خیزُ دَر دٍه شراب گلگون را
شادیِ اندرون و بیرون را
آن چُنان مست کن ز باده مرا
که ندانم ز کوه، هامون را
چون ز باده سرم شود گردان
نارم اندر شمار گردون را
خون من خورد چرخِ ساغرشکل
باز خواهم ز ساغر آن خون را
جرعه بر خاک ریز بیشترک
مست گردان دماغ قارون را
تا ز شادیّ آن براندازد
از دل خلق گنج مدفون را
چرخ افگند اهل دانش را
آسمان برکَشید هر دون را
باده را در فکن تو نیز به جام
برکش آنگه سماع موزون را
تنگ ابریشمین بکش بر چنگ
گرم کن بارگیر گلگون را
تا ز بهر شکست لشکر غم
به سر خم برم شبیخون را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت از نوشیدن شراب میپردازد و آن را به عنوان وسیلهای برای رسیدن به شادی و فراموشی غمها معرفی میکند. او از شراب میخواهد که او را به حالتی مست و بیخبر از دنیای پیرامون بکشاند، تا از بار غمها رهایی یابد. با آرامش و به زبان موسیقی در یک شب شاداب، او از دوستانش میخواهد که با هم باده بنوشند و شادی را در دل خود زنده کنند. تمام این تصورات به هدف شکست غم و پیدا کردن گنجهای پنهان در دل انسانهاست.
هوش مصنوعی: بیا و جام سرخ شراب را بردار، که شادی درون و بیرون را به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: مرا چنان در خوشی و سرمستی غرق کن که دیگر نتوانم تفاوت بین کوه و دشت را تشخیص دهم.
هوش مصنوعی: وقتی که از شراب سرم شلوغ میشود، نمیتوانم در شمار دنیا بمانم.
هوش مصنوعی: من از نوشیدن شراب که به من آسیب رسانده است، رنج میکشم و به زودی دوباره به یاد آن شراب تلخ برمیگردم.
هوش مصنوعی: بیشتر از این، شراب را بر زمین بریز تا اینکه مغز قارون را مست و خراب کند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که شادی او از دل مردم گنجینهای پنهان را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: آسمان علم و دانش را بر دو گروه از مردم فرود آورد و به آنها افتخار و مقام بخشید.
هوش مصنوعی: شراب را در جام بریز و آن را بلند کن، سپس به موسیقی زیبا گوش بده.
هوش مصنوعی: دستمال لطیفی را بر چنگ بکش و بار گل سرخ را گرم کن.
هوش مصنوعی: برای اینکه از غم شکست لشکر بگریزم، شب به کمین مینشینم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آهشان سوخت سقف گردون را
اشکشان دجله ساخت هامون را
از برای صلاح مجنون را
بازخوان ای حکیم افسون را
از برای علاج بیخبری
درج کن در نبیذ افیون را
چون نداری خلاص بیچون شو
[...]
همچو یک لقمه جسم قارون را
جنس او صد هزار ملعون را
مهر بگشای لعل میگون را
مست کن عاشقان مجنون را
رخ نمودی و جان من بردی
اثر این بود فال میمون را
دل من کشته بقای تو باد
[...]
هوشمندی بدید مجنون را
آن ز فرمان عقل بیرون را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.