گر کنی سایه ام ای سرو خرامان بر سر
سر به پایت نهم و دیده گریان بر سر
می توان نسبت بالای تو با سرو سهی
گر بود سرو سهی را مه تابان بر سر
از گل روی تو تنها چو کنم گشت بهار
نهم از ناله همه صحن گلستان بر سر
شاه خوبان تویی امروز و گر عدل کند
تاج شاهی نهدت خسرو دوران بر سر
رخنه شد زآه دلم چرخ قویدستی کو
که فرو کوبدم این گنبد ویران بر سر
مردم از خواندن یاسین تو خیز ای زاهد
که مرا بس بود این شوخ غزلخوان بر سر
باز کن گوش عنایت سوی جامی که کند
دفتر نثر نثار تو و دیوان بر سر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف عشق و زیبایی یک معشوق خرامان میپردازد و از نور و نغمههای او سخن میگوید. او ابراز میکند که در صورت سایهافکندن معشوق بر سرش، خود را به پای او میاندازد و اشکهایش را نثار میکند. شاعر در وصف زیبایی معشوق به سرو سهی و گلستان اشاره میکند و او را شاه خوبان مینامد. همچنین، آهنگ دلانگیز شاعرانه را یادآور میشود که او را از زاهدی که تنها به تلاوت میپردازد، متمایز میکند. در انتها، جامی از عنایت و توجه معشوق طلب میکند تا آثارش را در دیوان خود جاودانه کند.
هوش مصنوعی: اگر تو سایهام شوی، ای سرو با وقار، سرم را بر پای تو میگذارم و چشمانم را پر از اشک میکنم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم به زیبایی و قامت تو اشاره کنیم، میتوانیم تو را به سرو زیبایی تشبیه کنیم که در بالای آن، ماهی روشن درخشان است.
هوش مصنوعی: وقتی که به چهره زیبای تو نگاه میکنم، بهار در وجودم زنده میشود و از نالههای عاشقانهام، تمام باغ گلها پر از صدای فریاد عاشقی میشود.
هوش مصنوعی: امروز تو بهترین زیبایی هستی و اگر عدالت برقرار شود، خسرو دوران تاج سلطنت را بر سرت خواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: دل من از شدت اندوه و غم به زارو الفت میزند، گویا که میخواهم با تمام قوا این گنبد شکسته و ویران را بر سر آن کس که باعث این درد و رنج من است خراب کنم.
هوش مصنوعی: مردم از شنیدن آیات و مضامین تو شگفتزده شدهاند؛ ای زاهد، بلند شو که دیگر نیازی به این شعرهای بازیگوش ندارم.
هوش مصنوعی: گوش خود را به سخن و توجه خاصی بسپار که با نوشیدنیای که در دست داری، زندگینامهات را برایت رقم خواهد زد و اشعار و یادگاریهایت را روی سرت نثار خواهد کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل بدست غم جانان دهم و جان بر سر
گر چه زین کار فتد رنج فراوان بر سر
روی او شاهد حالست که در بردن دل
آمد آن طره طرار پریشان بر سر
دستگیر ار نشود زلف چو مشکین رسنش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.