رخ نمودی صفا همین باشد
خط فزودی بلا همین باشد
کارم از طره تو درهم شد
کار باد صبا همین باشد
کشمت گفته ای برای خدا
از برای خدا همین باشد
فکر وصل تو هر که را گفتم
گفت ماخولیا همین باشد
شد ز مهرت مس وجودم زر
اثر کیمیا همین باشد
تو شهی خیل نیکوان حشمت
حشمت و کبریا همین باشد
بنما ابروان که جامی را
قبله گاه دعا همین باشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و لطافت معشوق اشاره میکند و معتقد است که جلوههای صفا و زیبایی او به طور طبیعی وجود دارند. عشق و محبت او به معشوق باعث پیچیدگی و درهم شدن احوال وی شده است. شاعر از معشوق به عنوان مصدر مهرت و تاثیر گذار بر وجودش یاد میکند و او را به عنوان صاحب مقام و عظمت میشناسد. در نهایت، او از معشوق میخواهد تا ابروانش را نمایان کند، زیرا برای او همانند قبلهی دعاست.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و دلنشینی تو را ببینم، میفهمم که زیبایی همواره به همراه درد و مشکل است.
هوش مصنوعی: تأثیر تو بر زندگی من به اندازه تأثیر نسیم صبحگاهی است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که کسی به تو گفته است، برای خداوند و با هدف رضای او، این وضعیت را بپذیر و به همین شکل زندگی کن.
هوش مصنوعی: هر کسی که درباره وصال تو با او صحبت کردم، گفت که این فکر، نوعی دیوانگی است و جز این نمیتواند باشد.
هوش مصنوعی: از عشق تو، وجود من به طلا تبدیل شده است و این همچون کیمیاگری است که اثرش همین است.
هوش مصنوعی: تو پادشاه خوبان هستی و عظمت و بزرگواری تو همین است.
هوش مصنوعی: ابروهای خود را نشان بده، چون در این حال صورت زیبایت به گونهای است که برای دعا و خواستهها، برنامهریزی خاصی میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوانم او را دعا همین باشد
وز دعا مدعا همین باشد
بس درین محفلم می و معشوق
تا همانست و تا همین باشد
رودم دل کجا ز کنج لبت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.