص
عین اللّه بصیر دل اهل دل بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.