منم امروز و اشک دانه دانه
که رفت از چشمم آن در یگانه
نجوید دل به جز آن عارض و خال
ندارد چاره مرغ از آب و دانه
ز بس افسانه عشق تو خواندم
میان عاشقان گشتم فسانه
سرود عشق هم با عاشقان گوی
چه داند زاهد خشک این ترانه
اگر چه سرو را بالا بلند است
نماید پیش قد او میانه
مگو آن شوخ را طفل است و نادان
که داند بهر بوسی صد بهانه
حدیث بوسه تا کی جامی این بس
که می بوسی به خدمت آستانه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دلتنگی خود اشاره میکند و با چشمان اشکآلود به یاد محبوبش میافتم. او در مییابد که هیچ علاقهای جز عشق معشوقش ندارد و از این عشق بسیار سخن گفته و به افسانهای تبدیل شده است. شاعر همچنین نسبت به زاهدان انتقاد میکند که به زیباییهای عشق و ارزشهای آن بیتوجهاند و بوسه بر محبوب را بهانهای برای عشق واقعی میداند. در نهایت، او با تأکید بر لزوم عشق و بوسه، تکرار مکرراتی در وصف عشق را عنوان میکند.
هوش مصنوعی: امروز من و اشکهایی که یکی یکی از چشمانم میریزد، به خاطر آن موجود یگانه که از دست رفته است.
هوش مصنوعی: دل انسان تنها در پی زیبایی و جذابیت چهرهای خاص است و هیچ راهحل دیگری نمیتواند جایگزین آن شود، مانند اینکه پرندهای فقط به آب و دانه نیاز دارد و نمیتواند از آن چشمپوشی کند.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه داستانهای عشق تو را بسیار خواندهام، میان عاشقان به شکار افسانهها پرداختهام.
هوش مصنوعی: عاشقان در سرود و آهنگ عشق زندگی میکنند و آن را میدانند، اما زاهدان خشک و بیاحساس از درک این زیبایی و لذت زندگی عاجزند و نمیتوانند این ترانه را بفهمند.
هوش مصنوعی: اگرچه سرو قد بلندی دارد، اما در مقابل قامت او کوتاه به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: نگو که آن دختر بازیگوش، کودک و نادان است، زیرا او به خوبی میداند که برای بوسیدن، بهانههای زیادی وجود دارد.
هوش مصنوعی: صحبت از بوسه و عشق تا کی ادامه دارد، وقتی که تو اینقدر با عشق و احترام به درگاه معشوق و خدمت او میرسی؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسی بیعیب نبود در زمانه
رطب را استه باشد در میانه
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک بودی جاودانه
در این گیتی سراسر گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه
تنش گردد شقاوت را فسانه
روانش تیر خذلان را نشانه
یکی گردد بپیروزی دو خانه؟
بمردی باشدش ملک شهانه
سپاهی پیش او شد بی کرانه
همه شیران جنگی و جوانه
جگرشان کرد پیکان را نشانه
[...]
مرا دی یاسمن پیغام دادست
به تو ای صاحب و صدر یگانه
ز هر نوعی سخن گفتهست پنهان
غرض را درج کرده در میانه
چه فرمایی کنون پیغام او را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.