بگشاد نقاب از رخ گل باد بهاران
شد طرف چمن بزمگه باده گساران
شد لاله ستان گرد گل از بس که نهادند
رو سوی تماشای چمن لاله عذاران
در موسم گل توبه ز می دیر نپاید
یاد است مرا این سخن از تجربه کاران
از سبحه شماران مطلب گوهر مقصود
کامد صدف آن کف انگورفشاران
بر صحبت گل دل منه ای مرغ که چون تو
گشتند درین باغ و گذشتند هزاران
از گمشدگان زیر گل آمد به تو سبزه
همچون خط یاران که نویسند به یاران
بین غنچه نشکفته که آورد به سویت
سربسته پیامی ز دل سینه فگاران
جامی نرود سوز تو از سینه به گریه
داغ دل لاله نشود شسته به باران



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به زیباییهای بهار و فصل گلافشانی اشاره دارد، جایی که گلها و لالهها در چمن به تماشای خود مشغولند. شاعر از لذتهای این فصل یاد میکند و میگوید که در این دوران، توبه از می و خوشی ممکن نیست و این تجربهای از گذشتگان است. او به خواننده توصیه میکند که به زیباییهای باغ توجه کند و از غم و اندوه دوری کند، زیرا این فضا پر از جذابیت و عشق است. سرانجام، شاعر به درد و داغ دل خود اشاره میکند و میگوید این سوز و حسرت با آمدن بهار برطرف نخواهد شد.
هوش مصنوعی: نسیم بهاری پرده را از روی گل برداشت و چمن را به دنیای شاداب گلها و نوشندگان عیش و خوشی تبدیل کرد.
هوش مصنوعی: به علت زیبایی و جذابیت گلها، افرادی که به گلهای لاله میرسند، به سمت تماشای چمن و گلهای زیبای دیگر میروند و تحت تأثیر آن قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: در زمان blossom، توبهای که در میخانه صورت بگیرد، دوام چندانی نخواهد داشت. این صحبت را من از کسانی که تجربه بیشتری دارند یاد گرفتهام.
هوش مصنوعی: از جمعآورندگان و شمارندگانی که یادآور ارزشها هستند، بپرسید که هدف اصلی چیست؛ چون صدفی که در آن گوهر وجود دارد به فشاری از دستان انگور چسبیده است.
هوش مصنوعی: ای پرنده، دل به صحبت گل نده! زیرا آنان که چون تو هستند، در این باغ آمده و رفتهاند و هزاران بار چنین کردهاند.
هوش مصنوعی: از کسانی که در زیر خاک گم شدهاند، به تو سبزهای آمده است، مانند نوشتاری که دوستان برای یکدیگر مینویسند.
هوش مصنوعی: در میان غنچهای که هنوز نرسته است، پیامی از دل کسی به سمت تو فرستاده شده است.
هوش مصنوعی: سوزی که تو در دلت داری و به خاطر آن اشک میریزی، هرگز از سینهات خارج نخواهد شد. داغ دل تو باعث نمیشود که لالههای داغ دیده و غمگینت با باران شسته و پاک شوند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلها بربودند و برفتند سواران
ما پای به گل در شده زین اشک چو باران
او رفت، که روزی دو سه را باز پس آید
ما دیده به راه و همه شب روز شماران
بر کشتنم ار شاه سواری بفرستد
[...]
تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران
گل را چه محل پیش رخ لاله عذاران
هر یار که دور از رخ یاران بدهد جان
از دل نرود تا ابدش حسرت یاران
منعم مکن از صحبت احباب که بلبل
[...]
ای در غمت انگشت نما سبحه شماران
زابروی کجت همچو کمان خم چله داران
ساکن نشد از آب مژه آتش آهم
ننشست فرو شعله برق از نم باران
از دولت پابوس تو چون سر نفرازم
[...]
گرجن و بشر دیو و پری باد سواران
شمشیر گذاران
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.