ز لعلش کام جستم داد دشنام
بحمدالله که باری یافتم کام
برو ای ماه گردون گوشه ای گیر
که آمد ماه من بر گوشه بام
چو بر یاد لبت نوشم می لعل
لبالب گردد از خون جگر جام
همای سدره باشد کمترین صید
گهی کز مشک گرد مه نهی دام
به رخ ماهی ولی ماه دل افروز
به قد سروی ولی سرو گل اندام
مگو عشقت زکی بوده ست و تاکی
ندارد عشق ما آغاز و انجام
سگت را کاش جامی نام بودی
که رفتی بر زبانت گه گه این نام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به شوق و جذبهای نسبت به معشوق خود اشاره میکند. او از لذت ناشی از وصال و زیبایی معشوق میگوید و تشبیههایی به استفاده از عناصر طبیعی مانند ماه و سرو میآورد تا زیبایی او را توصیف کند. عشق شاعر فاقد آغاز و انجام است و به نوعی ابدی و بیمرز مینماید. در پایان، شاعر آرزو میکند که نام یار بر زبانش باشد، گویی این نام و یاد، مظهر عشق اوست.
هوش مصنوعی: از زیبایی لبان او بهرهمند شدم و به او خرده نمیگیرم، خوشحالم که بالاخره به این کام شیرین دست یافتم.
هوش مصنوعی: ای ماه زیبای آسمان، به یک کنجی برو و پناه بگیر؛ چرا که محبوب من بر لبه بام آمده و در حال تماشا است.
هوش مصنوعی: وقتی به یاد لبهای تو مینوشم، جامی که در دست دارم از خون دل پر میشود.
هوش مصنوعی: پرندهای که در درخت سدره زندگی میکند، حتی اگر کمترین شکار باشد، گاهی اوقات با بویی از مشک، دام را به سوی خود جلب میکند.
هوش مصنوعی: چهرهاش به زیبایی ماه میماند و دل را شاداب میکند، قدش چون درخت سرو بلند و خوشتراش است، اما اندامش مانند گلی لطیف و زیباست.
هوش مصنوعی: عشق تو را قابل توصیف و تعیین منبع ندان، زیرا عشق ما نه سرآغازی دارد و نه پایانی.
هوش مصنوعی: کاش نامی برای سگت داشتی که هر وقت به زبان میآوردی، یاد تو را میآوردم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بدان تا نور مهر و دیگر اجرام
رسد ز انجا بدین الوان و اجسام
چه خدمت کرد شاها بنده تو
که با توست این چنین اعزاز و اکرام
ولیکن خسروا تو آفتابی
که هست این گیتی از تو گشته پدرام
تو دریایی و از دریا همه کس
[...]
ز گردون سعد اکبر داد پیغام
بدستوری که با شاه است همنام
که تا من سعد ملک آسمانم
تو خواهی بود سعدالملک اسلام
ز سعد اکبر ای صدر اکابر
[...]
چنانش در نورد آرد سرانجام
که نتواند زدن فکرت در آن گام
چو در آغاز دید اعیان انحام
ندای کل شنید از یار پیغام
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.