دلم از رشک صبا می لرزد
کز وی آن زلف دو تا می لرزد
بس که می ترسد از آزار تنت
بند بر بند قبا می لرزد
می نهم پا که زنم دست به تو
پا جدا دست جدا می لرزد
دهد آرام زمین کوه و تنم
زیر صد کوه بلا می لرزد
جور مپسند که چتر زر شاه
بر سرش زآه گدا می لرزد
چون دعا گویمت از ترس رقیب
دست من وقت دعا می لرزد
جامی از خم شکنان دارد بیم
بر سر خمکده ها می لرزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حسرت و ترس خود در برابر زیبایی معشوق سخن میگوید. دل او به خاطر زلفهای معشوق میلرزد و به شدت از آزارهای جسمی او میترسد. او تلاش میکند تا به معشوق نزدیک شود، اما احساس میکند که پا و دستش نیز از این ترس جدا میلرزد. شاعر همچنین از عواقب دعا کردن برای معشوق به دلیل رقبایش نگران است و در نهایت به نوعی سنگینی و بیم از خمخانهها و حسنهای معشوق اشاره میکند.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر حسادت به نسیم میلرزد، چون آن نسیم باعث لرزش دو زلف زیبای او میشود.
هوش مصنوعی: به خاطر ترسی که از آسیب به وجود تو دارد، دکمههای قبا به هم میلرزند.
هوش مصنوعی: به آن کسی که به او دل بستهام، نزدیک میشوم، اما وقتی که میخواهم دست به او بزنم، احساس میکنم که دست و پاهایم به خاطر جدایی ما از هم، لرزش و اضطراب دارند.
هوش مصنوعی: زمین در آرامش است و کوهها ساکتند، اما وجود من تحت فشار و رنجهای فراوانی لرزان است.
هوش مصنوعی: نارواست که از فقر و غم یک نیازمند، با وجود سلطنت و بزرگی خود، احساس راحتی کنی؛ چرا که حتی در سایهی تاج و تخت تو، رنج او خود را نشان میدهد و نشانههای ضعف و نگرانی را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: زمانی که برای تو دعا میکنم، از ترس حریف دستم هنگام دعا کردن میلرزد.
هوش مصنوعی: جامی که از دست شکستهکاران به دست آمده، بیم میدهد و بر سر میخانهها به لرزه در آمده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.