گفتم چو بسته ام کمر بندگیّ تو
بهر میان خویش ز جوزا کمر خرم
در خاطرم نبود که بر خوان دولتت
آب آنگهی خورم که به خون جگر خرم
لایق شناسی از کرم خود که بردرت
من جان برایگان دهم و نان به زر خرم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
گفتم چو بسته ام کمر بندگیّ تو
بهر میان خویش ز جوزا کمر خرم
در خاطرم نبود که بر خوان دولتت
آب آنگهی خورم که به خون جگر خرم
لایق شناسی از کرم خود که بردرت
من جان برایگان دهم و نان به زر خرم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و بندگی خود نسبت به محبوب سخن میگوید و احساسات عمیق خود را ابراز میکند. او به یاد میآورد که هرچند زندگیاش در خدمت محبوب است، گاه باید به سختیهای زندگی نیز تن بدهد. او آرزو دارد که دریافتهایش از محبت و کرم محبوبش بیشتر شود و حاضر است جان خود را فدای او کند حتی اگر در این راه از نعمات دنیوی نیز بگذرد. در نهایت، این شعر بیانگر تلاطم و عشق عمیق شاعر در پیوند با محبوبش است.
هوش مصنوعی: گفتم وقتی که خود را به خدمت تو درآوردهام، برای اینکه میانهام را زیبا کنم، از شادی و سرور خود بهره میبرم.
هوش مصنوعی: من به خاطر نیاوردم که در مهمانی خوشبختیات زمانی خوراکی بنوشم که در دل از غم و درد رنج میبرم.
هوش مصنوعی: مناسب است که شایستگی کسی را با محبت و بزرگواری او بسنجید، چرا که اگر او به من لطف و کرامت کنند، من در عوض جانم را به رایگان در اختیارش میگذارم و حتی نان نیز به آهنگ شادیاش میدهم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گفتم چو بستهام کمرِ بندگیِ تو
بهر میانِ خویش ز جوزا کمر خرم
در خاطرم نبود که بر خوان دولتت
نان آنگهی خورم که به خونِ جگر خرم
لایق شناسی از کرم خود که بر درت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.