ای که بر خدمت تو کردم وقف
هم نهان خود و هم پیدا را
چرخ را یک حرکت در همه عمر
بر خلاف تو نباشد یارا
نیست معلوم همانا بر وجه
حال من خاطر مولانا را
چشم دارم که کنی گوش کرم
سوی خادم شرف اصغا را
مدّتی رفت چو دستار دراز
که تو یک جبّه ندادی ما را
کرمت چون همگانرا تشریف
داد هم جاهل و دانا را
ای عجب می بتوانی دیدن
در چنین جامه چو من برنا را؟
زانکه هر هفته مرا این کارست
که مطّرا کنم این کالا را
مبلغی سیم به من بر جمعست
هم مطرّایی و هم رفّا را
بس که می شویم و می کوبم باز
جبّۀ خویشتن و دستا را
ریزه ریزه شدی از زخم کدین
پوششم گرنبدی جز خارا
وگر این حرمان کاریست که خاص
اوفتادست من تنها را
سیم شونده و کوبنده بده
تا ز سر باز کنم اینها را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان حال خود در مواجهه با محبوب میپردازد. وی از عشق و نیکی که به معشوق کرده است، صحبت میکند و از او خواستار توجه و لطف بیشتری است. او به دشواریهای زندگی و زحماتش اشاره میکند و از چالشهای خود در پیمودن این راه سخن میگوید. شاعر به وضعیت ناگوار خود اشاره میکند و در میانهٔ این عشق و فراق، خواهان بخشش و شفقت از محبوب است. در نهایت، او از محبوب میخواهد که باری را از دوش او بردارد و به او کمک کند تا از زخمها و مشکلاتش رهایی یابد.
هوش مصنوعی: ای کسی که من برای خدمت به تو، نه تنها خودم را بلکه همه چیزم را وقف کردهام، چه در روشنی و چه در پنهانی.
هوش مصنوعی: دوست عزیز، چرخ زندگی همیشه در یک جهت میچرخد و هیچگاه بر خلاف تو حرکت نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: حال من مشخص نیست و نمیتوانم به درستی احساساتم را بیان کنم. این موضوع برای مولانا نیز ایجاب میکند که از احساسات من آگاه نباشد.
هوش مصنوعی: چشمی دارم که میخواهد توجه تو را جلب کند، گوش کن به این درخواست خادم که به شرافت تو احترام میگذارد.
هوش مصنوعی: مدتی گذشت که به انتظار دستیاری از تو بودیم، اما تو حتی یک پوشش ساده هم به ما ندادی.
هوش مصنوعی: برخورد تو با همه، چه نادان و چه دانا، بسیار محترمانه و با احترام است.
هوش مصنوعی: ای جای شگفتی که تو میتوانی در چنین لباس زیبایی، جوانی همچون من را ببینی!
هوش مصنوعی: هر هفته موظفم که این کار را انجام دهم تا این کالا را به خوبی آماده کنم.
هوش مصنوعی: مقداری پول نزد من است که هم به کسانی که باران میریزند نیاز دارم و هم به بافندگان.
هوش مصنوعی: زیاد در حال تغییر و تحول هستم و بارها باید تلاش کنم تا دوباره خودم را بازسازی کنم و مشکلاتم را حل کنم.
هوش مصنوعی: تو با دردهایی که به من زدی، به تدریج و آرام آرام از هم پاشیده میشوی، و اگر هم از من دور شوی، برایم هیچ اهمیتی نخواهی داشت، چون من فقط سنگین و سخت میمانم.
هوش مصنوعی: اگر این ناامیدی چیزی است که تنها به من مربوط میشود، پس این درد و رنج تنها سهم من است.
هوش مصنوعی: به من آن چیزی را بده که بتوانم به راحتی از پس این مشکلات برآیم و آنها را کنار بگذارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می دهد سبزه و گل صحرا را
می کند آبله رو دریا را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.