شب نباشد که آه خاقانی
فلک چنبری نمیشکند
گرچه ار روزگار زاده است او
روزگارش به کینه میشکند
آبگینه ز سنگ می زاید
لیک سنگ آبگینه میشکند
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
شب نباشد که آه خاقانی
فلک چنبری نمیشکند
گرچه ار روزگار زاده است او
روزگارش به کینه میشکند
آبگینه ز سنگ می زاید
لیک سنگ آبگینه میشکند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساس ناامیدی و شکایت از روزگار را بیان میکند. او میگوید که شبها با آههایش درگیر است و میبیند که فلک هم به او رحم نمیکند. اگرچه او خود زادهی روزگار پر کینه است، اما شرایط زندگیاش او را میشکند. با استفاده از تشبیه، شاعر نشان میدهد که چطور زیبایی و ارزش (آبگینه) میتواند از چیزی سخت و بیرحم (سنگ) زاده شود، اما این سختی نیز میتواند زیبایی را نابود کند.
هوش مصنوعی: هیچ شبی نیست که درد و ناله خاقانی را نشنود و آسمان به خاطر آن نالهها به هم نریزد.
هوش مصنوعی: هرچند او از روزگار به دنیا آمده است، اما روزگارش با کینه و دشمنی به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: شیشه از سنگ به وجود میآید، اما سنگ میتواند شیشه را بشکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.