زد شیخ شهر طعنه بر اسرار اهل دل
المرء لایزال عدوا لما جهل
تکفیر کرد پیر مغان را وگر برد
بویی ز کفر او شود از دین خود خجل
محضر به خون اهل صفا می زند رقم
این رقعه بر جهالت او بس بود سجل
آیین صدق و رسم مروت نه کار اوست
از طبع منحرف مطلب خلق معتدل
ساقی بیا که ذکر کدورت کدورت است
تا هست مهل باده صافی ز کف مهل
آن جام می بیار که از لوح اعتبار
سازد غبار هستی موهوم مضمحل
باشد که مرتفع شود از آفتاب می
آثار ظلمتی که نماید ز مد ظل
جامی به بزم پیر مغان بار خواست دوش
نگسسته دل هنوز ز پیوند آب و گل
مستی زد این ترانه به آواز چنگ و گفت
یا طالب الوصول تجرد لکی تصل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به انتقاد از شیخ شهر پرداخته که بر اهل دل طعنه میزند و مرتکب جهل و تکفیر میشود. او به ظلامتی اشاره میکند که بر اثر این جهل بر جامعه حاکم شده و لزوم بازگشت به اصول صدق و مروت را خاطرنشان میسازد. شاعر از ساقی میخواهد که بادهای بیاورد تا غبار هستی را زائل کند و تاریکی ناشی از این جهل را برطرف سازد. او همچنین به بزم پیر مغان میپیوندد و در حال مستی ضمن نوای چنگ، به جستجوی تجرد و حقیقت میپردازد.
هوش مصنوعی: شیخ شهر به راز و رمزهای دلباختگان طعنه میزند؛ زیرا انسان همیشه نسبت به آنچه که نمیداند دشمنی میورزد.
هوش مصنوعی: پیر مغان در مورد شخصی گناهکار قضاوتی میکند و اگر بویی از گناه او به مشام کسی برسد، آن فرد از اعتقادات خود شرمنده خواهد شد.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که سرنوشت و وضعیت جامعه، به ویژه کسانی که اهل صداقت و پاکی هستند، با نشانههایی مشخص میشود که در نهایت نشاندهنده جهل و نادانی دیگران است. این بیت به نوعی از تضاد بین آگاهان و ناآگاهان صحبت میکند و تاکید دارد که در نهایت، حقیقتهای عمیق و دردناک در زندگی نمایان میشود.
هوش مصنوعی: صداقت و جوانمردی از ویژگیهای او نیست، زیرا او از فطرت خود منحرف شده و به خواستههای مردم عادی توجه میکند.
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا که صحبت از غم و اندوه است. تا زمانی که هنوز فرصت هست، مگذار شراب صاف از دستان من برود.
هوش مصنوعی: این غزل به دعوت به نوشیدن از جامی اشاره دارد که میتواند گرد و غبار واقعیتهای بیمعنا و زودگذر زندگی را برطرف کند و به انسان احساس معنویت و حقیقت بدهد. به عبارت دیگر، این نوشیدنی میتواند انسان را از سختیها و توهمات دنیا رهایی بخشد و او را به یک نوع آگاهی و روشنفکری برساند.
هوش مصنوعی: امیدوارم که اثرات تاریکی که زیر سایه خورشید وجود دارد، برطرف شود.
هوش مصنوعی: دیشب در مجلس پیر مغان جامی نوشیدم، اما هنوز دل من از ارتباط با دنیای مادّی و مادیات جدا نشده است.
هوش مصنوعی: مستی این ترانه با نغمهای از چنگ طنینانداز شد و گفت، ای کسی که طالب رسیدن به حقیقتی، باید از تعلقات خود رها شوی تا به هدف برسید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آمد به صدر خویش چو خورشید در حمل
خورشید اهل بیت نبی سید اجل
شادند خلق و رسم بشادیست خلق را
هر موسمی که آید خورشید زی حمل
خورشید چرخ فضل و شرف افتخار دین
[...]
ای کرده درد عشق تو اشکم به خون بدل
وی یازدم سرشته به مهر تو در ازل
ای بیبدل چو جان بدلی نیست بر توام
بر بیبدل چهگونه گزیند کسی بدل
گشتی به نیکویی مثل اندر جهان حسن
[...]
ای آفتاب طلعت تو مشتری محل
امروز مر تراست در آفاق عقد و حل
که بسترت ز آتش و گه چادرت ز آب
گه خازنت زمین و گهی مادرت جبل
روی تو روز تیره من کرد پر ز نور
[...]
آمد ز حوت چشمه خورشید در حمل
بنگر که در حمل چه عجایب کند عمل
از برف سرد سبزه خرم دهد عوض
وز بانگ زاغ نغمه بلبل کند بدل
گویند بلبلان بدل مطربان سرود
[...]
در جستن رضای تو عمری بقدر وسع
بردم بکار هر چه توانستم از حیل
مقدور آدمی دل و تن باشد و زبان
کردم برای خدمت تو هر سه مبتدل
تن خدمت تو کرد و زبان مدحت تو گفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.