از یمن عشق سوره یوسف به حکم نص
شد از میان جمله سور« احسن القصص »
ره رو چنان به عشق که نبود خبر تو را
از سخنی عزایم و آسانی رخص
تو خاتمی و حلقه آن سیر دوریت
دل فص آن معارف و اسرار نقش فص
زان نقش کی به اعظم اسمای حق رسد
جز عارفی که از همه خاصان بود اخص
این بس که عشق من به تو هر دم فزون شود
لاشغل لی بحبک لی زاد او نقص
بی ذوق عشق مرد درین خاکدان بود
کالحوت فی البراری والطیر فی القفص
گفتی که چند جامی ازین گریه های تلخ
کم اشرب السموم و کم اجرع الغصص



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عمق و اهمیت عشق میپردازد و آن را همچون داستان یوسف، زیبا و پر از معانی میداند. او عشق را مسیری میداند که فرد عاشق را به معرفت و اسرار حق میرساند. عشق به معشوق، همواره در حال افزایش است و بدون عشق، زندگی مانند دلباختگان در طبیعت، بیمعنا و خالی میشود. شاعر در نهایت به تلخیهای عشق و نیاکان خود اشاره میکند و بر ضرورت تجربهٔ عشق در زندگی تأکید میورزد.
هوش مصنوعی: به سبب عشق، داستان حضرت یوسف به عنوان بهترین قصهها شناخته شده و مورد تأکید قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: عاشقانه ای بپیمای، که در این مسیر هیچ خبری از تو نیست و درد و آرامش برایم بیمعناست.
هوش مصنوعی: تو مانند خاتی هستی که در دور تو، دل و جان در گردشاند. آگاهی و رازهای عمیق همچون نقش و نگار در این خاتم وجود دارد.
هوش مصنوعی: از میان تمام جلوههای الهی، فقط عارفی که از خاصترین بندگان باشد میتواند به درک عمیقترین معانی دست یابد.
هوش مصنوعی: عشق من به تو هر لحظه بیشتر میشود، اما این موضوع برای من باعث نمیشود که به خاطر تو از چیزهای دیگر غافل شوم یا چیزی از آنها کم و زیاد شود.
هوش مصنوعی: انسانی که در عشق بیاحساس و بیذوق باشد، مانند یک ماهی در خشکی یا پرندهای در قفس زندگی میکند. او از زندگی طبیعی و معنوی خود دور است و نمیتواند از زیباییهای عشق و احساسات بهرهبرداری کند.
هوش مصنوعی: گفتی که چند لیوان از این اشکهای تلخ بنوشم، از زهر و غصهها کمتر بنوشم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای کرده بر هلاک من از اهل عشق نص
جان در تنم ز شوق تو کالطیر فی القفص
بس دلکش است قصه خوبان و زان میان
تو یوسفی و قصه تو احسن القصص
گر صاحب فصوص بدیدی لب تو را
[...]
عالم چو خاتمیست که این است عشق قص
از قصهاست قصهٔ عشق احسن القصص
حق در کلام خویش بآیات مستبین
در شأن عشق و رتبه عالیش کرد نص
ارواح ما ز عالم قدسست و کان عشق
[...]
بر بند گوش جان و دل از هر حدیث و نص
بشنو حدیث عشق که هست احسن القصص
بگذر ز جهل و علم مده دل به عقل خاص
رو کن به باب حضرت عشق آن شه اخص
عین اللّه بصیر دل اهل دل بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.